پایداریچیها چگونه سناریوی حمله به ظریف را برای عراقچی تکرار میکنند؟
جبهه پایداری که در حوزه سیاست خارجی و موضوع مذاکره ائتلافی ناگسستنی با جریان سعید جلیلی دارد بیش از آنکه بر تحلیلهای واقعگرایانه، دادههای متقن دیپلماتیک یا مستندات نوین سیاست خارجی استوار باشد، بر یک نظام واژگانیِ کلیشهای و کپیپیستشده متکی است.
بررسی تطبیقی بیانیهها، مصاحبه های چهره های مشخصی در مجلس و خارج از مجلس، یادداشتهای روزنامهها و کانالهای تلگرامی نشان میدهد که ادبیات بهکاررفته علیه عباس عراقچی در ماههای اخیر نسخه بازتولیدشده و بازنویسیشده همان کلماتی است که روزگاری بدون وقفه بر سر محمدجواد ظریف آوار میشد.
جبهه پایداری که در حوزه سیاست خارجی و موضوع مذاکره ائتلافی ناگسستنی با جریان سعید جلیلی دارد بیش از آنکه بر تحلیلهای واقعگرایانه، دادههای متقن دیپلماتیک یا مستندات نوین سیاست خارجی استوار باشد، بر یک نظام واژگانیِ کلیشهای و کپیپیستشده متکی است.
در دهه نود، کلیدواژههایی چون جاسوسهای نفوذی در تیم مذاکرهکننده، وادادگی در برابر غرب، امضای کری تضمین است، هستهای رفت و تحریمها ماند و در نهایت واژه ثقیل خیانت، ترجیعبند تمام مواضع این جریان علیه ظریف بود.
آنها تلاش میکردند با پیوند زدن هرگونه تفاهم بینالمللی به مفاهیمی چون تحقیر ملی، عواطف مذهبی و ملی جامعه را علیه تیم دیپلماسی بشورانند.
حال با گذشت سالها و روی کار آمدن دولت جدید، همان ساختار اتهامزنی با کمترین تغییر در آرایه کلمات، علیه عباس عراقچی فعال شده است.
امروز اگر عراقچی در راستای منافع ملی و با هماهنگی سطوح عالی نظام، گامی برای تنشزدایی در روابط منطقهای یا احیای کانالهای گفتوگو جهت کاهش فشار تحریمها بردارد، ماشین تبلیغاتی پایداری بلافاصله او را با عناوینی چون پروژهبگیر غرب، احیاکننده خسارت محض برجام و مذاکرهکننده منفعل خطاب میکند.