طلاییترین ۳۰ دقیقه جام؟ صعود با نسخه آلمانیِ صبر
ساحل عاج گل اول را زد؛ همین یک جمله هم برای غافلگیر شدن کافی بود. حتی اگر فوتبال را جدی دنبال نکنید، شنیدن این خبر مقابل نام آلمان تعجببرانگیز است. اما بازی قرار نبود همانجا تمام شود.
نغمه افشار در چندثانیه آنلاین نوشت: گاهی در جام جهانی، تیمها با کیفیت فنیشان برنده میشوند؛ گاهی با شخصیتشان. آلمان مقابل ساحل عاج، بیشتر از آنکه یک تیم چشمنواز باشد، تیمی بود که بلد بود در یک بازی خفه، عصبی و گرهخورده قوی بماند.
شاید یکی از مهمترین نیمساعتهای این جام برای آلمان دقیقاً همینجا شکل گرفت؛ از لحظهای که بازی رنگ و بوی لغزش داشت تا وقتی که ناگلزمان دست در ترکیب برد و مسیر مسابقه را از روی نیمکت عوض کرد.
فوتبال در جام جهانی، بیش از هر چیز، هنر زنده ماندن در لحظههای بد است. اینجا نسخه آلمانیِ صبر را دیدیم؛ نه شتابزده، نه آشفته، نه تسلیمشده.
دنیز اونداو، اسم رمز این بازگشت بود؛ بازیکنی که از روی نیمکت آمد و در زمانی کوتاه، دو بار ورق را به سود آلمان برگرداند. آلمانِ جدید، دستکم در این مسابقه، دیگر آن تیم شکننده سالهای اخیر نبود که با اولین ضربه از هم بپاشد. این بار از دل بحران، راه پیروزی را بیرون کشید.
این مسابقه برای مانشافت، آزمون بلوغ بود؛ تیمی که بعد از پیروزی پرگل در بازی اول، حالا باید ثابت میکرد در بازیهای بسته و کمفضا هم میتواند دوام بیاورد و برنده شود. تفاوت تیمهای مدعی دقیقاً همینجاست: بردن وقتی که همهچیز مطابق میل پیش نمیرود.
ساحل عاج البته بازندهای معمولی نبود. تیمی بود که جلو افتاد، خوب جنگید، ساختار دفاعیاش را حفظ کرد و تا آستانه گرفتن امتیاز از یکی از نامهای بزرگ جام پیش رفت. اما در نهایت زیر فشار تصمیمهای درست و انرژی تازه نیمکت آلمان خم شد.
آلمان صعود کرد، اما مهمتر از خود صعود، شکل صعودش بود. نمایشی بینقص نداشت، اما با سماجت به خواستهاش رسید. غلبه کامل نداشت، اما با پافشاری خودش را به هدف رساند. این ستارههای داخل زمین نبودند که بازی را عوض کردند؛ برگ برندهای که از حاشیه آمد، همهچیز را به نام خود زد.
اگر هنوز برای قضاوت نهایی زود نباشد، این میتواند یکی از همان شبهایی باشد که بعدها دربارهاش میگویند: آلمان از همینجا واقعاً وارد جام شد.