بیاعتنایی به افکار عمومی؛ تداوم بحران مشروعیت در صدا و سیما
اظهارات پیمان جبلی، رئیس صدا و سیما در واکنش به مطالبه برکناریاش پس از توهین مطرحشده در شبکه افق به کشتهشدگان دیماه، نه یک پاسخ مدیریتی، بلکه نشانهای از بحران در فهم «مسئولیت رسانهای» است.
اظهارات پیمان جبلی، رئیس صدا و سیما در واکنش به مطالبه برکناریاش پس از توهین مطرحشده در شبکه افق به کشتهشدگان دیماه، نه یک پاسخ مدیریتی، بلکه نشانهای از بحران در فهم «مسئولیت رسانهای» است.
عبدالرضا خزایی در چند ثانیه نوشت: تقلیل یک خطای آشکار حرفهای و اخلاقی به «حاشیه» و اعلام بیتوجهی به آن، عملاً به معنای بیاعتبار کردن مطالبه عمومی برای پاسخگویی است. مسئله، جدال رسانهای یا موجسازی سیاسی نیست؛ مسئله، شأن جانهای از دسترفته و حساسیت جامعهای است که انتظار دارد رسانهای با عنوان «ملی» دستکم حرمت عمومی را پاس بدارد.
در نظریههای حکمرانی رسانه، پاسخگویی رکن اصلی مشروعیت است. سازمانی که از بودجه عمومی ارتزاق میکند و در ساختار رسمی کشور انحصار پخش سراسری دارد، نمیتواند نقد را به «تلاش برخی رسانهها برای ایجاد حاشیه» فروبکاهد. اتفاقاً هرچه رسانهای بزرگتر و اثرگذارتر باشد، دایره مسئولیتش گستردهتر است. بیاعتنایی به افکار عمومی، آن هم در بزنگاههای اجتماعی حساس، نه نشانه اقتدار که علامت گسست از جامعه است؛ گسستی که در بلندمدت سرمایه اجتماعی سازمان را فرسایش میدهد.
صدا و سیما امروز بیش از هر زمان دیگر با بحران اعتماد مواجه است؛ بحرانی که با جملات کوتاه و عبور از کنار خطا حل نمیشود. مدیریت حرفهای اقتضا میکند در برابر خطای زیرمجموعه، موضعی شفاف، مسئولانه و همراه با عذرخواهی اتخاذ شود. انکار مسئله یا بیتوجهی به آن، نه تنها حاشیه را از بین نمیبرد، بلکه آن را به متن میآورد. رسانه ملی اگر به مأموریت اصلی خود میاندیشد، باید بداند که نخستین مأموریتش حفظ اعتماد عمومی است؛ اعتمادی که با هر بیاعتنایی، ناگهانی فرو نمیریزد، بلکه آرام و پیوسته تحلیل میرود.