چرا اشتباه دیگران را میبخشیم، اما اشتباه خودمان را نه؟
سرزنش مداوم لزوماً آدم را منظمتر و موفقتر نمیکند؛ گاهی انرژی لازم برای شروع دوباره را هم میگیرد.
به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: چندبار تا به حال خودتان را به بدترین شکل سرزنش کردهاید؟ چندبار زیر چوب و چماق کلمات خودتان زخمی شدهاید در حالیکه اگر همان کار را دوستتان انجام بدهد به راحتی و آرامی میگویید: اشکالی ندارد، پیش میآید!
این تفاوت عجیب نیست. ما معمولاً برای آدمهای دیگر، شرایط و فشارهایی را میبینیم که برای خودمان نادیده میگیریم. دوستمان اگر در یک جلسه خراب کند، میگوییم مضطرب بوده؛ اگر خودمان همان اتفاق را تجربه کنیم، سریع سراغ سرکوب کردن خودمان میرویم.
این همان گفتوگوی درونی است؛ حرفهایی که بلند گفته نمیشوند، اما مدام در ذهنمان تکرار میشوند. بخشی از این صدا میتواند نقش منتقد را داشته باشد؛ اشتباهات را پیدا کند، خطرها را گوشزد کند و نگذارد بیخیال پیامدهای تصمیمهایمان شویم. اما دردسر از جایی شروع میشود که این منتقد دیگر فقط اشتباه را نقد نمیکند و سراغ خودِ آدم میرود.
«چرا اینقدر بیعرضهای؟»، «باز خرابش کردی»، «هیچوقت درست نمیشه.» تکرار چنین جملههایی میتواند اعتمادبهنفس و انگیزه را پایین بیاورد و اضطراب و احساس ناتوانی را بیشتر کند.
سرزنش مداوم لزوماً آدم را منظمتر و موفقتر نمیکند؛ گاهی انرژی لازم برای شروع دوباره را هم میگیرد.
یک راه ساده برای تغییر این لحن، عوض کردن مخاطب فرضی ذهن است. تصور کنید نزدیکترین دوستتان دقیقاً همین اشتباه را کرده. احتمالاً به جای تحقیر، با او درباره اشتباه حرف میزنید و کمکش میکنید راه بعدی را پیدا کند.
همان لحن، حق خودتان هم هست.