چرا به یوسف پزشکیان توهین می کنند؟
یوسف پزشکیان را نه باید تقدیس کرد و نه تحقیر؛ جایگاه او اقتضا میکند بیش از بسیاری دیگر در معرض پرسش و نقد باشد، اما این نقد باید متوجه سخن و تحلیل او باشد، نه نسبت خانوادگی یا شخصیتش.
روزنامه اعتماد نوشت: آنچه در مواجهه با یوسف پزشکیان بیش از هر چیز قابل توجه است، نه نسبت خانوادگی او با رییسجمهور، بلکه شیوهای است که در برابر گفتوگو و نقد از خود نشان میدهد؛ او از قرار گرفتن در معرض دیدگاههای متفاوت پرهیز نمیکند و اهل گفتوگوست.
نقدپذیری به معنای خطاناپذیری نیست، اما اهمیت موضوع در این است که سخن او باید امکان نقد شدن داشته باشد، نه اینکه پیش از نقد، خود او هدف قرار بگیرد.
در ماههای اخیر، بخشی از واکنشها به اظهارنظرهای او از همین مرز عبور کرده است؛ استفاده از تعابیری مانند «یوسف بابا» به جای مواجهه با محتوای سخن، گوینده را هدف میگیرد.
اگر حرفی غلط است، باید نشان داد کجای آن غلط است؛ تحقیر، جایگزین استدلال نیست و اتفاقاً وقتی کسی خود را در معرض گفتوگو قرار میدهد، پاسخ مناسب به او باید جدیتر و دقیقتر باشد.
جامعه گفتوگومحور، افراد را به دلیل اشتباهشان نقد میکند؛ جامعه گرفتار هیاهو، پیش از بررسی سخن، درباره گوینده حکم صادر میکند.
در ارزیابی سخنان او باید میان «بیان یک واقعیت» و «دفاع از آن واقعیت» تفاوت گذاشت؛ سخن گفتن از شرایط دشوار کشور به معنای نادیده گرفتن مشکلات مردم یا نفی حق مطالبهگری نیست.
باید میان «نقد دولت» و «پروژه شکست دولت» تفکیک کرد؛ دولت صرفاً یک رقیب سیاسی نیست و ناکامی هر دولت هزینههایی بر زندگی مردم باقی میگذارد.
یوسف پزشکیان را نه باید تقدیس کرد و نه تحقیر؛ جایگاه او اقتضا میکند بیش از بسیاری دیگر در معرض پرسش و نقد باشد، اما این نقد باید متوجه سخن و تحلیل او باشد، نه نسبت خانوادگی یا شخصیتش.