اسحاق جهانگیری: رهبر فقید انقلاب با ورود کشور به جنگ مخالف بودند | باید شرایط «نه جنگ و نه صلح» هرچه سریع‌تر پایان یابد

جهانگیری با تأکید بر اینکه در حال حاضر سه مسیر کلی پیش روی کشور قابل تصور است، گفت: نخست، تداوم وضعیت موجود یعنی آتش‌بس و وضعیت نه جنگ و نه صلح؛ دوم، بازگشت به درگیری و تشدید تنش؛ و سوم، حرکت به سمت کاهش تنش‌ها و بهره‌گیری از ظرفیت‌های دیپلماتیک.

اسحاق جهانگیری: رهبر فقید انقلاب با ورود کشور به جنگ مخالف بودند | باید شرایط «نه جنگ و نه صلح» هرچه سریع‌تر پایان یابد

به گزارش چندثانیه آنلاین، اسحاق جهانگیری، معاون اول حسن روحانی در دولت‌های یازدهم و دوازدهم گفتگویی با روزنامه سازندگی داشته است که در ادامه می‌خوانید؛ 

جهانگیری ابتدا در پاسخ به این سوال که با توجه به شرایط پیچیده داخلی و بین‌المللی، جنگ‌ها و تهدیدهای اخیر و ریسک تداوم یا تشدید بحران، ایران چگونه می‌تواند از وضعیت کنونی عبور کند؟ گفت: اکنون در مقطعی بسیار ویژه قرار داریم که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً با تعابیری مانند «دوران حساس» توصیف کرد. تا پیش از سال ۱۴۰۴ بخش عمده بحث‌ها درباره نحوه اداره کشور حول محور مسئله تحریم‌ها شکل گرفته بود. حدود ۲۰ سال کشور با انواع مختلف تحریم‌ها ازجمله تحریم‌های ایالات متحده، اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل مواجه بوده و طبیعی است که این شرایط آسیب‌هایی را به اقتصاد و ساختار کشور وارد کرده باشد. با این حال در دل همین تهدیدها، فرصت‌هایی نیز برای کشور ایجاد شد و در مقاطع مختلف اقداماتی برای مدیریت شرایط انجام گرفت. 

او ادامه داد: در سال‌های اخیر، کشور تجربه‌ای از مدیریت شرایط تحریم به‌دست آورد؛ به این معنا که یاد گرفته بودیم چگونه به تعبیر رایج، تحریم‌ها را دور بزنیم و مسیرهایی برای تداوم فعالیت‌های اقتصادی پیدا کنیم؛ به‌گونه‌ای که اگر کالایی برای صادرات مدنظر بود، امکان صادرات فراهم شود و اگر کالایی نیاز به واردات داشت، امکان واردات آن وجود داشته باشد. در واقع بخش مهمی از اقتصاد کشور در همین چارچوب و با افزایش هزینه‌ها اما حفظ جریان کلی مبادلات اداره شد. در این میان تأکید من این بوده که تفاوت اصلی این شرایط با وضعیت عادی بیشتر در سطح هزینه‌هاست؛ کار در هر صورت برای مدیریت ایران انجام شدنی است اما هرچه تحریم‌ها سخت‌تر می‌شوند، هزینه اداره کشور بالاتر می‌رود و شرایط نیز تا حدودی دشوارتر می‌شود. 

علاوه بر این، شاخص‌های اقتصادی کشور در دو دهه گذشته، مسیر مطلوبی را طی نکرده است. مشکلات مزمن اقتصاد، نارسایی‌های ساختاری، برخی ضعف‌های مدیریتی و از همه مهم‌تر تأثیر تحریم‌ها، کشور را با ناترازی‌های گسترده‌ای روبه‌رو کرده است. با این حال، ایران همچنان از منابع عظیم مادی و سرمایه‌های انسانی ارزشمندی برخوردار است که بهره‌گیری از آن‌ها مستلزم تصمیم‌گیری‌های جدی و مؤثر بوده و هست. 

