کمالگرایی؛ بزرگترین دشمن شروع کردن و موفقیت
اگر همیشه منتظر روزی باشید که همه شرایط عالی شود، احتمال دارد آن روز هیچوقت از راه نرسد. بهترین زمان برای شروع، زمانی است که تصمیم میگیرید اولین قدم را بردارید؛ حتی اگر آن قدم کوچک، ساده و همراه با اشتباه باشد.
به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: بسیاری از ما تصور میکنیم کمالگرایی یک ویژگی مثبت است؛ نشانهای از دقت، مسئولیتپذیری و تلاش برای بهترین بودن. اما در عمل، این ویژگی گاهی به بزرگترین مانع برای پیشرفت تبدیل میشود. افراد کمالگرا معمولاً آنقدر منتظر شرایط ایدهآل میمانند که فرصت شروع را از دست میدهند.
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که بارها تصمیم گرفتهاید ورزش را آغاز کنید، یک زبان جدید یاد بگیرید، کتاب بنویسید، کسبوکاری راه بیندازید یا حتی یک صفحه در شبکههای اجتماعی ایجاد کنید، اما هر بار با این فکر که «هنوز آماده نیستم» یا «باید همهچیز کامل باشد» شروع را به فردا موکول کردهاید.
واقعیت این است که بسیاری از رویاها نه به دلیل کمبود استعداد، بلکه به دلیل ترس از ناقص بودن هرگز به واقعیت تبدیل نمیشوند.
نگاهی به زندگی افراد موفق نشان میدهد تقریباً هیچ دستاورد بزرگی از همان روز اول کامل نبوده است. نخستین نسخه بسیاری از اپلیکیشنهای معروف، کتابهای پرفروش، شرکتهای بزرگ و حتی اختراعاتی که امروز زندگی بشر را تغییر دادهاند، پر از ایراد و نقص بودند. تفاوت افراد موفق با دیگران در کامل بودن آنها نبود؛ بلکه در این بود که حاضر شدند با وجود نقصها، قدم اول را بردارند.
«رید هافمن»، همبنیانگذار لینکدین، جملهای دارد که سالهاست به یکی از مهمترین اصول دنیای کارآفرینی تبدیل شده است:
«اگر از اولین نسخه محصولت خجالت نمیکشی، یعنی خیلی دیر آن را عرضه کردهای.»
این جمله فقط درباره ساخت یک محصول یا راهاندازی یک کسبوکار نیست؛ بلکه درباره تمام جنبههای زندگی صدق میکند. اولین قدم قرار نیست بینقص باشد؛ قرار است فقط شما را از نقطه صفر خارج کند.
جیمز کلیر، نویسنده کتاب پرفروش «عادتهای اتمی» نیز معتقد است موفقیت نتیجه انجام کارهای خارقالعاده نیست؛ بلکه حاصل تکرار رفتارهای کوچک و بهبودهای مداوم است. او توضیح میدهد که تغییرات کوچک، اگر به شکل مستمر ادامه پیدا کنند، در بلندمدت نتایجی بسیار بزرگتر از آنچه تصور میکنیم به همراه خواهند داشت.
یکی از خطرناکترین پیامدهای کمالگرایی، ترس از شکست است. فرد کمالگرا معمولاً شکست را بخشی از مسیر یادگیری نمیبیند؛ بلکه آن را نشانه بیکفایتی میداند. به همین دلیل ترجیح میدهد اصلاً شروع نکند تا اینکه کاری را ناقص انجام دهد. این طرز فکر باعث میشود فرصتهای زیادی از دست بروند و فرد سالها در نقطهای ثابت باقی بماند.
در مقابل، افرادی که پیشرفت میکنند، نگرش متفاوتی دارند. آنها میدانند اشتباه کردن بخشی طبیعی از مسیر رشد است. هر اشتباه، اطلاعات تازهای در اختیارشان قرار میدهد و هر نسخه جدید، بهتر از نسخه قبلی میشود. آنها به جای اینکه منتظر بهترین زمان باشند، از همان امکاناتی که در اختیار دارند استفاده میکنند و در مسیر حرکت، خود را اصلاح میکنند.
شاید اگر امروز به اولین نسخه بسیاری از وبسایتها، نرمافزارها، برندهای معروف یا حتی آثار هنری بزرگ نگاه کنیم، باور نکنیم که روزی چنین ساده و ابتدایی بودهاند. اما همان نسخههای ناقص، نقطه آغاز موفقیتهای بزرگی شدند که امروز همه آنها را میشناسند.
اگر همیشه منتظر روزی باشید که همه شرایط عالی شود، احتمال دارد آن روز هیچوقت از راه نرسد. بهترین زمان برای شروع، زمانی است که تصمیم میگیرید اولین قدم را بردارید؛ حتی اگر آن قدم کوچک، ساده و همراه با اشتباه باشد.
به جای اینکه از خودتان بپرسید «چطور این کار را بینقص انجام دهم؟»، سؤال مهمتری مطرح کنید:
«کوچکترین کاری که میتوانم همین امروز برای رسیدن به هدفم انجام دهم چیست؟»
زیرا موفقیت، نتیجه کامل بودن نیست؛ نتیجه شروع کردن، استمرار داشتن، یاد گرفتن از اشتباهها و بهتر شدن در هر روز است.
شاید نسخه اول شما شاهکار نباشد، اما بدون همان نسخه اول، هیچگاه نسخه دهم، صدم یا موفقترین نسخه زندگیتان ساخته نخواهد شد.