بهزاد نبوی: «جناح راست» ما را به دلیل اجرای سیستم کوپنی متهم به گرایش کمونیستی می‌کردند

ما حتی با تمام دشواری‌ها، و با چنگ و دندان از طریق راه‌های غیرمستقیم و حتی با خرید گندم از ترکیه و واردات آن از طریق بنادر شمالی آن کشور با کامیون، تلاش کردیم که هیچ‌گاه مردم با کمبود نان مواجه نشوند. می‌دانستیم که بی‌نانی نه‌تنها یک بحران اقتصادی، بلکه یک تهدید اجتماعی و امنیتی جدی خواهد بود.

بهزاد نبوی: «جناح راست» ما را به دلیل اجرای سیستم کوپنی متهم به گرایش کمونیستی می‌کردند

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ ستاد بسیج اقتصادی و راهکارهای اجرایی آن در سال‌های آغازین جنگ‌هشت ساله عراق و ایران، یکی از فصل‌های مهم کتاب اقتصاد جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود. فصلی‌که منتقدان و مدافعان سرسختی در پنج دهه اخیر داشته است. برای بررسی کارنامه این ستاد به سراغ بهزاد نبوی نخستین سرپرست ستاد بسیج اقتصادی در دوره جنگ هشت ساله رفته‌ایم.

این چهره سیاسی باسابقه که در سابقه اجرایی خود سخن‌گویی دولت شهید رجایی، وزارت صنایع سنگین دولت میرحسین موسوی، مشاورت رئیس‌جمهور در دولت سیدمحمد خاتمی و نایب‌رئیسی در مجلس ششم را ثبت کرده است، در این گفت‌وگو برخی از چالش‌ها و همچنین نقاط ضعف و قوت ستاد بسیج اقتصادی در دوره جنگ را مورد بررسی قرار داده است.

هرچند که این مصاحبه پیش از جنگ دوازه روزه اسرائیل و ایران انجام شده است، اما این فعال سیاسی به سبب تهدیدات روزافزون علیه ایران تاکید داشت که برای عبور از بحران‌هایی چون تحریم‌های گسترده و یا حملات احتمالی دیگر به ایران، دولتمردان برای جلوگیری از نارضایتی‌های احتمالی باید از هم اکنون به فکر تدوین راهبردی شبیه به آن‌چه در دهه شصت در ایران انجام شد باشند.

مشروح این گفت‌وگو در مجله «گواه» نسخه پاییز ۱۴۰۴ چاپ و منتشر شده است که بخشی از آن در ادامه از نظر می‌گذرد.

با مرور تاریخ انقلاب و نظام جمهوری‌اسلامی ایران آشکار می‌شود که ایده ستاد بسیج اقتصادی، ابتدا در دولت موقت مطرح شد و مسئولیت آن هم برعهده مرحوم عزت‌الله سحابی قرار گرفت، برای آغاز بحث می‌خواستم این پرسش را طرح کنم که چه در دوره دولت موقت و چه در دولت شهید رجایی چه ضرورتی برای تاسیس این نهاد احساس می‌شد؟

درواقع، من به ‌طور مستقیم در جریان جزئیات تشکیل ستاد بسیج اقتصادی در دوره دولت موقت نبودم و اطلاعات کاملی از نحوه عملکرد آن ندارم؛ اما آن‌چه می‌دانم این است که این ایده - یعنی ایجاد سازوکاری برای مواجهه هدفمند با چالش‌های اقتصادی پس از انقلاب - ابتدا در همان دوران مطرح شد و مسئولیت آن به مرحوم آقای مهندس عزت‌الله سحابی سپرده شد.

شرایط آن روزها، یعنی ماه‌های نخست پس از پیروزی انقلاب، بسیار پیچیده و همراه با نااطمینانی‌های شدید اقتصادی بود. قاعدتا همین شرایط باعث شد که فکرِ تشکیل چنین ستادی مطرح شود؛ ستادی با اهدافی مانند سامان‌دهی عرضه کالاها و یا طراحی راهکارهای مقابله با بحران‌های احتمالی. اما تا آن‌جا که می‌دانم، این ستاد فرصت اجرایی ‌کردن برنامه‌هایش را پیدا نکرد.

