قاسمزاده اصل:
مگر دشمن مردم و کشور باشید که صداوسیما را ناظرِ صنعت رسانهای کنید
حجت قاسمزاده اصل با اشاره به سپردهشدن مسئولیت «تنظیمگری، صدور مجوز و نظارت بر رسانههای«کاربرمحور» و «ناشرمحور» و نیز شبکه نمایش خانگی» به صداوسیما در طرح اخیر کمیسیون فرهنگی و تلاش برای تبدیل کردن آن به قانون میگوید: «وقتی خروجی صداوسیما نه تنها در راستای منافع عمومی نیست که گاهی حتی ضد آن است، وقتی براساس سابقه موجود، تولیداتش نه تنها آینهای از جامعه نیستند که مخاطبش روزبهروز محدودتر میشود، مگر دشمن این مردم و این کشور باشید و قصدتان افزایش خشم عمومی باشد که چنین تصمیمی بگیرید.»
«حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوتوتصویر فراگیر در فضای مجازی» عنوان طرحی است که برای تبدیل شدن به قانون، از سوی کمیسیون فرهنگی مجلس و توسط نمایندگانی چون حمید رسائی، مرتضی آقاتهرانی، نصرالله پژمانفر و... مطرح شده است. طرحی که تازهترین خبر در موردش، اظهارات علیاکبر علیزادهبرمی، نماینده دامغان است که ضمن اشاره به احتمال افزایش مواد آن به بیش از ۱۵ ماده کنونی، از تصویب ماده ۱ (اختصارات و اصطلاحات) در مجلس گفته و مدعی شده است: «اگر کمیسیون فرهنگی مجلس دوازدهم، تنها همین یک قانون را به سرانجام برساند و تایید صحن را بگیرد، کارنامه درخشان و ماندگاری از خود بهجا گذاشته است!»
آنچه علیزادهبرمی از تصویبش به عنوان «کارنامه درخشان و ماندگار» یاد میکند چنان مناقشهبرانگیز است که حتی در میان اظهارات خودِ اعضای کمیسیون فرهنگی نیز شاهد ضدونقیضگویی در موردش هستیم. پیش از اشاره به نمونهای از این ضدونقیضگویی باید تاکید کرد آنچه در مورد طرح موسوم به «حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوتوتصویر فراگیر» گفته میشود ناظر به پیشنویس منتشرشده در تاریخ ۲۸ آبان ۱۴۰۴ در پایگاه ملی اطلاعرسانی قوانین و مقررات کشور است. لذا اگر در این فاصله تغییراتی صورت گرفته و اصلاحاتی در متن طرح مذکور اعمال شده باشد، به دلیل عدم اطلاعرسانی، استناد همچنان به نسخه مذکور است که در اختیار افکار عمومی قرار دارد.
نماینده مشهد: موضوع صرفا نمایش خانگی و صوتوتصویر فراگیر است/ متن طرح: سپردن مسئولیت رسانههای «کاربرمحور» و «ناشرمحور» به صداوسیما
در ماده ۲ PDF موجود در پایگاه ملی اطلاعرسانی قوانین و مقررات کشور، ذیل عنوان فصل: «تکالیف و مسئولیتها»، مسئولیت «تنظیمگری، صدور مجوز و نظارت بر رسانههای «کاربرمحور» و «ناشرمحور» و نیز شبکه نمایش خانگی بهویژه تولید سریالها و برنامههای تلویزیونی و امثال آن و همچنین صدور مجوز نظارت و تنظیم مقررات تبلیغات و آگهی در حیطه صوت و تصویر فراگیر» به صداوسیما واگذار شده است. ضمن این که در ماده ۱ که علیزادهبرمی، از اعضای کمیسیون فرهنگی خبر از تصویب آن داده است رسانه کاربرمحور، رسانهای تعریف شده است که «کاربران میتوانند در آن اقدام به بارگذاری محتوا کنند.» مطابق این تعریف طبیعتا اینستاگرام، یوتیوب، فیسبوک، پادکستپلیرها و حتی گروههای تلگرامی رسانههای کاربرمحور محسوب میشوند. در کنار این در تعریف رسانههای ناشرمحور به: «رسانهای که تولید، انتخاب، سازماندهی یا انتشار محتوا در آن با مسئولیت یا مدیریت مالک رسانه انجام میشود»، اشاره شده است که میتواند کلیه سکوها و پلتفرمهای شبکه نمایش خانگی را شامل شود.
