آیا برای آدمهای کمحوصله هم در این جامعه جایی هست؟
انگار در دنیای امروز، حتی خسته بودن هم باید دلیل موجهی داشته باشد.
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
صبح که چشم باز میکنی، فهرستی از کارهای انجامنشده و برنامههایی که باید به آنها برسی، پیش رویت قرار میگیرد؛ ورزش، یادگیری، کار بیشتر، درآمد بالاتر و تلاش برای بهتر شدن. در چنین فضایی، آدمی که آرامتر پیش میرود یا روزهایی را بیحوصله و کمانرژی میگذراند، خیلی زود با برچسب تنبلی روبهرو میشود. انگار برای پذیرفته شدن، باید همیشه کاری برای انجام دادن داشته باشی.
سالهاست میزان فعالیت و مشغله، به یکی از معیارهای سنجش آدمها تبدیل شده است. از مدرسه و خانواده تا محیط کار، مدام به ما یادآوری شده که باید تلاش کنیم، جلو برویم و از وقتمان بهترین استفاده را ببریم. در این میان، خستگی هم مثل یک عیب قدعلم میکند که باید پنهانش کرد؛ حتی وقتی بدن و ذهن دیگر توان ادامه دادن ندارند.
اما آدمها با یک اندازه انرژی و یک ریتم زندگی نمیکنند. کسی ممکن است از معاشرت و کارهای پیدرپی لذت ببرد و دیگری برای انجام همان کارها به زمان و خلوت بیشتری احتیاج داشته باشد. کمحوصله بودن نشانه بیمسئولیتی نیست و هر روز کمکاری را هم نمیتوان به حساب بیارادگی گذاشت.
ما نباید بهجای شناختن توان و نیازمان، مدام خود را با سرعت دیگران بسنجیم. در چنین فضایی، حتی یک روز استراحت هم میتواند با عذاب وجدان بگذرد. زندگی برای همه یک شکل و یک سرعت ندارد و قرار نیست ارزش ما با تعداد کارهایی که در پایان روز تیک میزنیم، اندازه گرفته شود.