آن‌چه ما بعداً در دوره‌های بعدی - به‌ویژه در دوره جنگ - از آن بهره بردیم، بیشتر همین ایده‌ها بود؛ مثلاً سیستم سهمیه‌بندی کالا یا استفاده از کوپن کالاهای اساسی. به ‌طور مشخص، این طرح‌ها پیش از شروع جنگ تحمیلی مطرح شده بودند، اما اجرای واقعی‌شان به دلیل شرایط سیاسی و اداری زمانِ آن و شاید هم کوتاه ‌بودن عمر دولت موقت محقق نشد.

بنابراین، اگرچه ما مستقیماً شاهد عملکرد عملیاتی آن ستاد نبودیم، اما می‌توان اذعان کرد که برخی از راهکارهایی که بعدها در دوران جنگ به ‌کار گرفتیم، ریشه در همان ایده‌های آغازین داشتند.

برای تحلیل بهتر وضعیت دولت شهید رجایی در هنگام ورود به عرصه اجرایی کشور، خوب است نگاهی به شرایط آن روز ایران داشته باشید.

وقتی از شرایطی صحبت می‌کنیم که دولت شهید رجایی وارد عرصه اجرایی کشور شد، باید اول بگویم: ما در آن لحظه، در دل یک بحران بزرگ بودیم. جنگ، نه فقط به‌ عنوان یک درگیری نظامی، بلکه به ‌عنوان یک بحران جامع در همان روزهای ابتدایی یعنی در آخر شهریور و اوایل مهر ۱۳۵۹ بخش‌های عمده ساختارهای اقتصادی کشور را درگیر خود کرده بود. تهران بمباران شده بود. خرمشهر- مهم‌ترین بندر وارداتی کشور - بعد ازحدود یک ماه مقاومت، تصرف شد. آبادان، پالایشگاهی که بیشترین سهم را در تأمین سوخت داخلی داشت، محاصره شد. خارک، شاه‌راه صدور نفت، هدف قرار گرفت. در ظرف چند روز، زنجیره تأمین کشور در اکثر بخش‌ها با بحران مواجه شد.

درباره شرایط آن ایام باید تاکید کنم که پس از حمله عراق با توجه به وابستگی ایران به واردات گندم، میزان ذخایر آن نگران‌کننده شده بود. خرمشهر - پنجره اصلی واردات کالاهای اساسی مانند گندم، جو، شکر و روغن - از دست رفته بود. بندرعباس هنوز زیرساخت‌های لازم برای جایگزینی آن را نداشت. فعالیت پالایشگاه آبادان که بخش عمده سوخت کشور را تامین می‌کرد، متوقف شده بود. با حمله به خارک هم صادرات نفت ایران نیز با مشکل مواجه شده بود، درآمدهای ارزی کشور هم به‌شدت کاهش یافته بود. از تامین سوخت تا ارائه نان به مردم، همه چیز با بحران مواجه بود. حمله به تهران و سایر شهرها نیز تاثیر روانی روی جامعه گذاشته بود

در چنین فضایی، ما ناچار شدیم به فکر «اقتصاد جنگی» بیفتیم. در این‌جا باید تا کید کنم که ما هم تجربه‌ای نداشتیم و بدون تجربه، بدون الگو، بدون دستورالعمل. تنها چیزی که داشتیم، ایمان به ملت و کمک خدا بود؛ و همین‌جا بود که به ایده «ستاد بسیج اقتصادی» رسیدیم: سازوکاری برای مدیریت ذخایر، هدایت مصرف و سهمیه‌بندی کالا، همان طرحی که بعداً به‌ صورت عملیاتی پیاده شد و توانست حداقل، از قحطی، کمبود و هرج‌ومرج بازار جلوگیری کند.

باید صادقانه بگویم: خودم هنوز هم نمی‌دانم چگونه توانستیم از آن بحران‌ها روسیاه بیرون نیاییم. لطف خدا در این مسیر بسیار ما را در رسیدن به اهداف مطرح شده یاری کرد.

 

منبع: خبر آنلاین
ارسال نظر

خبر‌فوری: رمزگشایی رویترز از سفر ترامپ به پکن | چین رابطه راهبردی با ایران را قربانی خواسته آمریکا می کند؟