اما با وجود اشاره صریح در متن طرح به سپرده شدن مسئولیت «تنظیمگری، صدور مجوز و نظارت بر رسانههای «کاربرمحور» و «ناشرمحور» و نیز شبکه نمایش خانگی» به صداوسیما، حسنعلی اخلاقیامیری نماینده مشهد و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس، روز دوشنبه ۴ اسفندماه در خبری منتشرشده در ایسنا، مدعی شده است «براساس این طرح اگر فرد یا مجموعهای بخواهد در زمینه صوتوتصویر فراگیر یعنی حوزه «نمایش خانگی» فعالیت کند، باید مجوز دریافت کند.» او نه تنها اشارهای نکرده است که در این صورت چرا شاهد ذکر عنوان رسانههای «کاربرمحور» در ماده ۲ هستیم که مطلب منتشرشده در خبرفوری به نقل از خود را (شنبه ۲ اسفند) کذب شمرده است. مطلبی -همچنان قابل مشاهده در کانال تلگرام این رسانه- که در آن به نقل از اخلاقیامیری آمده است: «اگر کسی بخواهد در یوتیوب، اینستاگرام و فیسبوک فعالیتی داشته باشد و به صورت فراگیر فیلمی تولید کند، باید یا از ارشاد یا از صداوسیما مجوز بگیرد.»
ایرادات منتقدان؛ از تعارض منافع تا نشانه گرفتن اقتصاد رسانه با تنبیهات و مجازاتهای انتظامی
با این حساب از اولین ایراده وارده به طرح موسوم به «قانون حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی»؛ «تعارض منافع» و «تثبیت و افزایش شعاع قدرت صداوسیما و تبدیل آن به ناظر محتوای رسانههای کاربرمحور، ناشرمحور و شبکه نمایش خانگی» که بگذریم مشاهده میکنیم: طرح مذکور نه فقط شامل جنبههای اصطلاحا فرهنگی که در فصول چهارم تا هفتم شامل جنبههای انتظامی و قضایی نیز هست. ضمن این که «تنبیهات و مجازاتهای انتظامی» برشمرده در فصل پنجم، مشخصا اقتصاد رسانه را نشانه گرفته است. از این رو است که سعید رجبیفروتن، دبیر جامعه تشکلهای صنفی تخصصی رسانههای تصویری در گفتوگو با خبرآنلاین، میگوید پیش از تبدیل این طرح مذکور به قانون، دست کم باید شاهد شکلگیری «کمیسیونی مشترک متشکل از کمیسیون فرهنگی، کمیسیون قضایی و حقوقی و کمیسیون اقتصادی در مجلس» باشیم. کمیسیون مشترکی به طور همزمان این طرح را مورد بررسی قرار دهد و ایرادات آن را احصاء کند.
تیر خلاصی بر پیکره صنعت رسانهای کشور
اعضای شورای مرکزی جامعه تشکلهای صنفی تخصصی رسانههای تصویری ایران متشکل از؛ احمد تقویپویا (رئیس)، سعید رجبیفروتن (دبیر)، محمد آلادپوش (نائب رئیس اول)، حجت قاسمزاده اصل (نائب رئیس دوم)، سونیا پوریامین (سخنگو)، معصومه فردشاهین (خزانهدار)، مهدی کوهیان (بازرس)، امیر پروینحسینی، کامران سحرخیز و مهدی شاملو، روز جمعه ۱ اسفند، در بیانیهای با انتقاد از طرح موسوم به «حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوت و تصویر فراگیر»، این طرح را باعث «افزایش نااطمینانی حقوقی و انسداد کامل تمام اشکال آزادیهای فردی و اجتماعی در زیستبوم رسانههای دیجیتال کشور» و «تیر خلاصی بر پیکره صنعت رسانهای کشور» دانستند و خواستار بازنگری در تصویب آن شد. خبر از پس از احمد تقویپویا و سعید رجبیفروتن به سراغ حجت قاسمزاده اصل رفت و از او پرسید چه چیزی جامعه تشکلهای صنفی را ناگزیر از صدور بیانیه در مورد تبعات تبدیل طرح کمیسیون فرهنگی به قانون، کرد؟
حجت قاسمزاده اصل، عضو و نائب رئیس دوم شورای مرکزی جامعه تشکلهای تخصصی رسانههای تصویری ایران، همچنین فیلمنامهنویس و کارگردان که ازجمله سریالهای تلویزیونیاش میتوان به «تاریکی شب، روشنایی روز» (۱۳۹۷)، «یادآوری» (۱۳۹۲)، «ثقةالاسلام تبریزی» (۱۳۷۸» و.... اشاره کرد در پاسخ به این سوال که وقتی در قانون اداره سازمان صداوسیما، وظیفهای تحت عنوان «حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی»، کمیسیون فرهنگی مجلس دوازدهم چهطور میتواند چنین وظیفهای را به این سازمان بسپارد؟ به خبرآنلاین گفت: «شما به دنبال قانون و عقلانیت میگردید در حالی که ویژگی غالب وضعیت ما، عدم عقلانیت است.»