مهم‌ترین چالش‌های کشور

جهانگیری تأکید کرد که ترکیب این عوامل در طول سال‌های گذشته هزینه‌های قابل‌توجهی بر اقتصاد کشور و زندگی مردم تحمیل کرده و گفت: این آثار در شاخص‌هایی همچون رشد اقتصادی، میزان سرمایه‌گذاری، نرخ تورم همچنین افزایش جمعیت زیر خط فقر قابل مشاهده است؛ به‌ویژه در سال‌های اخیر که با جهش‌های تورمی، روند افزایش فقر شدت بیشتری یافته است. از سوی دیگر، ناترازی‌ها در بخش‌های اصلی اقتصاد نیز قابل‌توجه است؛ ازجمله در بودجه دولت که با کسری مزمن مواجه است، در نظام بانکی که با چالش‌های ساختاری روبه‌روست و در حوزه انرژی که ناترازی در تولید و مصرف برق و گاز به شکل جدی مشاهده می‌شود. هرچند دولت‌ها تلاش‌هایی برای کاهش این ناترازی‌ها انجام داده‌اند اما در سال ۱۴۰۴ و در پی تحولات جدید و جنگ اخیر، برخی از این‌عدم تعادل‌ها تشدید شده است. حل این مسائل همواره در دستورکار دولت‌ها بوده و برنامه‌های فنی متعددی نیز برای آن تهیه شده اما تحقق آن‌ها نیازمند مجموعه‌ای از پیش‌نیازهای اساسی است. 

او این پیش‌نیازها را شامل تعامل سازنده با اقتصاد جهانی، تأمین منابع مالی گسترده در حد صدها میلیارد دلار، ایجاد امنیت و ثبات برای حضور فعال بخش خصوصی، ارتقای سرمایه اجتماعی و جلب اعتماد عمومی برای اجرای تصمیمات سخت همچنین برخورداری از مدیریت قوی و کارآمد دانست و افزود: در سال‌های گذشته نیز بارها تأکید شده بود که در صورت فراهم شدن این پیش‌نیازها با تکیه بر ظرفیت‌های مهم کشور ازجمله نیروی انسانی جوان و متخصص، منابع طبیعی گسترده، زیرساخت‌های صنعتی و اقتصادی موجود و موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه امکان حل بسیاری از مشکلات و حرکت به سمت توسعه، فراهم خواهد بود. 

سال ۱۴۰۴ آغاز تحولات جدید امنیتی

جهانگیری همچنین به مسئله جنگ و نسبت جمهوری اسلامی با درگیری مستقیم با اسرائیل و آمریکا پرداخت و گفت: از سال ۱۴۰۴ به بعد کشور با تحولات جدیدی مواجه شد. ازجمله بازگشت مکانیسم موسوم به اسنپ‌بک و تشدید همزمان تحریم‌های ایالات متحده، اتحادیه اروپا و شورای امنیت در کنار مجموعه‌ای از بحران‌ها و دو جنگ تحمیلی که شرایط کشور را پیچیده‌تر کرد. در این میان تحلیل من این است که رهبر فقید انقلاب به‌طور جدی با ورود کشور به جنگ مخالف بودند. پس از حادثه هفتم اکتبر در سرزمین‌های اشغالی، فضای سیاسی و رسانه‌ای طوری شکل گرفت که برخی مقامات ارشد به‌گونه‌ای سخن می‌گفتند که گویی زمان ورود ایران به جنگ فرا رسیده است. همزمان رژیم صهیونیستی نیز تبلیغات گسترده‌ای علیه کشورمان به راه انداخته بود. در نهایت، رهبری شخصاً وارد موضوع شدند؛ به یک یگان نظامی مراجعه کردند و چند روز بعد در سخنرانی خود تأکید کردند که جمهوری اسلامی نه در جریان حادثه هفتم اکتبر بوده و نه نقشی در آن داشته است. هدف این موضع‌گیری، رفع اتهاماتی بود که متوجه ایران شده بود. در عین حال، جهت‌گیری آرمانی ایشان نیز مشخص بود به‌گونه‌ای که تأکید کردند، دست کسانی که این اقدام را انجام داده‌اند را می‌بوسند زیرا از نگاه ایشان، هفتم اکتبر نتیجه فشارهای ۷۰ساله بر مردم مظلوم فلسطین بوده است. 

