از حس درونی تا هشدار بیرونی؛ بدنهایی با کنترل از راه دور
ما نسلی هستیم که دیگر به صدای درونی بدن اعتماد نمیکنیم و بهجای آن به نوتیفیکیشنها رو آوردهایم. اگر تا آخر شب دایرهی قدمهایمان کامل نشود، احساس گناه میکنیم؛ اگر هشدارِ «الان وقت حرکت است» را نادیده بگیریم، انگار در حق خودمان کوتاهی کردهایم.
شیدا حصاری از گروه هنر و زندگی چندثانیه در مطلبی نوشت:
شاید در گذشته زندگی این همه پیچیدگی نداشت، شما گرسنه یا تشنه میشدید آب مینوشیدید و غذا میخوردید اما حالا در این همه شلوغی روزگار، برای رفع نیازهای بدن هم باید آلارم گذاشت!
ساعتهای هوشمند روی مچ دست یا گوشیهای همراه حکم یک نیروی بیرونی همیشه حاضر را دارند که تمام موارد را به شما گوشزد کنند، مانند مادری که مدام تذکر میدهد: بنوش، بخواب، بلند شو، نفس عمیق بکش.
ما نسلی هستیم که دیگر به صدای درونی بدن اعتماد نمیکنیم و بهجای آن به نوتیفیکیشنها رو آوردهایم. اگر تا آخر شب دایرهی قدمهایمان کامل نشود، احساس گناه میکنیم؛ اگر هشدارِ «الان وقت حرکت است» را نادیده بگیریم، انگار در حق خودمان کوتاهی کردهایم. سلامت، از یک حس درونی، به یک پروژهی عددی تبدیل شده است.
این برنامهها ما را به خوبی زیر نظر دارند و فعالیتهایمان را اندازهگیری میکنند؛ کیفیت خواب، تعداد ضربان قلب، میزان استرس. بدن، از یکسری اندام که هرکدام مسئول یک فعالیت هستند، به یک داشبورد داده تبدیل شده است که باید هر روز آن را چِک کنیم تا خیالمان راحت شود هنوز نرمال هستیم.
زندگی ما دچار یک تناقض عجیب شده است. ابزارهایی که قرار بود کمک کنند تا بهتر زندگی کنیم، آرامآرام دارند جای ما تصمیم میگیرد چطور زندگی کنیم.
جایی میان یک تذکر مهربان و یک دستور پنهان، مرزها گم شدهاند. آیا واقعاً سالمتر شدهایم، یا فقط مطیعتر؟ زندگی زیر فرمان ساعت و گوشی هوشمند، شاید دقیقتر باشد، اما آیا انسانیتر هم هست؟