محمد عطریانفر، تحلیلگر سیاسی:
بدون زیرساختهای سیاسی هیچ توافقی دوام ندارد | تهران و واشنگتن در برخی موضوعات به جمعبندیهای اولیه رسیدهاند
مذاکره موفق میان دو قدرت فائقه جهانی (ایران و آمریکا) که نتیجهبخش بوده و برونرفت روشن و موثر داشته باشد و اسیر چرخه باطل پیشین که در دولت احمدینژاد تجربه کرده بودیم، نشود صرفا یک فرآیند سیاسی و کنش عادی نیست، شکلگیری زیرساختهای متقابل اعتماد، اراده سیاسی و تضمینهای اجرایی از سوی دو طرف از ضرورتهای غیرقابل اجتناب آن است.
محمد عطریانفر، تحلیلگر سیاسی با آخرین ارزیابی فضای مذاکراتی تهران-واشنگتن بهخبرنگار «چندثانیه» میگوید:
همانگونه که پیش از آغاز درگیریها و جنگ تمامعیار اخیر با امریکا اشاره داشتم، برقراری روابط عادلانه و غیرتحمیلی با واشنگتن نیازمند ایجاد زیرساختهای سیاسی دوجانبه است.
اکنون نیز تاکید میکنم مذاکره موفق میان دو قدرت فائقه جهانی (ایران و آمریکا) که نتیجهبخش بوده و برونرفت روشن و موثر داشته باشد و اسیر چرخه باطل پیشین که در دولت احمدینژاد تجربه کرده بودیم، نشود صرفا یک فرآیند سیاسی و کنش عادی نیست، شکلگیری زیرساختهای متقابل اعتماد، اراده سیاسی و تضمینهای اجرایی از سوی دو طرف از ضرورتهای غیرقابل اجتناب آن است.
تجربه سالهای گذشته نشان داده که بدون وجود این موارد، حتی توافقهای حاصلشده در اجرا با چالش نامطمعن و ناپایدار مواجه خواهد شد.
اکنون و پس از تحولات اخیر، که قدرت مقابله تمامعیار و حملات موفق نظام جمهوری اسلامی ایران بر امریکا و رژیم اشغالگر قدس آشکار شده، به نظر میرسد تهران و واشنگتن در برخی موضوعات به درک مشترک و جمعبندیهای اولیه رسیدهاند.
موضوعی که میتواند نشانهای از وجود اراده دو طرف برای جلوگیری از تشدید تنشها در آینده و حرکت به سمت مدیریت اختلافات باشد. با این حال، نباید این وضعیت را به معنای حلوفصل کامل اختلافها تلقی کرد.
واقعیت این است که همچنان شکافهای مهمی در حوزههای امنیتی، منطقهای، اقتصادی و موضوع تضمین تعهدات وجود دارد.
از همین رو، چشمانداز مذاکرهها را نباید در قالب یک توافق سریع و فراگیر بررسی کرد بلکه در چارچوب روندی تدریجی، مرحلهبندیشده و مبتنی بر اقدامات متقابل ارزیابی میشود.
به باور من، مهمترین تحول امروز آن است که طرفین بیش از هر زمان دیگری نسبت به هزینههای رویارویی متقابل آگاه شدهاند. این درک مشترک میتواند زمینه را برای پیشبرد گفتوگوها فراهم کند.
بنابراین میتوان گفت پنجره دیپلماسی همچنان باز است، اما موفقیت آن منوط به آن است که هر دو طرف از رویکردهای صرفا تاکتیکی عبور کرده و به سمت ایجاد سازوکارهای پایدار و قابل اعتماد حرکت کنند.
در مجموع تا امروز پس از چندین بار گفتوگو بین تیمهای مذاکرهکننده که در سطوحی متناظر صورت گرفته است، چشمانداز مذاکرات را میتوان محتاطانه مثبت ارزیابی کرد.
همچنین نه آنقدر خوشبینانه که از موانع موجود غفلت شود و نه آنقدر بدبینانه که فرصتهای شکلگرفته نادیده گرفته شود. آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، تبدیل تفاهمهای اولیه به توافقهای عملی و قابل اجراست.