پارادوکس سیاست واشنگتن؛ چگونه حقوق هستهای ایران قربانی روابط سیاسی شد؟
حسین موسویان، دیپلمات پیشین ایرانی میگوید: «تجربه ایران، پرسشهای جدی درباره بیطرفی نظام عدم اشاعه هستهای ایجاد کرده است چون وقتی متحدان آمریکا از حقوق هستهای برخوردارند اما رقبای واشنگتن از همان حقوق محروم میشوند، اصل جهانشمول بودن معاهده هسته ای انپیتی بیاعتبار شده است.»
نشست تخصصی «چالشهای کنترل بینالمللی مواد هسته ای» در حاشیه کنفرانس بازنگری معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای در مقر سازمان ملل متحد برگزار شد؛ نشستی که با مشارکت و حمایت مشترک کشورهای اتریش، برزیل، ژاپن و برنامه علم و امنیت جهانی دانشگاه پرینستون، به بررسی چالشهای روز رژیمعدم اشاعه و تحولات پروندههای هستهای در جهان پرداخت. در این نشست، موضوع برنامه هستهای ایران و رویکرد قدرتهای جهانی نسبت به آن، یکی از محورهای اصلی بحث و تبادل نظر بود.
حسین موسویان، دیپلمات پیشین ایرانی در سخنرانی خود در این نشست گفت: در حالی که ایالات متحده طی دهههای گذشته خود بنیانگذار برنامه هستهای ایران بود، امروز همان کشور به اصلیترین مخالف حق هستهای ایران در چارچوب معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای تبدیل شده است؛ تناقضی که به نشاندهنده «سیاسی شدن معیارهایعدم اشاعه» است.
در دوران شاه؛ حمایت کامل غرب از برنامه هستهای ایران صورت گرفت
وی در ادامه گفت: در فاصله سالهای ۱۹۵۷ تا ۱۹۷۹، ایران متحد راهبردی آمریکا محسوب میشد و واشنگتن نه تنها با برنامه هستهای ایران مخالفتی نداشت، بلکه خود پایهگذار آن بود. دولت جرالد فورد در سال ۱۹۷۵ چارچوب گسترده همکاری هستهای غیرنظامی با ایران را تصویب کرد و حتی ارزیابی سازمان سیا در سال ۱۹۷۴ پیشبینی کرده بود که ایران میتواند تا سال ۱۹۸۴ به تولید سلاح هستهای دست یابد. با این حال، این موضوع مانع حمایت آمریکا از برنامه هستهای شاه نشد. لذا در آن دوران، نه تنها آمرکیا و اروپا برای «هستهای شدن ایران» مسابقه گذاشتند بلکه با وجود احتمال جدی ساخت بمب هستهای توسط شاه، جاهطلبی هستهای ایران در چارچوب معاهده ان پی تی قابل قبول را پذیرفتند، زیرا ایران متحد آمریکا بود.
پس از انقلاب؛ شاهد محرومسازی کامل ایران از حقوق هستهای بودیم
استاد دانشگاه پرینستون افزود: پس از انقلاب ۱۹۷۹، سیاست آمریکا به طور کامل تغییر کرد. واشنگتن و اروپا تمامی همکاریهای هستهای با ایران را متوقف کردند، تکمیل نیروگاه بوشهر را با فشار سیاسی مختل ساختند و حتی سوخت رآکتور تحقیقاتی تهران را که خود آمریکا در سال ۱۹۶۷ ساخته بود، قطع کردند. آمریکا در این دوره سیاست «صفر کردن فناوری هستهای ایران» را دنبال کرد؛ رویکردی که عملاً حقوق مصرح ایران در معاهده ان پی تی برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را زیر پا گذاشت.
استاندارد دوگانه در موضوع غنیسازی
موسویان با اشاره به وجود استاندارد دوگانه درباره حق کشورها برای بهره برداری از فناوری هستهای خاطر نشان کرد: در مرحله بعد، یعنی بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۵، ایران موفق شد فناوری غنیسازی اورانیوم را بومیسازی کند. در واکنش، آمریکا سیاست «عدم غنیسازی برای ایران» را در پیش گرفت؛ در حالی که کشورهایی مانند ژاپن، برزیل، آرژانتین و آلمان همچنان از حق غنیسازی برخوردار بودند. این سیاست دوگانه حقوق هستهای در نظام بینالملل نه بر اساس قواعد حقوقی ثابت، بلکه بر مبنای روابط سیاسی با آمریکا تفسیر و اجرا شده است.
برجام؛ حتی پایبندی کامل هم کافی نبود
دیپلمات پیشین ایران در ادامه سخنانش با اشاره به اینکه برجام در سال ۲۰۱۵ بین ایران و قدرتهای جهانی توافق شد و شورای امنیت سازمان ملل و آژانس بین المللی انرژی هستهای آن را تصویب کردند، گفت: برجام «قویترین توافقعدم اشاعه تاریخعدم اشاعه هسته ای» بود که تحت نظارت شورای امنیت و آژانس بینالمللی انرژی اتمی اجرا شد. ایران به تمام تعهداتش عمل کرد ازجمله اینکه بیش از ۱۰ تن اورانیوم غنیشده خود را صادر یا رقیق کرد، ذخایر اورانیوم با غنای بالا را حذف نمود و گستردهترین نظام نظارتی آژانس را پذیرفت. با این حال، ایالات متحده از توافق خارج شد و سیاست «فشار حداکثری» را اعمال کرد. این تحول نشان داد که حتی «پایبندی کامل» نیز تضمینی برای حفظ توافق با آمریکا نیست.
از معاهده انپیتی تا مدل لیبی
وی افزود: در مذاکرات ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶بین ایران و آمریکا، ایران با مجموعهای از اقدامات اعتمادساز از جمله تعلیق موقت غنیسازی، انتقال یا رقیقسازی اورانیوم غنیشده و پذیرش نظارتهای گسترده موافقت کرده بود، اما آمریکا همچنان بر «غنیسازی صفر» و برچیدن زیرساختهای هستهای ایران اصرار داشت چون نتانیاهو اعلام کرده بود که تنها توافقی را در مورد ایران را میپذیرد که بر مشابه «مدل لیبی» باشد، مدلی که لیبی پذیرفت تاسیاست هستهای اش را نابود کند و سپس مورد حمله نظامی قرار گرفت. حملات آمریکا و اسرائیل نشان داد که هدف نهایی این دوکشور، اجرای معاهده ان پی تی نیست بلکه تحمیل «مدل لیبی» به ایران بوده است؛ مدلی که در آن یک کشور باید تمام زیرساختهای راهبردی هستهای خود را واگذار کند.
بحران اعتماد به رژیمعدم اشاعه
حسین موسویان در پایان سخنانش گفت: این واقعیات نشان میدهد که تجربه ایران، پرسشهای جدی درباره بیطرفی نظامعدم اشاعه هستهای ایجاد کرده است چون وقتی متحدان آمریکا از حقوق هستهای برخوردارند اما رقبای واشنگتن از همان حقوق محروم میشوند، اصل جهانشمول بودن معاهده هستهای ان پی بیاعتبار شده است. در عین حال حملات نظامی، تحریمها و فشارهای امنیتی و حمله نظامی موجب تقویت نگاه بازدارندگی و کاهش اعتماد به دیپلماسی و نهادهای بینالمللی شده است.