قرارهای نانوشته بامداد: چرا فوتبال، ما را بیدار نگه میدارد؟
«واسه دیدن یه فوتبال ساعت ۴ صبح بیدار میشی؟»این یک جمله ساده، انتقادی در عین حال واقعی است. یک عشق باید خیلی شورانگیز باشد که به خاطرش از خوابت بزنی. عشقی که خیلی از ما به فوتبال داریم!
نغمه افشار در چندثانیه آنلاین نوشت: ایران، این روزها - وقتی عقربههای ساعت از نیمهشب عبور میکنند و بازیها در ساعات اولیه صبح آغاز میشود، برای خیلی از ما فوتبالدوستان، مفهوم «خوابیدن» کاملاً تغییر میکند.
این بیدارماندنهای شبانه، که گاه تا طلوع آفتاب ادامه دارد را به چشم یک سرگرمی یا وقتگذرانی ساده نبینید بلکه بیشتر شبیه به یک پدیدهی اجتماعیِ ریشهدار است؛ یک قرار جمعی نانوشته که میلیونها نفر را، در خانههای جدا از هم، به یک نقطهی مشترک وصل میکند.
چرا این اشتیاق بیداری با ماست؟ شاید عجیب به نظر برسد، اما در روزگاری که فردگرایی موج میزند و ارتباطاتمان گاهی سطحی و گذراست، فوتبال – چه ملی و چه در دل رقابتهای هیجانانگیز جام جهانی – یکی از معدود چیزهایی است که ما را به هم پیوند میدهد و حس تعلق جمعی به ما میدهد. این بیدار ماندن یک انتخاب آگاهانه است؛ یک فداکاری کوچک برای حفظ همین حس مشترک، برای تجربهی هیجان بازی.
فوتبال، پناهگاه امید ماست. از دید خیلی از ما، فوتبال – به ویژه در اوج رقابتهایی چون جام جهانی – بیش از یک بازی، یک پناهگاه است. جایی که میشود برای چند ساعتی از دغدغههای روزمره فاصله گرفت.
همهچیز خلاصه میشود در یک توپ، یک دروازه و هیجان لحظات ناب. حتی بعد از سالها ناکامی و شکست، هر بازی جدید، فرصتی دوباره برای روشن شدن همان جرقه امید است.
این امید، حتی اگر کوتاه مدت و زودگذر باشد، برای خیلیها مثل یک «اکسیر» عمل میکند که تحمل واقعیتهای سخت را آسانتر میسازد.
هزینهی این اشتیاق، چرتهای روز بعد است! اینکه ما حاضر هستیم خواب شبانهمان، نظم روز بعدمان، و حتی حال جسم و روان خود را فدای این تجربهی چند ساعته کنیم، خودش حرفهای زیادی دارد.
این فداکاری نشان میدهد که چقدر نیاز به یک مشغلهی هیجانانگیز داریم که حتی حاضر است نظم شخصی را بر هم بزند. فوتبال برایمان شده یک عامل قابل اتکا برای هیجان و امید؛ ریسمانی که در دنیای پر از بیثباتیها، به آن چنگ میزنیم.