حبابی به نام درآمد بلاگری؛ وقتی یک استوری، همقیمت یک ماه زندگی است
عدالت دقیقاً کجای این ماجرا ایستاده است؟ آنجا که یک استوری چندثانیهای در صفحه یک بلاگر، همقیمت یک ماه جانکندنِ معلم، پرستار یا کارمند درمیآید؟ گاهی حتی بیشتر.
به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: در روزگاری که بعضی چهرههای اینستاگرامی از محل تبلیغات، ماهانه تا بیش از یک میلیارد تومان درآمد دارند، طبیعی است یک پرسش، سمج و بیپاسخ، روی ذهنها سنگینی کند. این همه پول، دقیقاً در برابر چه «ارزشی» پرداخت میشود؟
اگر تنها معیار را تعداد فالوئر و «ویو» بدانیم، پاسخ در نگاه اول ساده به نظر میرسد؛ این هم بازاری است مثل هر بازار دیگر، با همان منطق عرضه و تقاضا. هرکس بتواند توجه بیشتری بخرد، بهای بالاتری هم مطالبه میکند.اما ماجرا درست از همینجا پیچیده میشود.
واقعیت این است که بسیاری از کسبوکارها، پس از پرداختهای چندصد میلیونی، از بازگشت سرمایه رضایت ندارند. حتی فعالان همین فضا هم بارها گفتهاند که بخش قابلتوجهی از این قیمتها، نه بر پایه فروش واقعی و اثرگذاری ماندگار، که بر مدار هیجان، شهرت و عددهایی شکل گرفته که همیشه معنای واقعی اثرگذاری نمیدهند.
از سوی دیگر، همه این درآمدها هم لزوماً به شکل پول نقد جابهجا نمیشود. هدیه، سفر، طلا، رمزارز، محصولات رایگان و انواع امتیازهای پنهان، همگی در حکم درآمد هستند؛ اما در چشم مخاطب، بیشتر به یک رؤیای پرزرقوبرق شبیهاند تا نتیجه یک قرارداد تبلیغاتی.
همین فاصله میان آنچه دیده میشود و آنچه در پشتصحنه میگذرد، حباب این بازار را ضخیمتر میکند؛ بازاری که نه تعرفهای روشن دارد، نه گزارش شفافی از نتیجه کمپینهایش منتشر میشود و نه نسبت دقیقی میان دستمزد و خروجی واقعی در آن دیده میشود.
مسئله، نفی مطلق درآمد بلاگرها نیست. انکار هم نمیتوان کرد که بسیاری از آنها واقعاً محتوا تولید میکنند، برای خود مخاطب وفادار ساختهاند، محصول میفروشند و برای برندها ارزش اقتصادی ایجاد میکنند.مسئله، اصل درآمد نیست؛ مسئله، نسبت این درآمد با واقعیت است.
آیا این قیمتهای افسارگسیخته را باید نشانه بلوغ یک صنعت حرفهای دانست؟
یا با بادکنکی طرفیم که بر موج «فالوئر» و «ویو» باد شده و ممکن است با یک تغییر الگوریتم، یک افت توجه، یا یک چرخش ساده در ذائقه مخاطب، ناگهان بترکد؟