مورد عجیب «میانجیهای مجروح در جنگ آمریکا و ایران
پاکستان و قطر در مقاطع مهم در نقش میانجی ظاهر شدهاند، عمان سالها کانال اعتماد میان ایران و غرب بوده و ترکیه نیز در مسیر کاهش تنش فعال شده است. وجه مشترک این کشورها روشن است: ادامه این وضعیت فقط یک مسئله ژئوپلیتیک نیست؛ با امنیت، انرژی، تجارت و ثبات آنها گره خورده است.
آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت: در بسیاری از بحرانهای مهم تاریخی، میانجیها از بیرون میدان وارد میشوند؛ کشورهایی که میکوشند میان دو طرف فاصله ایجاد کنند. اما در تقابل ایران و آمریکا، بسیاری از میانجیها خود از پیامدهای بحران دور نیستند. آنها نه ناظران بیطرف یک رویارویی دوردست، بلکه بازیگرانی هستند که تاوانهای مستقیم و غیرمستقیم آن را پرداختهاند و هنوز نگران افزایش این صورتحساب تحمیلی هستند.
پاکستان و قطر در مقاطع مهم در نقش میانجی ظاهر شدهاند، عمان سالها کانال اعتماد میان ایران و غرب بوده و ترکیه نیز در مسیر کاهش تنش فعال شده است. وجه مشترک این کشورها روشن است: ادامه این وضعیت فقط یک مسئله ژئوپلیتیک نیست؛ با امنیت، انرژی، تجارت و ثبات آنها گره خورده است.
وقتی بحران از مرزها عبور میکند
تنگه هرمز برای این کشورها فقط یک آبراه تجاری نیست؛ شریان حیاتی اقتصاد منطقه است. اختلال در این مسیر، صادرات انرژی عمان و قطر و واردات نفتی پاکستان را تحت فشار قرار میدهد و پیامدهای آن به اقتصاد ترکیه، تجارت منطقهای و مسیرهای ترانزیتی آن نیز میرسد.
عمان و قطر در جریان تشدید درگیریها با تهدیدها و حملات نظامی روبهرو بودهاند و تجربه کردهاند که چگونه یک رویارویی میان قدرتهای بزرگ میتواند به سرعت به محیط پیرامونی آنها سرایت کند.
از همینجا، میانجیگری آنها معنای متفاوتی پیدا میکند. آنها برای پایان بحرانی تلاش میکنند که خود نیز هزینههایش را پرداختهاند یا همچنان در معرض آن قرار دارند.
نااطمینانی امنیتی و دیپلماسی پیشدستانه
پشت این میانجیگریها، یک تحول ساختاریتر نیز دیده میشود: کاهش اطمینان برخی بازیگران کوچک و متوسط منطقه به تداوم و کارآمدی تضمینهای امنیتی آمریکا.
در چنین فضایی، دیپلماسی پیشدستانه ــ که اغلب خود را در قالب میانجیگری فعال نشان میدهد ــ به ابزاری برای مدیریت هزینههای نااطمینانی و کاهش ریسکهای امنیتی تبدیل شده است.
عمان؛ سرمایه اعتماد تاریخی
رابطه عمان و ایران فقط محصول شرایط امروز نیست. در دهه ۱۳۵۰، شاه ایران، به درخواست سلطان قابوس، با اعزام نیروهای نظامی به عمان در جنگ ظفار مداخله کرد؛ مداخلهای که در کنار عوامل دیگر، در تغییر موازنه جنگ به سود حکومت عمان و شکست شورشیان ظفار نقش مؤثری داشت.
این گذشته تاریخی بخشی از سرمایه اعتماد میان مسقط و تهران را ساخته است. با این حال، سیاست عمان را نمیتوان فقط با خاطره ظفار توضیح داد؛ مسقط بیش از هر چیز به دنبال حفظ ثبات در یکی از حساسترین نقاط جهان است.
قطر؛ میانجیگری بهعنوان قدرت
قطر نیز تجربه بحران خود را دارد. در دوره محاصره سال ۱۳۹۶، ایران یکی از مسیرهای تنفس اقتصادی دوحه بود. اما اهمیت قطر فقط به این سابقه بازنمیگردد؛ دوحه طی سالهای اخیر میانجیگری را به ابزار افزایش نفوذ خود تبدیل کرده است.
پاکستان و ترکیه؛ چرتکه جایگاه آینده
پاکستان پیچیدهترین موقعیت را دارد. هم با ایران رابطه و مرز دارد، هم با آمریکا مناسبات امنیتی دیرینه دارد و هم پیوندهای مهمی با عربستان حفظ کرده است. میانجیگری برای اسلامآباد فرصتی است تا این روابط چندلایه را به سرمایه سیاسی منطقهای تبدیل کند.
ترکیه نیز فقط از زاویه موازنه قدرت به بحران نگاه نمیکند. امنیت انرژی، تجارت منطقهای و نقش ترانزیتی آنکارا نیز در معرض پیامدهای یک بیثباتی طولانی در همسایگی شرقی قرار میگیرد.
میانجیهایی که خود در معرض آتشاند
مورد عجیب این بحران آن است که بخشی از تلاش برای مهار آن، از سوی کشورهایی انجام میشود که خود از پیامدهایش فاصله ندارند.
گاهی در سیاست بینالملل، نزدیکترین کشورها به آتش، نخستین کسانی هستند که برای خاموش کردن آن دست به کار میشوند؛ نه فقط از سر آرمان صلح، بلکه برای جلوگیری از سوختن خود.