به جای همهی بچههای دنیا خوشحال باش، کین!
دنیا به همهی بچهها فرصت نمیدهد رؤیاهایشان را زندگی کنند. اما تو، کین، آنقدر خوششانس بودهای که یک شب، خودِ رؤیا کنارت بایستد.
نغمه افشار در چندثانیه آنلاین نوشت: پیش از آنکه قصهات را بنویسی، پیش از آنکه بدانی فوتبال قرار است تو را به کجا ببرد، خودت را در گوشهای از این زمین پیدا کردهای؛ با پیراهن اسپانیا، چند قدمی جامی که بیشتر آدمها شاید تا آخر عمر هم نتوانند از نزدیک ببینند.
شاید برای تو، این فقط یک روز معمولی باشد؛ روزی که بزرگترها میگویند لبخند بزن، به دوربین نگاه کن، کنار جام بایست و روی چمن بدو. اما همزمان، هزاران کیلومتر دورتر، کودکی نشسته که همین عکس را دهها بار تماشا خواهد کرد.
کودکی که جام جهانی را نه از روی چمن، بلکه از پشت صفحهی ترکخوردهی یک گوشی میشناسد. کودکی که بزرگترین دغدغهاش این نیست که روزی کنار جام بایستد؛ دغدغهاش شاید این است که فردا توپش سوراخ نشود.
برای تو، پیراهن اسپانیا شاید فقط یک پیراهن باشد. اما برای خیلیها، همین پیراهن رؤیایی است که سالها پشت ویترین مغازهها میماند و هیچوقت به دستشان نمیرسد.
دنیا همین است، کین؛ تو پیش از آنکه معنای فوتبال را کامل بفهمی، وسط فینال جام جهانی قدم میزنی و خیلیهای دیگر، پیش از آنکه طعم کامل کودکی را بچشند، معنی حسرت را یاد میگیرند.
اما نه؛ این متن قرار نیست از تو گله کند.خوشحال باش، کین.
بلندتر از همه بخند. دور جام بچرخ. روی چمن بدو و از این شب لذت ببر. دنیا امشب، برای چند دقیقه، دستهای کوچک تو را گرفته است.
به جای همهی بچههای دنیا خوشحال باش؛ به جای آن پسری که در کوچههای خاکی آفریقا با توپ پلاستیکی بازی میکند، به جای دختری که هر شب قبل از خواب، پیراهن اسپانیا را در فروشگاههای اینترنتی نگاه میکند و میداند هیچوقت نمیتواند آن را بخرد، به جای کودکانی که بزرگترین رؤیایشان فقط یکبار دویدن روی چمن یک ورزشگاه واقعی است.
تو امشب جایی ایستادهای که میلیونها کودک، حتی در خیالشان هم به آن نرسیدهاند.پس لبخند بزن، کین. شاید ندانی، اما خیلیها از پشت صفحهها دارند با لبخند تو رؤیا میبینند. خیلیها خودشان را جای تو گذاشتهاند؛ کنار جام، روی چمن، در میان نورها و صدای هزاران تماشاگر.شاید سالها بعد، یکی از همان بچههایی که امشب این عکس را بارها میبیند و خودش را جای تو تصور میکند، کنار همین جام بایستد.
آنوقت شاید کسی برای او بنویسد:
«خوشحال باش پسر؛ دنیا، برای چند دقیقه، دستهای تو را هم گرفته است.»