جنگ ۱۲ روزه و تغییر معادلات

معاون اول دولت‌های یازدهم و دوازدهم سپس به شرایط کشور در دوران جنگ ۱۲ روزه اشاره کرد و گفت: در خرداد سال ۱۴۰۴ جنگ ۱۲روزه بر کشور تحمیل شد. در جریان این جنگ، در یک عملیات غافلگیرانه، رژیم صهیونیستی تعدادی از برجسته‌ترین فرماندهان نظامی، دانشمندان و حتی شهروندان عادی کشور را به شهادت رساند. این رویداد نشان داد که کشور وارد مرحله جدیدی از درگیری با اسرائیل شده است. در همان ساعات اولیه با تصمیم‌گیری به موقع رهبری، فرماندهان جدیدی که از توان مدیریتی و آگاهی نظامی بالایی برخوردار بودند، جایگزین شدند و نیروهای مسلح نیز با حملات موشکی و پهپادی به تجاوزات اسرائیل و آمریکا پاسخ دادند. 

این جنگ نهایتاً پس از ۱۲ روز و با اعلام آتش‌بس متوقف شد. این آتش‌بس پس از حمله بمب‌افکن‌های B۲ آمریکا به تأسیسات هسته‌ای کشور و پاسخ متقابل ایران با حمله موشکی به پایگاه آمریکا در قطر شکل گرفت. روند آتش‌بس حاصل مجموعه‌ای از تعاملات و تلاش‌ها برای جلوگیری از گسترش درگیری بود. از نگاه من، رهبری انقلاب بر این باور بودند که ادامه وضعیت موجود به‌نفع کشور نیست و باید شرایط «نه جنگ و نه صلح» هرچه سریع‌تر پایان یابد. این رویکرد در ادامه با مذاکراتی طولانی همراه شد که تا پیش از آغاز جنگ رمضان ادامه داشت. اما پس از حوادث تلخ دی‌ماه، این بار آمریکا و اسرائیل به‌طور مستقیم وارد اقدامات نظامی گسترده علیه کشور شدند. 

شکل‌گیری جنگ رمضان و ابعاد جدید درگیری

جهانگیری در ادامه به جنگ رمضان اشاره کرد و گفت: در همان روزهای ابتدایی مشخص شد که محاسبات آمریکا درباره توان نظامی ایران، میزان حضور مردم در دفاع از کشور و ساختار مدیریتی نظام اشتباه بوده است. با وجود شهادت جمعی از فرماندهان عالی و برخی خسارات، نیروهای مسلح بلافاصله پاسخ قاطعی به رژیم صهیونیستی و پایگاه‌های نظامی آمریکا دادند. در ادامه نیز از ظرفیت‌های راهبردی کشور، ازجمله تنگه هرمز برای اعمال فشار استفاده شد؛ به‌گونه‌ای که عملاً عبور و مرور کشتی‌ها و نفتکش‌ها با محدودیت مواجه شد و آثار جنگ به سطحی فراتر از منطقه و در مقیاس جهانی گسترش یافت. 

