فوبیای فقیرتر شدن؛ ترسی که خیلیها هر روز با آن بیدار میشوند
بعضیها از مرگ میترسند؛ خیلیها این روزها از این میترسند که زنده بمانند و هر روز یک پله پایینتر بروند...
نگار صالحی در چندثانیه نوشت:
بعضیها از مرگ میترسند؛ خیلیها این روزها از این میترسند که زنده بمانند و هر روز یک پله پایینتر بروند... آدمها این روزها بیشترین معاشرت را با پیامکهای بانکیشان دارند! چک کردن مداوم مبلغ موجودی یک فوبیای جدید است که آرام آرام به متن اصلی زندگیها اضافه شده.
این ترس، فقط کم شدن پول را با خود ندارد، هراسیست که بیسروصدا و ماه به ماه، زیر پا را خالی میکند. چیزی که میشود اسمش را گذاشت «فوبیای فقیرتر شدن»؛ وحشتی که خیلیها هر صبح با آن بیدار میشوند.
پیش از آنکه گوشی را چک کنند، ذهن شروع میکند به حسابوکتاب: قیمت دلار، اجاره، قسط، شهریه، هزینه درمان، و آن سؤال آشنا که مثل خوره میافتد به جان آدم: اگر اوضاع همینطور بماند، تا چند ماه دیگر دوام میآورم؟
ناامنی مالی مزمن، رابطه مستقیمی با اضطراب، افسردگی، اختلال خواب و فرسودگی روانی دارد. برای بسیاری، آنچه ترسناک است خودِ بیپولی نیست؛ از دست رفتنِ کنترل، امنیت و امکان برنامهریزی برای آینده است.
آدم فقط از خالی شدن حسابش نمیترسد؛ از این میترسد که ناگهان دیگر نتواند از پسِ زندگیای که تا دیروز نگهش داشته بود، بربیاید.
در اقتصادی که تورم، ارزش واقعی درآمد را آرامآرام میبلعد، این ترس مدام بازتولید میشود.
با هر افزایش قیمت، با هر خبر تازه، با هر هزینه پیشبینینشده، ذهن سناریوهای سقوط را مرور میکند: اگر کارم را از دست بدهم چه؟ اگر اجاره از توانم بیرون بزند چه؟ اگر یک بیماری، یک حادثه یا یک ماه بد، همهچیز را بههم بریزد چه؟ اینها دیگر ترسهای انتزاعی نیستند؛ تجربه زیسته مردمیاند که دیدهاند فاصله میان «دوام آوردن» و «فروریختن» چقدر کم شده است.
فوبیای فقیرتر شدن، ترس از دست دادنِ انتخابهاست؛ انتخابِ خانه، درمان، آموزش، سبک زندگی و حتی کرامت. شاید برای همین است که کابوس این روزهای خیلیها، نه مرگ، که پیامکی است با یک جمله کوتاه: موجودی شما کافی نیست.