او در توضیح این وضعیت، افزود: «وضعیتی که در آن افراد، بدون مشخصبودن تخصصشان برای هست و نیست صنعت رسانهای کشور تصمیمگیری میکنند. آنها فکر میکنند مشکل، خلاء قانونی و عدم نظارت است و چنین نتیجه میگیرند که با ارائه طرح و تبدیل آن به قانون، میتوانند این حوزه را به زعم خود ساماندهی کنند. این در حالی است که مشکل، نه خلاء قانونی که خلاء مدیرانی دلسوز است، مدیرانی که ناتوانی خود را به خلاء قانونی مرتبط میدانند. در این وضعیت، که کسی مسئولیت آن را بر عهده نمیگیرد، ما نیز اگر حرفی بزنیم متهم به هزارویک چیز میشویم و اگر حرف نزنیم خودمان دق میکنیم.»
مگر خروجی صداوسیما را نمیبینید که میخواهید صنعت رسانهای کشور را به آن بسپارید؟!
این فیلمنامهنویس و کارگردان با طرح این سوال که «مگر خروجی صداوسیما را نمیبینید که میخواهید صنعت رسانهای کشور را به آن بسپارید؟!» ادامه داد: «طبیعتا همه با این نکته موافقیم که قضاوت در مورد عملکرد افراد، سازمانها و نهادها براساس نتایجی است که به دست میآورند. وقتی سازمان صداوسیما علیرغم دریافت بودجههای کلان و ادعای مدیرانش در مورد مخاطب ۷۰ درصدی، در عمل و براساس تجربههای شخصی و جمعی جامعه، یک دهم چنین مخاطبی را هم ندارد چرا باید عنان صنعت رسانهای کشور را هم به آن سپرد؟ وقتی خروجی سازمان صداوسیما نه تنها در راستای منافع عمومی نیست که گاهی حتی ضد آن است، وقتی براساس سابقه موجود، تولیداتش نه تنها آینهای از جامعه نیستند که مخاطبش روز به روز محدودتر میشود، مگر دشمن این مردم و این کشور باشید و قصدتان افزایش خشم عمومی باشد که چنین تصمیمی بگیرید.»
برای تاراندن سرمایههای کشور، از کجا دستمزد میگیرید؟
این عضو و نائب رئیس دوم شورای مرکزی جامعه تشکلهای تخصصی رسانههای تصویری ایران، با اشاره به این که «فعالین صنعت رسانهای؛ از هنرمندان تا تولیدکنندگان سرمایههای کشورند» ادامه داد: «چرا توجهی به این نکته نمیشود که میلیاردها تومان صرف این صنعت و فعالین آن شده است تا به جایی که هماکنون هستند برسند؟ رنجاندن و خشمگین کردن این افراد، وادار کردنشان به اعتراض و لابد در نهایت ناگزیرکردنشان به مهاجرت اجباری، چه نفعی برای کشور به همراه خواهد داشت؟ اتفاقی که ازجمله تبعات آن، از دست رفتن جامعه مخاطب تولیدات صنعت رسانهای ازجمله شبکه نمایش خانگی خواهد بود.»
قاسمزاده اصل در پایان پرسید: «در این میان، آیا کسی نباید به بررسی این موضوع بپردازد که طراحان طرحهایی چون «قانون حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوتوتصویر فراگیر در فضای مجازی»، با علم به همه این تبعات، چرا چنین میکنند؟ و برای به بار آوردن این همه ویرانی از کجا دستمزد میگیرند؟ اگر این مملکت دلسوز دارد جلوی این وضعیت گرفته شود، اگر هم نه، بگذارید زیرساختها نابود شود و هنرمندان و سرمایهگذاران هم اگر میتوانند از کشور بروند و اگر نمیتوانند، گوشهنشین و افسرده و بستری شوند تا ببینیم به کجا میرسیم.»