او معتقد است: به این دلایل سال ۱۴۰۴ یک سال استثنایی در تاریخ ایران و در تاریخ جمهوری اسلامی است. در جنگ ۸ ساله، کشور کار خود را به‌صورت معمول انجام می‌داد، مجلس کار خود را می‌کرد و اداره کشور هم روال عادی خود را داشت. در جبهه‌ها، جنگ جریان داشت و همه دولت و مردم پشتیبانی جنگ را در رأس مسئولیت‌های خود قرار داده بودند. ما هیچ‌وقت در هیچ دوره‌ای چنین وضعیتی نداشته‌ایم. من فکر می‌کنم امروز باید مسائل و مطالب ضروری را با نخبگان و کنشگران سیاسی کشور در میان گذاشت، امروز هم خوشبختانه با چنین جمعی روبه‌رو هستم و مهم‌ترین نکته این است اکنون همه ما باید ببینیم واقعاً کجا ایستاده‌ایم و در کجای تاریخ قرار داریم و آینده چگونه رقم خواهد خورد. 

جهانگیری تأکید کرد: اکنون نخبگان، متفکران و جریان‌های سیاسی کشور باید تصمیم بگیرند که برای عبور از وضعیت بحرانی که در آن قرار گرفته‌ایم و کشف و خلق فرصت‌های جدید در بازسازی و توسعه ملی چه باید بکنند و نمی‌توان نسبت به وضعیت و حوادث امروز ایران، بی‌تفاوت بود و صرفاً نشست و نظاره کرد. به هر حال در ایران اتفاقاتی پردامنه و سریع رخ داده و نتیجه آن این شده که امروز جامعه ما همچنین متفکران دنیا، متفاوت به ایران نگاه می‌کنند. حتی بسیاری از چهره‌های مخالف جمهوری اسلامی امروز درباره ایران و جمهوری اسلامی به شکل دیگری صحبت و از آن تمجید می‌کنند. در چنین شرایطی، تجربه جنگ اخیر نشان داد که ایران در برابر دو قدرت نظامی بزرگ جهان، یعنی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، ایستادگی قابل‌توجهی داشته است. نیروهای مسلح عملکردی برجسته داشتند و دولت نیز توانست در سخت‌ترین شرایط، تأمین کالاها و خدمات عمومی را مدیریت کند و مردم نیز با تاب‌آوری خود، نقش مهمی ایفا کردند. 

سه مسیر پیش روی ایران

جهانگیری با تأکید بر اینکه در حال حاضر سه مسیر کلی پیش روی کشور قابل تصور است، گفت: نخست، تداوم وضعیت موجود یعنی آتش‌بس و وضعیت نه جنگ و نه صلح؛ دوم، بازگشت به درگیری و تشدید تنش؛ و سوم، حرکت به سمت کاهش تنش‌ها و بهره‌گیری از ظرفیت‌های دیپلماتیک. 

گزینه نخست یعنی استمرار وضعیت نه جنگ و نه صل، بدترین حالت ممکن است؛ زیرا آثار مخربی بر اقتصاد، جامعه و سایر حوزه‌ها دارد و نمی‌توان آن را برای مدت طولانی ادامه داد. 

او معتقد است: در عین حال، ایران در این جنگ برخی ظرفیت‌های راهبردی خود را آشکار کرده است؛ ازجمله توان موشکی و ابزارهایی مانند تنگه هرمز که اکنون به‌عنوان اهرم‌های مهم قدرت مطرح هستند. تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مسیرهای انرژی جهان در شرایط بحرانی می‌تواند، نقش تعیین‌کننده‌ای در معادلات جهانی داشته باشد. در کنار این موضوع، بازگشت تحریم‌های گسترده، مکانیسم اسنپ‌بک و حتی نوعی محاصره دریایی نیز وضعیت را پیچیده‌تر کرده است. این اقدامات هرچند از نظر حقوقی و انسانی محل ایراد هستند اما اثرات واقعی و جدی بر اقتصاد کشور دارند. در جریان جنگ نیز بخشی از زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی کشور آسیب دید و همین مسئله برخی ناترازی‌ها در حوزه انرژی و بودجه را تشدید کرده است. 

