تحلیل فارن پالیسی از باتلاق ترامپ؛ جنگ ایرانِ ترامپ به یک مانع قانونی تازه نزدیک میشود
با نزدیک شدن به اول ماه می (۱۲ اردیبهشت)، ضرب الاجل ۶۰ روزه قانون اختیارات جنگ ۱۹۷۳ در حال اتمام است.
این قانون میگوید اگر رئیس جمهور بدون مجوز کنگره عملیات نظامی را آغاز کرده باشد، پس از ۶۰ روز باید آن را پایان دهد.
از آنجا که جنگ دونالد ترامپ علیه ایران مورد حمایت عمومی نیست و نشانهای از پایان سریع آن دیده نمیشود، حامیان جمهوری خواه ترامپ در کنگره با دوراهی تازهای روبرو شدهاند: اگر ترامپ اصرار کند این قانون را نادیده بگیرد، آنها چه خواهند کرد؟
برخی مانند سناتور سوزان کالینز گفتهاند که برای پایان دادن به جنگ به دموکراتها خواهند پیوست، اما دیگران مانند سناتور جیمز لنکفورد ترجیح میدهند درباره سناریوهای فرضی اظهارنظر نکنند. تنها چند جمهوری خواه در مجلس و سنا کافی است تا قطعنامه پایان جنگ تصویب و به میز ترامپ برسد.
سوزان کالینز، رئیس کمیته قدرتمند تخصیص بودجه سنا، تاکید کرده که از ابتدا معتقد بوده مهلت ۶۰ روزه در قانون اختیارات جنگ جدی است و رئیس جمهور باید برای ادامه خصومتها فراتر از آن نقطه، از کنگره مجوز بگیرد. در حالی که کنگره تاکنون حرکتی برای تصویب مجوز استفاده از نیروی نظامی (AUMF) علیه ایران نشان نداده، طبق قانون عملیات علیه تهران باید به طور خودکار متوقف شود. ترامپ میتواند جنگ را ۳۰ روز دیگر تمدید کند، اما آن تمدید طبق گزارش خدمات تحقیقاتی کنگره فقط برای خروج ایمن و منظم نیروهاست، نه برای ادامه یک جنگ غیرمجاز. با این حال، یک هفته به پایان مهلت ۶۰ روزه، وضعیت نظامی با ایران هنوز در نوسان است.
ترامپ روز پنجشنبه در کاخ سفید به خبرنگاران گفت تحت فشار جدول زمانی برای پایان جنگ قرار نمیگیرد و نباید به او عجله داد. او اشاره کرد که آمریکا ۱۸ سال در ویتنام و سالها در عراق و نزدیک به پنج سال در جنگ جهانی دوم بود، در حالی که او فقط شش هفته درگیر بوده است. پیشتر در همان روز، ترامپ در تروث سوشال نوشت نیروی دریایی آمریکا کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و آن را کاملا مسدود نگه داشته تا زمانی که با ایران به توافق برسد. در پستی جداگانه، به نیروی دریایی دستور داد «به هر قایقی که در تنگه هرمز مین میریزد شلیک و آن را غرق کند». اذعان ترامپ به فعالیتهای خصمانه جاری نیروی دریایی قابل توجه است، زیرا او قبلا گفته بود آتش بس با ایران را به طور نامحدود و یک جانبه تمدید کرده است.
برخی کارشناسان حقوقی معتقدند کاخ سفید احتمالا تلاش خواهد کرد استدلال کند که آتش بس آغاز شده از ۸ آوریل به معنای توقف ساعت ۶۰ روزه است. کاترین یون ابرایت، کارشناس برنان سنتر میگوید که قانون ۱۹۷۳، مکانیزمی برای توقف ساعت در زمان آتش بس پیش بینی نکرده، اما این مانع از آن نمیشود که دولت استدلال کند. دولتهای قبلی هم خلاقیت به خرج دادهاند: دولت اوباما در سال ۲۰۱۱ استدلال کرد که کارزار بمباران علیه لیبی به اندازه کافی کم شدت بود تا مشمول قانون نشود. دولت اول ترامپ هم در نوامبر گفت حملات به قایقهای قاچاق مواد مخدر در کارائیب مشمول قانون نیست. اما ابرایت میگوید جنگ ایران بیابهام «جنگی با جِی بزرگ» است و در دستهای دیگر قرار دارد.
بسیاری از کارشناسان نظامی هم موافقند که جنگ ایران استانداردهای قانون ۱۹۷۳ را برآورده میکند، حتی اگر برخی جمهوری خواهان و مقامات دولت عمدا از واژه جنگ استفاده نکنند. میک مالروی، معاون سابق وزیر دفاع در خاورمیانه در دولت اول ترامپ، میگوید: «من به آن میگویم جنگ. ما از جنگ جهانی دوم رسما اعلام جنگ نکردهایم، اما از آن زمان جنگهای زیادی داشتهایم. همه به آن میگویند جنگ. آنها نمیتوانند به آن نگویند جنگ چون نمیخواهند قانون اختیارات جنگ فعال شود، اما به تعریف همه، جنگ است.» کارشناسان میگویند حتی اگر قانون نیازی به قطعنامه پایان جنگ نداشته باشد، تصویب چنین قطعنامهای توسط کنگره یک پیام سیاسی مهم میفرستد.
سناتور جاش هاولی، جمهوری خواهی که در مسائل اختیارات جنگ استقلال نسبی از دولت نشان داده، گفت بهتر است جنگ ایران قبل از پایان ۶۰ روز تمام شود، اما مهم است که دولت از چارچوب قانونی پیروی کند. در مقابل، سناتور جان کندی نظر دیگری دارد: «فکر نمیکنم ۶۰ روز هیچ فرقی بکند. هیچکس در سنا روزها را نمیشمرد و نمیگوید یک ثانیه پس از ۶۰ روز همه چیز تعطیل شود و جنگ با ایران تمام شود. من فکر نمیکنم اینطور باشد.» با این حال، حتی اگر ترامپ قطعنامه پایان جنگ را وتو کند (همانطور که پس از ترور سردار سلیمانی در ۲۰۲۰ وتو کرد)، عبور چنین قطعنامهای با حمایت چند جمهوری خواه سیگنال قدرتمندی خواهد بود که کنگره از جمله اعضای حزب خودش، مخالف این جنگ است.