عید و هنر و داستان؛ وقتی آموزشوپرورش به خلاقیت رضایت داد
کودکانی که به جای قلم و خطکش، با مداد رنگی، قصه و خیال نفس میکشند؛ عیدی واقعی، با بوی آزادی و خلاقیت را تجربه میکنند.
به گزارش چند ثانیه، سالهای سال نوروز با «پیک» به سراغ دانشآموزان میآمد و کابوسی برایشان میساخت. بوی کتاب به جای بهار در جانشان میپیچید و تکالیف پیچیده عید را به امتحان تبدیل میکرد.
در خبرها آمده که آموزشوپرورش تکالیف اجباری نوروزی را ممنوع اعلام کرده است. به جای کاغذبازیهای تکراری و حفظیات خستهکننده، پیشنهادهایی مثل «داستاننویسی درباره تعطیلات»، «نقاشی خلاقانه از خاطرات عید» یا «خواندن کتاب مورد علاقه و خلاصه آن» جایگزین شده است. گامی کوچک، اما اولین تغییر جدی بعد از دههها روال خشک.
این بخشنامه نشانه چرخش فکری است. سیستمی که دههها حفظ کردن را به درک کردن ترجیح داد، حالا به هنر، داستان و تخیل پناه برده است.
شاید درسی از قرنهای گذشته بگیریم؛ زمانی که عید نوروز، زمان قصهگویی حافظخوانان، نمایشهای محلی و نقاشیهای سنتی بود، نه آزمون و نمرهگیری.
شاید خوشحالتر از بچهها، والدین باشند که نفس راحتی کشیدند؛ دیگر لازم نیست شب عید، با فرزندشان بر سر تکلیف تمام نشده بحث کنند یا خودشان صفحات را پر کنند.
کودکانی که به جای قلم و خطکش، با مداد رنگی، قصه و خیال نفس میکشند؛ عیدی واقعی، با بوی آزادی و خلاقیت را تجربه میکنند.
البته هنوز راه درازی در پیش است؛ یک بخشنامه نمیتواند کل نظام آموزشی را دگرگون کند، جایی که حفظیات هنوز سلطان کلاسهاست. اما این، اولین جرقه است؛ جرقهای که میگوید با آموزش هم میتوان عید داشت.
شاید سالها بعد، نسلی داشته باشیم که عید را با خلق داستان و هنر به یاد بیاورد، نه با ترس از تکلیف و نمره. عیدی که نوروز واقعیاش، در ذهن و تخیل شکوفا شود.