امیر دبیریمهر،استاد علوم سیاسی و رییس گروه پژوهشیاندیشهوقلم:
هر اقدام امیدوار کننده از سوی دولت ضروریست | نهادهایی مانند بنیاد مستضعفان بهکمک فرودستان بیایند | نباید فشارهای اقتصادی ادامهدار باشد | زمان مناسبی برای جراحی اقتصادی نیست
هر اقدامی که بتواند اندکی امید، رفاه و بهبود در زندگی مردم ایجاد کند، نهتنها مطلوب بلکه ضروری است. بسیاری از نهادهای حاکمیتی، مانند بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام و نهادهای مشابه که منابع و داراییهای گستردهای در اختیار دارند، باید در این شرایط از ظرفیتهای خود برای حمایت از اقشار آسیبدیده استفاده کنند.
امیر دبیریمهر، استاد علوم سیاسی و رییس گروه پژوهشیاندیشهوقلم در واکنش به افزایش شکاف بین طبقات اجتماعی به خبرنگار «چندثانیه» میگوید:
در همه جنگها، پس از آتشبس و توقف درگیری، نگرانیهای اجتماعی-سیاسی-اقتصادی بهصورت بسیار برجسته شکل میگیرد و این مسئله مختص ایران یا سایر کشورها نیست بلکه یک قاعده عمومی و فراگیر است.
طبق بررسیها حدود یکچهارم سال (از آغاز جنگ) را در شرایط جنگی شدید سپری کردهایم. به بیان دیگر، از هر یک ساعت عمرمان در این یک سال، حدود یکربع آن در وضعیت جنگی گذشته است.
پیامدهای جنگی بهطور مشخص خود را در حوزه اقتصاد بازنمایی میکنند. برای مثال، وقتی میگوییم سلامت روان جامعه آسیب دیده است، بخشی از این مسئله نیازمند دارو، درمان و خدمات حمایتی است. این موضوع اکنون مشکلات زیادی ایجاد کرده است. تعارفی هم نداریم؛ بهویژه در حوزه سلامت روان که شرایط را نگران کننده کرده است.
نگرانی نسبت به آینده نیز خود را در تلاطمها و رفتارهای هیجانی اقتصادی نشان میدهد. شکاف طبقاتی جامعه را به دو قسمت دارها و ندارها تقسیم کرده است.
کسبوکارهای خُرد نیز بهشدت آسیب دیدهاند و بسیاری از آنها عملا تعطیل شدهاند.
وقتی چنین آسیبی به اقتصاد وارد میشود، مانند همه تکانههای اقتصادی، بیشترین فشار بر طبقات تهیدست و انتهای زنجیره درآمدی وارد میشود. منظور از انتهای زنجیره درآمدی، افرادی هستند که سرمایه قابل توجهی ندارند و در واقع زمان و نیروی کار خود را میفروشند.
درآمد این اقشار تقریبا به صفر نزدیک شده و هر آنچه داشتهاند برای گذران زندگی هزینه کردهاند.
میزان تابآوری اقتصادی این طبقات معمولا بیش از چند ماه نیست. پس از این مدت، به مرحله فروش پساندازها و داراییهای خُردشان میرسند.
در این طبقات اجتماعی اندک پسانداز معمولاً به شکل طلا یا برخی وسایل قابل فروش است؛ نه شمش طلا یا خانه و مغازه. همچنین هر کالایی که قابلیت نقدشوندگی داشته باشد، برای تامین هزینههای روزمره زندگی فروخته میشود.
در این وضعیت حاکمیت باید با تمام توان برای جلوگیری از تشدید آن وارد عمل شوند.
پرهیز از هرگونه اقدامی مانند جراحی اقتصادی که موجب التهاب بیشتر در زندگی و معیشت مردم شود ضروری است. حتی طرفداران اقتصاد لیبرال و نئولیبرال نیز در شرایط پساجنگی با جراحیهای اقتصادی و آزادسازیهای گسترده مخالف هستند.
مجموعه حاکمیت باید با تمام توان از طبقات آسیبپذیر، فرودست و تهیدست حمایت کنند.
هر اقدامی که بتواند اندکی امید، رفاه و بهبود در زندگی مردم ایجاد کند، نهتنها مطلوب بلکه ضروری است. بسیاری از نهادهای حاکمیتی، مانند بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام و نهادهای مشابه که منابع و داراییهای گستردهای در اختیار دارند، باید در این شرایط از ظرفیتهای خود برای حمایت از اقشار آسیبدیده استفاده کنند.
در کنار پرهیز از اقدامات التهابآفرین و اجرای سیاستهای حمایتی، بسیار ضروری است که حاکمیت در این شرایط با اختلاسگران، رانتخواران، ویژهخواران، مفسدان اقتصادی و افرادی که ارز دریافت کردهاند اما تعهدات خود را انجام ندادهاند، برخوردی قاطع، قانونی و عادلانه داشته باشد.