پس باید مسئولان کشور توجه کنند که ادامه سناریو استمرار وضعیت موجود یعنی نه جنگ، نه صلح، ما را به چه نقطه‌ای می‌رساند؟ مسئولان نظام باید بررسی کنند که آیا با استمرار این وضعیت، ما در ماه‌های آینده و سال‌های آینده می‌توانیم در وضعیت بهتری باشیم؟ واقعیت این است که حل مشکلاتی که اشاره شد با توجه به ظرفیت‌های مادی و انسانی و نیز تجربه‌های تاریخی پیشین، کشور به پیش‌نیازهای جدی ازجمله حضور فعال سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی و حفظ و ارتقای سرمایه اجتماعی کشور و برخورداری از رضایت و مشارکت نخبگان و همه گروه‌های اجتماعی و سیاسی و بخش خصوصی فعال نیاز دارد که در این شرایط دشوار به‌نظر می‌رسد. 

حالت دوم، بازگشت به جنگ است. بازگشت به جنگ به هیچ‌وجه مطلوب نیست. ایران هرگز از جنگ استقبال نکرده و نمی‌کند. البته آمادگی نظامی و دفاعی باید وجود داشته باشد زیرا ممکن است، طرف مقابل مجدداً آغازگر جنگ باشد؛ اما این موضوع با استقبال از جنگ متفاوت است و نباید چنین تلقی‌ای وجود داشته باشد که وقتی به نیت توافق، مذاکره می‌کنیم از مکر و دسیسه دشمن غافل شویم. نیروهای مسلح آمادگی کامل باید داشته باشند که الحمدالله نشان دادند همیشه آماده بوده و هستند. 

گزینه سوم، گزینه توافق و پایان جنگ است. که اکنون سیاست نظام و دولت بر پیشبرد این سناریو قرار دارد. اما درباره توافق، برخی به‌گونه‌ای صحبت می‌کنند که گویی امری ناپسند یا غیرقابل قبول است، در هر حال پایان جنگ با مذاکره تعیین می‌شود. همه می‌دانیم که نتیجه هر مذاکره‌ای به شورای‌عالی امنیت ملی و مقام رهبری گزارش می‌شود و پس از طی مراحل لازم و با رعایت چارچوب‌های مصوب، مسیر خود را طی می‌کند. 

مذاکره عزتمندانه به‌منظور پایان قطعی جنگ و رفع تحریم‌ها اصولی‌ترین و ثمربخش‌ترین گزینه برای بازگشت کشور به چرخه توسعه و حل مسائل اقتصادی و اجتماعی و معیشتی مردم است. اگر مذاکره از موضع قدرت و با پشتیبانی نظام تصمیم‌گیری و نخبگان مردم باشد، می‌تواند یک مذاکره راهبردی و مؤثر باشد. تاکنون نیز تجربه نشان داده که طرف مقابل نیز اذعان کرده که ایران در هیچ مذاکره‌ای بازنده نبوده است. به نظر من ترکیبی از دیپلماسی مبتنی بر قدرت، همراه با یک تیم کارآمد، می‌تواند نتیجه مطلوبی داشته باشد. منظور از تیم مذاکره‌کننده کارآمد، مجموعه‌ای است که بر کار تسلط داشته باشد، از اوضاع اقتصادی اجتماعی و سیاسی کشور اطلاعات کافی داشته باشد و از کارشناسان و صاحب‌نظران بهره ببرد. خوشبختانه مذاکره‌کنندگان فعلی و رئیس آن در شرایط کنونی چنین ویژگی دارند و باید حمایت از این راهبرد به امر ملی تبدیل شود و همه ما هم مسئولانه با آن برخورد کنیم. 

نقش نخبگان و ضرورت اجماع ملی

او در نهایت تأکید کرد: به‌نظر من یکی از وظایف مهم نخبگان کشور امروز این است که بدون ایجاد دوقطبی جنگ و صلح، آثار و تبعات هر یک از گزینه‌ها را به‌صورت روشن بیان کنند. باید مشخص شود که هر انتخاب چه پیامدهایی برای کشور، نظام و مردم دارد. اگر این موضوع به‌درستی تبیین شود، می‌تواند زمینه اجماع مناسبی را فراهم کند. نخبگان و فعالان سیاسی و مدنی نباید دچار انفعال یا هیجان‌زدگی و باقی ماندن در شرایط گذشته باشند. باید وضعیت جدید را با فهم و اقدام جدید به فرصت تبدیل کند. در واقع باید به شکل فعال در جهت شکل‌دهی و پیشبرد این راهبرد ملی برای عبور از شرایط سخت کنونی نقش‌آفرینی کنند. 

