بلندتر حرف بزن؛ شاید برنده شوی
برنامههای ورزشی بیشتر از زمین فوتبال زد و خورد دارند! یکی با صدای بلندش دیگری را زمین میزند و آن یکی با طعنه و کنایه! بهترین کار شاید فشار دادن دکمهی خاموش باشد تا بدآموزی به بستر خانواده پا نگذارد!
نغمه افشار در چندثانیه آنلاین نوشت: اگر این شبها بین ویژهبرنامههای فوتبالی جابهجا شوی، خیلی زود به یک الگوی مشترک میرسی. از «برجام ۲۶» تا «جام ۲۶»، هرجا بحث جدی میشود، صداها بالا میرود، جملهها رنگ دشمنی میگیرند و گفتوگو، آرامآرام جایش را به رقابت برای بلندتر حرف زدن میدهد و روشن است که در رسانه فوتبالی امروز، استدلال و تحلیل هیچ وزنی ندارد.
«برجام ۲۶» با حضور خداداد عزیزی و جواد خیابانی، قرار بود متفاوتترین برنامه جام جهانی باشد؛ اما آنچه بیشتر از همه دیده شد، تفاوت در تحلیل نبود، بلکه تفاوت در ابراز هیجان بود. هرجا اختلاف نظر شکل میگیرد، به جای آنکه پای استدلال و منطق به میان بیاید، فقط دسیبل صداست که بالا میرود.
در آن سوی ماجرا، «جام ۲۶» هم مسیر چندان متفاوتی نرفته است. برنامهای که قرار بود روایت رسمی جام جهانی باشد، بارها بیشتر از آنکه با تحلیل فنی خبرساز شود، با کنایهها و حاشیههای کلامی دیده شده است. از طعنههای محمدحسین میثاقی به همکاران گرفته تا همان رقابت نانوشتهای که سالهاست سایه عادل فردوسیپور را روی برنامههای فوتبالی نگه داشته است.
به نظر میرسد برنامههای فوتبالی، به جای آنکه میدان ارزشیابی و تحلیل باشند، به فضایی برای ساختن «برند شخصی» مجریها و کارشناسان تبدیل شدهاند.
اینجا، اگر آرام حرف بزنی، دیده نمیشوی؛ اگر وسط حرف دیگری بپری، اگر صدایت را بالا ببری یا جدل راه بیندازی، احتمال بیشتری دارد که همان چند ثانیه از برنامه، فردا در اینستاگرام و تلگرام میلیونها بار دیده شود.
شاید همین منطق است که باعث شده بخش زیادی از کلیپهای وایرال، نه از دل تحلیلهای فنی، بلکه از دل عصبانیتها و بگومگوها بیرون بیاید. مخاطب بیشتر لحظهای را به خاطر میآورد که خداداد از کوره در میرود، خیابانی وسط حرف دیگران میپرد یا میثاقی با کنایه پاسخهای عجیبی به دیگران میدهد؛ نه لحظهای که درباره آرایش دفاعی یک تیم یا تغییرات تاکتیکی آن توضیح داده میشود.
مشکلات رسانهای را که کنار بگذاریم این نشانه یک فرهنگ است. فرهنگی که سالهاست یاد گرفته برای شنیده شدن، باید بلندتر از بقیه حرف بزند.اما داد زدن و تحقیر دیگران دقیقاً چه چیزی به فهم فوتبال اضافه میکند؟
مخاطب امروز، با چند کلیک به دقیقترین تحلیلهای تاکتیکی، دادههای آماری، گزارشهای تخصصی و حتی هوش مصنوعی دسترسی دارد. اگر هنوز تلویزیون یا برنامههای داخلی را انتخاب میکند، احتمالاً دنبال چیزی فراتر از هیجان است؛ دنبال زاویهای تازه، تحلیلی عمیقتر و روایتی است که جای دیگری پیدا نمیشود.
وقتی هر گفتوگوی جدی، چند دقیقه بعد به مسابقه بدوبیراه گفتن تبدیل میشود، آنچه در ذهن مخاطب میماند فقط خستگی است؛ حسی که انگار همه آمدهاند یکدیگر را شکست دهند، نه اینکه فوتبال را بهتر بفهمند.
برنده واقعی یک برنامه فوتبالی، کسی نیست که رک و راست حرفهای پنهان در پستوهای دلش را زده باشد؛ کسیست که بعد از خاموش شدن میکروفنها، هنوز حرفش در ذهن مخاطب مانده باشد.