یک جامعه شناس: جامعه از آیندهساز به آیندهخوان تبدیل شده | آینده برای جامعه از افق قابل ساخت به وضعیت مبهم رسیده
وقتی امکان برنامهریزی بلندمدت تضعیف میشود، افراد بیشتر به سمت تصمیمهای کوتاهمدت و واکنشی حرکت میکنند و اولویت اصلی، مدیریت شرایط موجود به جای طراحی آینده خواهد بود.
مریم زارعیان، جامعهشناس: مسئله اصلی جامعه ایران در شرایط کنونی «بحران آیندهمندی» است؛ آینده برای بخش قابل توجهی از مردم، از یک افق قابل طراحی به یک وضعیت مبهم و غیرقابل پیشبینی تبدیل شده است.
جامعه بهتدریج از حالت «آیندهساز» به حالت «آیندهخوان» تغییر میکند؛ یعنی به جای آنکه آینده را بسازد، مدام آن را رصد و تفسیر میکند.
وقتی امکان برنامهریزی بلندمدت تضعیف میشود، افراد بیشتر به سمت تصمیمهای کوتاهمدت و واکنشی حرکت میکنند و اولویت اصلی، مدیریت شرایط موجود به جای طراحی آینده خواهد بود.
این تغییر فقط اقتصادی نیست، بلکه در سبک زندگی، روابط اجتماعی و حتی نحوه تصمیمگیریهای خانوادگی نیز قابل مشاهده است.
یکی از پیامدهای مهم این وضعیت، افزایش اضطراب اجتماعی و زندگی در لحظه است؛ ذهن جمعی به جای برنامهریزی، درگیر «پایش مداوم وضعیت» و دنبال کردن اخبار و نشانههای تغییر میشود.
کاهش امکان پیشبینی آینده، بهتدریج بر اعتماد اجتماعی نیز اثر میگذارد؛ وقتی افراد نتوانند چشمانداز روشنی از آینده داشته باشند، تمایل به همکاری جمعی، سرمایهگذاری بلندمدت و اعتماد به نهادها نیز کاهش پیدا میکند.
چالش اصلی جامعه ایران در شرایط فعلی، بیش از آنکه ناشی از یک بحران مشخص باشد، به «ضعف در تصور آینده» مربوط است.
این ضعف اگر تداوم پیدا کند، میتواند هم توان تصمیمسازی فردی و هم ظرفیت کنش جمعی در جامعه را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد.