چرا بعضیها فقط وقتی تحت فشارند، میتوانند کار کنند؟
ترس از خوب نبودن نتیجه هم در این میان نقش دارد. کسی که از اشتباه کردن یا کامل نبودن کارش میترسد، ممکن است شروع کردن را مدام عقب بیندازد. نزدیک شدن مهلت، فرصت وسواس و بالا و پایین کردن را کمتر میکند و آدم را وادار میکند بالاخره دست به کار شود.
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
چقدر تا به حال آدمِ دقیقه نود بودهاید؟ اینکه همه کارها را بگذارید تا زمان به انتها برسد و بعد شروع کنید. نتیجه بدی هم نمیگیرید اما فشار باعث میشود موتورتان روشن شود و بهتر کار کنید.
برای خیلیها این صحنه آشناست؛ کاری که دو هفته فرصت انجام دادنش را داشتهاند، تا روزهای آخر گوشهای مانده و هر بار به فردا موکول شده است. اما وقتی فقط چند ساعت یا یک روز باقی میماند، انگار یک کلید روشن میشود. گوشی کنار میرود، حواس جمع میشود و کاری که مدتها عقب افتاده بود، با سرعت عجیبی جلو میرود.
فشار زمان گاهی تمرکز را بیشتر میکند. وقتی مهلت نزدیک است، انتخاب زیادی باقی نمیماند؛ باید نشست و کار را تمام کرد. حواسپرتیهایی که روزهای قبل مهم به نظر میرسیدند، ناگهان کنار میروند و ذهن روی همان کاری میماند که باید تحویل داده شود.
ترس از خوب نبودن نتیجه هم در این میان نقش دارد. کسی که از اشتباه کردن یا کامل نبودن کارش میترسد، ممکن است شروع کردن را مدام عقب بیندازد. نزدیک شدن مهلت، فرصت وسواس و بالا و پایین کردن را کمتر میکند و آدم را وادار میکند بالاخره دست به کار شود.
اما مشکل از جایی شروع میشود که این شیوه به عادت تبدیل شود. چند ساعت کار فشرده شاید یک بار جواب بدهد، اما تکرارش یعنی خواب کمتر، فشار بیشتر و روزهایی که مدام با حس عقب ماندن میگذرد.
وقتی مغز به فشار عادت میکند، آرامش هم میتواند آدم را بیحوصله و بیانگیزه کند. آنوقت روزهای خلوت برای شروع کردن کافی نیستند و آدم مدام منتظر همان فشاری میماند که بالاخره وادارش کند دست به کار شود.