جهانگیری معتقد است: در چنین شرایطی، نیاز به وحدت و همگرایی و همبستگی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود و باید از دامن زدن به اختلافات پرهیز کرد. همان‌گونه که رهبری انقلاب نیز بر وحدت و پرهیز از تعمیق اختلافات تأکید داشته‌اند. به‌نظر من، کمک به شکل‌گیری اجماع ملی و کاهش شکاف‌های اجتماعی و سیاسی و حفظ و ارتقای دستاوردهای اجتماعی برآمده از وضعیت جنگ، ازجمله محوریت «مسئله ایران» برای اقشار جامعه، یکی از مهم‌ترین وظایف نخبگان است. جریان‌های سیاسی نیز باید در این مسیر حرکت کنند و صرفاً در موضع نقد دائمی باقی نمانند. 

او امید و داشتن افقی برای آینده را موتور حرکت کشور به سمت حل مشکلات دانست و افزود: ایجاد امید و افق‌گشایی مهم‌ترین رسالت مسئولان و نخبگان برای جامعه و خصوصاً نسل جوان است. امید منجر به حرکت جامعه به سمت پیشرفت و حل مشکلات هر چند دشوار می‌شود. امید صرفاً با شعار به‌وجود نمی‌آید، امید با تصمیم‌گیری‌های عاقلانه، سیاستگذاری‌های دقیق و چشم‌اندازهای روشن و باورپذیر و مدیریت‌های سالم و مورد قبول و عملکردهای نتیجه‌محور ایجاد می‌شود. مردم وقتی آثار مثبت ببیند و به عملکرد مدیران باور داشته باشند، امیدوار می‌شوند؛ یعنی مردم می‌بینند یا مطمئن هستند که با این رویکردها و مدیریت‌ها، اتفاقات مثبت و روشنی در زندگی‌شان خواهد افتاد. در سال ۱۳۹۲ که با شاخص‌های منفی در نتیجه تحریم‌ها و برخی مدیریت‌ها روبه‌رو بودیم، با صرف اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری، اطمینان مردم از اینکه تیم‌های کاربلد در بخش‌های مختلف کشور خصوصاً سیاست خارجی و اقتصادی مسئولیت می‌پذیرند، روند شاخص‌هایی مثل قیمت ارز، نرخ تورم، رشد اقتصادی به سمت بهترشدن، حتی قبل از اعلام تصمیمات اقتصادی دولت جدید آغاز شده بود. پیش از این‌هم در بخش اصلاحات و اعتماد به‌دولت اصلاحات شاهد بودیم که چگونه مسائل اقتصادی و اجتماعی کشور، روند چشمگیری به سوی توسعه همه‌جانبه گرفتند. 

معاون اول دولت‌های یازدهم و دوازدهم گفت: در همین شرایط جنگی، کشور اکنون وارد دوره جدیدی شده است که مختصات متفاوتی دارد. من معتقدم وضعیت کشور پس از این جنگ، قابل مقایسه با قبل از آن نیست، فرصت‌های تاریخی نیز پیش آمده است. نیاز به اصلاحات جدی در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی و حکمرانی خواست مشترک جامعه و حاکمیت شده است. باید به این نکته توجه داشت که در تاریخ ثبت خواهد شد چه کسانی در این لحظات سرنوشت‌ساز، نقش‌آفرینی کردند و چه کسانی منفعل باقی ماندند و چه کسانی هم در برابر آن ایستادند. این مقطع، مقطع تصمیم‌گیری و اقدام است، نه انتظار، به‌رغم همه دشوارهایی که وجود دارد. در نهایت، آنچه اهمیت دارد این است که تصمیمی جمعی و مبتنی بر عقلانیت اتخاذ شود؛ چه در سطح دانشگاه‌ها، چه در محافل نخبگانی و سیاسی و مدنی و چه در سطح حاکمیتی. مسئولیت اصلی برعهده دستگاه‌های اجرایی است، اما نقش نخبگان و شکل‌گیری گفتمان راهگشا نیز در این مسیر تعیین‌کننده است. 

