دو تاب‌آوری زیر یک سقف؛ دهه‌شصتی‌های سخت‌جان، نسل زدی‌های خسته

نسل زد در سوی دیگر ایستاده است؛ نسلی که از کودکی در معرض خبرهای بد، مقایسه دائمی، هشدارهای اقلیمی و آینده‌ای مبهم بوده و نرخ اضطراب و افسردگی‌اش در تحقیقات جهانی بالاتر ثبت شده است.

دو تاب‌آوری زیر یک سقف؛ دهه‌شصتی‌های سخت‌جان، نسل زدی‌های خسته

تاب‌آوری و تحمل، آدم‌به‌آدم فرق می‌کند؛ اگر بخواهید همین تفاوت را در چند نسل کنار هم اندازه بگیرید، سرتان گیج می‌رود.

به گزارش چند ثانیه، در خیلی از خانه‌ها، امروز دو جور تاب‌آوری زیر یک سقف زندگی می‌کند؛ دهه‌شصتی‌هایی که با صف و سایه جنگ و تحریم بزرگ شده‌اند، و نسل زد که با نوتیفیکیشن، بی‌اعتمادی و تصاویر زنده بحران قد کشیده است. 

هر دو با «بحران» آشنا هستند، اما زبان و سبک تحمل‌شان یکی نیست. برای والد دهه‌شصتی، تاب‌آوری یعنی دوام آوردن؛ یعنی یاد گرفته‌ای با حقوق نصف‌شده، شغل عوض‌شده و قیمت‌های هرروزه تازه خودت را وفق بدهی و زندگی را ادامه بدهی. 

نسل‌های میانسال‌تر در پایداری و تحمل شرایط سخت، امتیاز بالاتری می‌گیرند؛ عادت کرده‌اند درد را در خود نگه دارند و مسیر را بروند.

از نگاه نسل جوان اما همین «دوام» گاهی شبیه تسلیم است؛ شبیه این‌که بحران را مثل بخشی از دکور خانه پذیرفته‌ای. 

نسل زد در سوی دیگر ایستاده است؛ نسلی که از کودکی در معرض خبرهای بد، مقایسه دائمی، هشدارهای اقلیمی و آینده‌ای مبهم بوده و نرخ اضطراب و افسردگی‌اش در تحقیقات جهانی بالاتر ثبت شده است. 

تاب‌آوری در قاموس آنها بیشتر شبیه جست‌وجوی راه فرار است؛ مهاجرت، تغییر رشته، عوض‌کردن شهر، ترک شغل. کمتر می‌گویند «تحمل می‌کنیم»، بیشتر می‌پرسند «چطور می‌شود از این وضعیت بیرون رفت؟».

نتیجه، خانواده‌ای است که سرِ یک سفره، دو فلسفه بقا کنار هم نشسته‌اند: یکی می‌گوید «ما بدتر از این را دیده‌ایم و مانده‌ایم»، دیگری می‌پرسد «اگر قرار است همیشه فقط بمانیم، پس زندگی کی شروع می‌شود؟». 

بحران، فقط در اقتصاد و سیاست جریان ندارد؛ در فاصله میان همین دو سؤال هم موج می‌زند.

ارسال نظر

خبر‌فوری: افسانه‌ای به نام گلکسی نوت؛ از تولد جسورانه تا پایان خاموش