«آرایش نظامی» ضدایرانی آمریکا؛ «ساعت صفر» نزدیک است؟
پیش از حمله مشترک نهم اسفند، آمریکا در کنار ناوگروهها، بیش از ۱۵۰ هواگرد به اروپا و خاورمیانه منتقل کرد؛ از جنگنده تا هواپیمای سوخترسان و ترابری. موج نخست این جنگ تا آتشبس فروردین نزدیک چهل روز ادامه یافت.
آرمان ایرانی در چندثانیه آنلاین نوشت:
در آستانه انتخابات ۵ آبان اسرائیل و ۱۲ آبان آمریکا، بحث در بخشی از رسانهها از «آیا دوباره حمله میشود؟» به «چه زمانی؟» رسیده است. ترامپ وعده داده پیش از انتخابات آمریکا حمله نکند؛ در مقابل، جابهجایی ناوهای هواپیمابر نشانه نزدیکشدن عملیات تازه قلمداد میشود.
اما این ناوها واقعاً چه چیزی را ثابت میکنند؟ پاسخ را باید در تفاوت آرایش نظامی آمریکا در خرداد ۱۴۰۴، اسفند ۱۴۰۴ و مهر امسال جست.
خرداد؛ ضربه از آنسوی اقیانوس
هنگام آغاز جنگ دوازدهروزه، آمریکا یک ناو هواپیمابر در دریای عرب داشت؛ اما حمله مستقیم اول تیر را با بمبافکنهای برخاسته از خاک خود و موشکهای شلیکشده از زیردریایی انجام داد. برای ضربهای سنگین و محدود، افزایش چشمگیر ناوهای نزدیک ایران شرط لازم نبود. مسئله وقتی فرق میکند که قرار باشد حملات روزهای متوالی ادامه یابد.
اسفند؛ جنگ پشتوانه میخواهد
پیش از حمله مشترک نهم اسفند، آمریکا در کنار ناوگروهها، بیش از ۱۵۰ هواگرد به اروپا و خاورمیانه منتقل کرد؛ از جنگنده تا هواپیمای سوخترسان و ترابری. موج نخست این جنگ تا آتشبس فروردین نزدیک چهل روز ادامه یافت. تفاوت روشن است: برای حمله میتوان از دور برخاست؛ برای ادامه جنگ، سوخت، مهمات، تعمیرات و حفاظت از نیروها هم باید دوام بیاورند. با همین معیار باید مهر را سنجید.
مهر؛ دو ناو و یک جایگزین
در ۳۰ شهریور و ۲۷ مهر، «جورج واشنگتن» و «جورج بوش» در دریای عرب بودند. «تئودور روزولت» هم اعزام شده، اما در گزارش ۲۷ مهر هنوز در ژاپن بود و بناست جای «جورج واشنگتن» را بگیرد. این ناوها قدرتی واقعیاند: هر ناوگروه مجموعهای از جنگندهها، هواگردهای پشتیبان و کشتیهای مجهز به موشک و سامانههای دفاعی را همراه دارد. اما توان موجود را نباید با افزایش تازه توان اشتباه گرفت.
شمار ناوهای حاضر تغییر نکرده و از بسیج هوایی تازهای همسنگ اسفند نیز شاهد علنی روشنی نداریم. تازه، حتی این محاسبه یک طرف معادله را نمیبیند.
ایران؛ هزینه ضربه برگشتی
پاسخهای موشکی و پهپادی ایران در جنگ اسفند، آمریکا و متحدانش را به دفاع از پایگاهها و مصرف گسترده مهمات دفاعی واداشت. این پاسخها جلوی آغاز جنگ را نگرفتند؛ پس نباید قدرت بازدارندگی ایران را مطلق انگاشت. اما در دور بعد، تصور واشنگتن از دامنه پاسخ ایران و احتمال کشیدهشدن جنگ به منطقه، بر تصمیم «آری یا نه» حمله اثر میگذارد. همین محاسبه ممکن است در تلآویو متفاوت باشد.
دو پایتخت؛ یک تصمیم؟
فایننشالتایمز از تلاش نتانیاهو برای حمله تازه در مهر و مخالفت ترامپ گزارش داده؛ برخی منابع اسرائیلی روایت آمادگی برای حمله در تاریخ اعلامشده را رد کردهاند. فارغ از این اختلاف گزارشها، همراهی نظامی آمریکا و اسرائیل به معنای توافق خودکار بر سر زمان و دامنه حمله نیست؛ هرچند تفاوت محاسبات نیز مانع قطعی اقدام مشترک نخواهد بود.
از اهرم فشار تا «ساعت صفر»
آمریکا اکنون توان واردکردن ضربات سنگین را دارد؛ اما شواهد علنی، افزایش تازه توان لازم برای کارزاری طولانیتر را اثبات نمیکنند. تجمع نیروها میتواند امروز اهرم فشار باشد و با فرمانی تازه، فردا به ابزار حمله تبدیل شود.
در روزهای پیش رو، مهمتر از شمار ناوها، تغییر واقعی پشتوانه جنگ و محاسبه هزینه پاسخ ایران است. ناوها تهدید را جدی میکنند؛ اما «ساعت صفر» جنگ را نمیشود از روی عرشه آنها خواند.