خرید روزمره بهجای خرید ماهانه؛ اقتصادِ بیافق در سوپرمارکت
کوچکشدن سبد خرید خانوادهها دیگر فقط یک تغییر عادت نیست؛ نشانه زندگی در وضعیتی است که بیثباتی قیمتها، برنامهریزی ماهانه را از بسیاری از خانهها گرفته و خرید روزمره را به راهی برای دوام آوردن تبدیل کرده است.
نگار صالحی در چندثانیه آنلاین نوشت: اشتباه نکنید، نیازها کمتر نشده، مصرف خانوادهها پایین نیامده؛ بلکه چون دخل و خرج دیگر به هم نمیرسند و هیچچیز در بازار، حتی برای چند روز بعد، قابل پیشبینی نیست.
زمانی که خیلی هم دور نیست، خرید اول ماه و پر کردن خانه با اقلام ضروری یک عادت معمولی بود؛ اما حالا برای خیلی از خانوادهها به کاری پرریسک تبدیل شده است.
انگار هر بار که کسی بخواهد کمی بیشتر بخرد، باید نگران باشد که نکند فردا همان پول برای اجاره خانه، دارو، شهریه، کرایه یا یک خرج ناگهانی لازم شود.
برای همین است که خریدها کوچک شدهاند. سبدهای پر، جایشان را دادهاند به خریدهای محدود و روزانه؛ چند قلم ضروری، آن هم فقط به اندازه یکی دو روز. کمی برنج، یک بطری کوچک روغن، چند عدد تخممرغ، کمی نان و لبنیات.
خانوادهها این مدل خرید را ترجیح نمیدهند، بلکه مجبورند حسابشدهتر، محتاطتر و ترسانتر خرج کنند.
در این وضعیت، خرید نوعی مدیریت اضطراری برای دوام آوردن است.
پشت این خریدهای کوچک، یک ترس بزرگ خوابیده است: ترس از فردا. وقتی قیمتها آنقدر بیثباتاند که گاهی آدم صبح با یک عدد روبهرو میشود و عصر با عددی دیگر، طبیعی است که برنامهریزی برای یک ماه بعد کمکم بیمعنا شود.
خانوادهای که نمیداند هفته بعد قیمتها تا کجا بالا میرود، یا اصلاً چه هزینه تازهای سر راهش قرار میگیرد، ناچار است افق نگاهش را کوتاه کند. در چنین وضعی، زندگی هم کوتاهمدت میشود؛ از تصمیمهای بزرگ گرفته تا خریدهای روزانه.
خرید روزمره در ظاهر شاید سبکتر به نظر برسد، چون رقم هر بار کمتر است و فشار روانی پرداخت یکجای پول را ندارد. اما در عمل، اغلب گرانتر و فرسایندهتر است.
رفتوآمد بیشتر، خریدهای پراکنده، حذف و اضافه کردن مداوم اقلام، و مهمتر از همه، تکرار هرروزه اضطرابِ «چه بخریم و چه را کنار بگذاریم»، باری است که هر روز روی دوش خانوادهها میافتد.
این سبک خرید، شکل تازهای از زندگی است. زندگیای که در آن، خانوادهها فقط سعی میکنند خودشان را تا آخر هفته برسانند.