چرا بعضی طبقات اجتماعی زبان مخصوص خودشان را دارند؟
آدمها گاهی قبل از آنکه شغل، لباس یا موقعیتشان را رو کنند، با چند کلمه لو میدهند از کدام جهان آمدهاند.
سارا ترابی در چندثانیه آنلاین نوشت: همهی فاصلهها با پول سنجیده نمیشوند، گاهی پای زبان در میان است!
آدمها گاهی قبل از آنکه شغل، لباس یا موقعیتشان را رو کنند، با چند کلمه لو میدهند از کدام جهان آمدهاند.
بعضی طبقات آنقدر با هم زندگی کردهاند که کمکم برای خودشان یک زبان مشخص ساختهاند؛ زبانی که اگر اهلش نباشی، باید ترجمهاش کرد. زبان فقط ابزار حرف زدن نیست؛ یک لباس جمعی یا یک شناسنامه پنهان است. آدمها با واژهها، لحن، شوخیها و اصطلاحاتشان مدام اعلام میکنند: «من از کدام قبیلهام.»
در هر جامعه، گروههای مختلف طبقاتی بهتدریج لهجه اجتماعی خودشان را میسازند؛ یعنی همه ممکن است یک زبان مشترک داشته باشند، اما واژگان، ساختار جمله، آهنگ کلام و حتی نوع شوخی کردنشان با هم فرق میکند. این تفاوتها به شغل، تحصیلات، سطح درآمد، شبکه روابط و سبک زندگی گره خورده است.
برای طبقات مرفه، زبان علاوه بر وسیله ارتباط، ابزار فاصلهگذاری هم هست. استفاده از واژههای تخصصی، جملههای پیچیده و پرهیز از اصطلاحات خیلی عامیانه، نوعی نمایش سرمایه فرهنگی و آموزشی است.
در سوی دیگر، در طبقات فرودست و کارگری، زبان معمولاً صمیمیتر، فشردهتر، پر از شوخی، کنایه و اصطلاحات خاص خیابان است. اینجا هم زبان فقط نقش انتقال معنا ندارد؛ سلاحی برای ایجاد همبستگی است، برای اینکه زود بفهمی خودی کیست و «غریبه» کدام است.
ما فقط با شنیدن چند جمله، خیلی وقتها حدس میزنیم طرف مقابلمان تقریباً از چه طبقهای است. لهجه، انتخاب واژهها، میزان رسمی بودن، حتی ریتم حرف زدن، همه نشانههای طبقاتی هستند که بیصدا ارسال میشوند و اغلب بیصدا هم فهمیده میشوند.
شاید به همین دلیل است که وقتی کسی از یک طبقه به طبقهای دیگر میرود، معمولاً پیش از هر چیز زبانش عوض میشود تا با قبیله تازهاش هماهنگ شود.
طبقات مختلف برای خودشان زبان جداگانه میسازند، چون در شلوغی جامعه، باید راهی برای تشخیص سریع داشته باشند. زبانی که هم نقش کارت شناسایی را بازی میکند و هم میتواند دیوار بکشد و هم پل بسازد.