فرار از سن؛ چرا هیچکس نمیخواهد همسن خودش باشد؟
«چند سالته؟» سؤال سادهای است؛ اما خیلیها جواب دادن به آن را دوست ندارند!
به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: بعضی افراد در پاسخ به این سوال معمولی سریع موضوع را عوض میکنند یا با خنده میگویند: «سن فقط یک عدده!» انگار هیچکس دلش نمیخواهد همسن خودش باشد.
یکی دوست دارد جوانتر به نظر برسد، یکی اصرار دارد پختهتر از سنش دیده شود و یکی هم بین این دو گیر کرده؛ نه میخواهد آنقدر جوان باشد که جدی گرفته نشود و نه آنقدر بزرگ که از دایرهی جذابیت و فرصت بیرون گذاشته شود.
ما از خودِ سن فرار نمیکنیم؛ از تصویری که فکر میکنیم سنمان از ما ساخته فرار میکنیم. عدد روی شناسنامه، گاهی با تصویری که آدم از خودش در ذهن دارد، کنار نمیآید.در دنیایی که جوانی را مساوی با فرصت، جذابیت، انرژی و حتی قابلدیدن بودن تعریف کرده، سن بیشتر از آنکه یک عدد ساده باشد مثل یک نمره عمل میکند! و شبکههای اجتماعی هم این فشار را هر روز بیشتر میکنند.
هر روز صورتهای صافتر، بدنهای آمادهتر و آدمهایی را میبینیم که انگار زمان برایشان جلو نمیرود. بعد به خودمان در آینه نگاه میکنیم و تغییرات پوست و زمان را که میبینیم حس یک شکست خورده را داریم.
فرار از سن فقط در عکس پروفایل خودش را نشان نمیدهد. در لباس پوشیدن، انتخاب شغل، رابطه و حرف زدن هم مشخص است.
آدمی چهل ساله که هنوز احساس میکند بیستوپنج ساله است. بیستوپنج سالهای که آنقدر خسته است گویی پنجاه سال زندگی کرده. یکی از عدد شناسنامهاش جلوتر رفته و یکی هنوز در چند سال قبل خودش گیر کرده است.
اما تا کجا میشود از واقعیت فرار کرد؟
ما میتوانیم عدد را عوض کنیم یا به روی خودمان نیاوریم، اما سالهایی را که زندگی کردهایم چه؟ میشود آنها را پاک کرد؟
میتوانیم سنمان را پنهان کنیم، اما نمیشود تجربهها، شکستها، عشقها، خستگیها و چیزهایی را که از سر گذراندهایم، از صورت و رفتارمان حذف کرد.فرار از سن خطرناک است. چون مرتب به ما یادآوری میکند همینطور که هستی، کافی نیستی. باید جوانتر باشی. زیباتر باشی. پرانرژیتر باشی.
یادمان باشد که هر چین صورت نیست که ما را پیر میکند؛ بلکه ترس از دیده شدنِ آن است که پیرمان کرده.