مناسب‌ترین گزینه برای رهبری

جهانگیری، در خلال این گفت‌وگوها و در پاسخ به این پرسش که چه کسی را در میان گزینه‌های مطرح برای رهبری مناسب‌تر می‌دانسته و چه دلایلی برای این ترجیح داشته است، اظهار کرد: به باور من؛ با توجه به شرایط خاص کشور و تحت‌تأثیر وضعیتی که به‌دنبال حمله تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل بر ایران حادث شد، در میان افرادی که شانس مطرح‌شدن برای رهبری را داشتند، آقامجتبی خامنه‌ای مناسب‌ترین گزینه بود. برخی افراد پست‌های مهم را جدی نمی‌گیرند و تصور می‌کنند صرف داشتن شانس رأی‌آوری برای انتخاب شدن و قرار گرفتن در مسئولیت کافی است، اما این‌طور نیست. فرد انتخاب‌شده باید توان تصمیم‌گیری و سامان‌دهی مسائل کشور را داشته باشد. ابتدا باید توان فرد سنجیده شود و سپس شانس رأی‌آوری او در نظر گرفته شود؛ صرف داشتن شانس رأی نمی‌تواند دلیل کافی برای قرار گرفتن در جایگاه رهبری باشد. ایشان فرمانده کل‌قواست و باید نهادهای نظامی و اجرایی را به‌خوبی بشناسد، سلسله‌مراتب ارتش و سپاه را درک کند تا بتواند عزل و نصب فرماندهان را انجام دهد، و همچنین باید تحلیلی دقیق از شرایط کشور، مناسبات جهانی و نحوه تعامل با سایر کشورها داشته باشد. در چنین شرایطی، روی کار آمدن یک چهره جدید -حتی اگر چهره‌ای خوب و موجه باشد- به این معنا نیست که توانایی اداره کشور را دارد. آقامجتبی در دوران ۳۷ساله رهبری شهید، در کنار ایشان حضور داشته است؛ حداقل این بوده که در محتوای همه جلسات حضور داشته و به صحبت‌ها گوش می‌داده و قطعاً قبل و بعد از جلسات نیز گاها به‌صورت خصوصی با پدرشان گفت‌وگو کرده و درباره دلایل تصمیم‌ها رایزنی داشته است. این یعنی ایشان ۳۷سال دوره کارآموزی برای اداره کشور را طی کرده است. در مورد جهت‌گیری‌ها نیز، به نظر من اگر هر فرد دیگری هم جای ایشان بود، ممکن بود جهت‌گیری‌های متفاوتی اتخاذ کند، زیرا شرایط امروز با دوره‌های قبل تفاوت دارد و دیگر نمی‌توان کشور را مانند گذشته از نظر اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و سایر حوزه‌ها اداره کرد. باید پذیرفت پس از جنگ رمضان، دوره جدیدی برای ایران در حال رقم خوردن است و حتماً اوضاع به سمت بهتر شدن خواهد رفت. زیرا ادامه اداره کشور در وضعیت تلاطم ممکن نیست. در این چارچوب نیز لازم است مطالبات نسل جدید و اقتضائات امروز کشور به‌درستی درک شود. برداشت من این است که پس از دفع تهدید جنگ، حتماً شاهد اتفاقات اصلاحی جدی در کشور خواهیم بود.

ارسال نظر

خبر‌فوری: ببینید | تایم‌لپس دیدنی از شبی که به انبار نفت‌ها در تهران حمله شد