وقتی گرسنهایم، مغز غذا را خوشمزهتر میکند!
گرسنگی شدید میتواند رفتار ما هنگام غذا خوردن را هم تغییر دهد. ممکن است سریعتر غذا بخوریم، مقدار بیشتری برداریم یا سراغ خوراکیهایی برویم که در حالت عادی انتخاب اولمان نیستند. وقتی شدت گرسنگی بالا میرود، توجه مغز بیشتر روی دریافت غذا متمرکز میشود.
به گزارش گروه دانش و سلامت چندثانیه آنلاین: تا حالا دقت کردهای وقتی چند ساعت چیزی نخوردهای، ناگهان سادهترین غذاها هم وسوسهکننده میشوند؟ غذایی که شاید چند ساعت قبل حتی دلت نمیخواست به آن نگاه کنی، حالا آنقدر جذاب به نظر میرسد که بویش از چند متر آنطرفتر هم توجهت را جلب میکند. یک تکه نان، سیبزمینی ساده یا حتی غذای معمولی خانه، در آن لحظه میتواند برایت فوقالعاده خوشمزه باشد. این فقط یک تصور ساده نیست؛ گرسنگی واقعاً نحوه برخورد مغز با غذا را تغییر میدهد.
وقتی معده برای مدتی خالی میماند، بدن متوجه کاهش دریافت انرژی میشود و پیامهای مختلفی میان دستگاه گوارش و مغز ردوبدل میشود. یکی از مهمترین این پیامها با هورمونی به نام گرلین ارتباط دارد؛ هورمونی که با احساس گرسنگی در ارتباط است و میتواند مغز را برای پیدا کردن و خوردن غذا آمادهتر کند.
در همین زمان، اتفاق مهم دیگری هم رخ میدهد. مغز نسبت به نشانههایی که به غذا مربوط هستند حساستر میشود. بوی نان تازه، صدای سرخ شدن غذا، دیدن یک بشقاب غذا یا حتی تصویر یک خوراکی در صفحه تلفن همراه، میتواند بیشتر از زمانی که سیر هستیم توجه ما را به خودش جلب کند.
برای همین ممکن است در حالت سیری از کنار یک فستفود عبور کنیم و تقریباً هیچ واکنشی نشان ندهیم، اما همان مسیر را وقتی گرسنهایم طی کنیم و بوی غذا ناگهان تمام حواسمان را درگیر کند. مغز در این شرایط، غذا را از یک اتفاق معمولی به یک موضوع مهم تبدیل میکند؛ چیزی که میتواند انرژی مورد نیاز بدن را تأمین کند.
ماجرا فقط به احساس گرسنگی محدود نمیشود. غذا برای مغز با سیستم پاداش هم ارتباط دارد. وقتی بدن به انرژی نیاز دارد، انتظار دریافت غذا میتواند ارزش ذهنی آن را افزایش دهد. به همین دلیل، گاهی قبل از اینکه اولین لقمه را بخوریم، غذا در ذهنمان بسیار خوشمزهتر از حالت عادی به نظر میرسد.
این اتفاق حتی روی انتخاب غذایی هم اثر میگذارد. وقتی خیلی گرسنهایم، خوراکیهای شیرین، چرب یا پرانرژی ممکن است جذابیت بیشتری پیدا کنند. بدن به دنبال انرژی است و مغز هم در چنین شرایطی میتواند به سمت گزینههایی کشیده شود که دریافت انرژی را سریعتر و لذتبخشتر میکنند.
به همین دلیل است که تصمیمی که در اوج گرسنگی میگیریم، همیشه شبیه تصمیمی نیست که وقتی سیر هستیم میگیریم. ممکن است در حالت عادی با خودمان بگوییم یک وعده سبک میخوریم، اما وقتی چند ساعت چیزی نخوردهایم، ناگهان یک غذای سنگین و پرکالری بسیار جذابتر به نظر برسد.
حتی احساس ما درباره مقدار غذا هم میتواند تغییر کند. یک بشقاب معمولی که در حالت سیری زیاد به نظر میرسد، هنگام گرسنگی ممکن است کاملاً کافی یا حتی کم به نظر برسد. این موضوع نشان میدهد که تجربه غذا فقط به خود غذا وابسته نیست؛ وضعیت بدن در لحظه خوردن هم در برداشت ما نقش دارد.
از طرف دیگر، چیزی که ما به عنوان «مزه» تجربه میکنیم فقط نتیجه فعالیت زبان نیست. بویایی، حافظه، انتظار، احساس گرسنگی و فعالیت بخشهایی از مغز هم در تجربه نهایی طعم نقش دارند. به همین دلیل ممکن است یک غذای ثابت، در دو شرایط متفاوت، کاملاً متفاوت تجربه شود.
مثلاً تصور کن یک غذای خاص را درست بعد از یک وعده سنگین بخوری. احتمالاً خیلی زود سیر میشوی و ممکن است حتی جذابیت چندانی برایت نداشته باشد. اما همان غذا را چند ساعت بعد، وقتی واقعاً گرسنه شدهای، جلویت بگذارند؛ احتمالاً اولین لقمه را با اشتهای بسیار بیشتری میخوری و همان غذا برایت لذتبخشتر به نظر میرسد.
بوی غذا هم در این میان نقش مهمی دارد. بخش زیادی از چیزی که ما به عنوان طعم تجربه میکنیم، با حس بویایی ارتباط دارد. وقتی گرسنهایم، توجه بیشتر به بوهای غذایی باعث میشود تجربه غذا حتی پیش از خوردن آن قویتر شود. گاهی فقط بوی یک غذای خانگی کافی است تا اشتهایمان ناگهان بیشتر شود.
به همین دلیل گرسنگی شدید میتواند رفتار ما هنگام غذا خوردن را هم تغییر دهد. ممکن است سریعتر غذا بخوریم، مقدار بیشتری برداریم یا سراغ خوراکیهایی برویم که در حالت عادی انتخاب اولمان نیستند. وقتی شدت گرسنگی بالا میرود، توجه مغز بیشتر روی دریافت غذا متمرکز میشود.
البته گرسنگی به خودی خود اتفاق بدی نیست. احساس گرسنگی بخشی طبیعی از سازوکار تنظیم انرژی بدن است. مسئله بیشتر زمانی اهمیت پیدا میکند که فرد آنقدر گرسنه شود که هنگام رسیدن غذا، کنترل مقدار و سرعت خوردن برایش دشوار شود.
در نهایت، دلیل اینکه غذا هنگام گرسنگی خوشمزهتر به نظر میرسد، این نیست که ناگهان غذای معمولی تبدیل به غذای فوقالعادهای شده است. غذا همان غذاست؛ اما بدن پیام کمبود انرژی را دریافت کرده و مغز اهمیت غذا را بیشتر کرده است.
برای همین است که گاهی یک لقمه ساده نان و پنیر، بعد از چند ساعت گرسنگی، میتواند از هر غذای مجلسی خوشمزهتر به نظر برسد. آن لحظه فقط زبانت غذا را نمیچشد؛ مغزت هم به تو میگوید که این چیزی است که مدتها منتظرش بودهای.