سواد احساسی؛ بلدیم حال خودمان را بخوانیم یا فقط خبرها را؟

ما در دانستن حالِ دنیا، حرفه‌ای شده‌ایم.انگار سال‌ها تمرین کرده‌ایم دنیا را بخوانیم، بی‌آنکه خواندن خودمان را یاد بگیریم.

سواد احساسی؛ بلدیم حال خودمان را بخوانیم یا فقط خبرها را؟

نسترن ماهور در چندثانیه آنلاین نوشت: هر لحظه می‌دانیم کجای جهان چه گذشته، قیمت دلار بالا رفته یا پایین آمده، کدام چهره چه گفته و کدام خبر افکار عمومی را با خود همراه کرده است.

 جهان، هر روز با تمام جزئیاتش روی صفحه‌های گوشی می‌آید و ما با ولع، آن را دنبال می‌کنیم. اما در میانه همین هجوم بی‌وقفه خبر، اگر کسی ناگهان بپرسد: «خودت الان چه احساسی داری؟» خیلی وقت‌ها جواب، چیزی جز مکث و سکوت نیست.

انگار سال‌ها تمرین کرده‌ایم دنیا را بخوانیم، بی‌آنکه خواندن خودمان را یاد بگیریم.

سواد احساسی از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از توانایی ساده اما مهمِ شناختن آنچه در درون ما می‌گذرد. این‌که بدانیم پشت بی‌حوصلگی‌های کشدار، عصبانیت‌های بی‌دلیل، پرخوری‌های شبانه، بی‌خوابی‌ها یا حتی سردردهای مداوم، دقیقاً چه حسی پنهان شده است. 

گاهی ما خسته نیستیم، غمگینیم. گاهی عصبانی نیستیم، ترسیده‌ایم. گاهی دل‌مان شور نمی‌زند، فقط از حجم نادیده‌گرفته‌شدن، فرسوده شده‌ایم.

بخشی از سواد احساسی، توانایی نام‌گذاری احساسات است؛ اینکه فرق خشم را با شرم بفهمیم، غم را از خستگی جدا کنیم، دلشوره را با هیجان اشتباه نگیریم و بتوانیم برای حال‌مان واژه پیدا کنیم. 

همین نام‌گذاری، گاهی از شدت احساس کم می‌کند. آن وقت شاید بهتر بفهمیم به چه چیزی نیاز داریم: استراحت، فاصله، گفت‌وگو، سکوت، یا حتی کمک گرفتن.

گویا دنبال کردن جهان برایمان کم‌هزینه‌تر از مواجهه با آشوبی است که درون‌مان جریان دارد. برای همین شب‌هایی هست که از خبرها خسته‌ایم، از تکرار بحران‌ها، از هجوم تحلیل‌ها، از اضطرابی که بی‌صدا در جان‌مان می‌نشیند؛ اما باز هم گوشی را کنار نمی‌گذاریم. 

فقط انگشت‌مان را تندتر روی آن می‌کشیم، انگار اگر خبر بعدی را زودتر ببینیم، چیزی درون ما آرام خواهد شد. اما نمی‌شود.

اینجاست که سواد خبری، اگر با سواد احساسی همراه نباشد، گاهی به نوعی فرار تبدیل می‌شود. 

ما خبر را می‌فهمیم، اما اثرش را بر خودمان نه. می‌دانیم جهان در چه وضعی است، اما نمی‌دانیم این جهان با خواب‌مان چه کرده، با اعصاب‌مان، با امیدمان، با بدن‌مان. 

نمی‌فهمیم چرا زودتر از گذشته می‌رنجیم، چرا حوصله حرف زدن نداریم، چرا مدام خسته‌ایم، حتی وقتی کاری نکرده‌ایم.

در کنار این همه دانستنِ بیرون، باید کمی هم به درون خودمان برگردیم. شاید فهمیدن حالِ دنیا مهم باشد، اما فهمیدن حالِ خودمان، همان چیزی است که کمک می‌کند زیر بار این همه خبر، آرام‌تر و سالم‌تر بمانیم.

ارسال نظر

خبر‌فوری: رمزگشایی رویترز از سفر ترامپ به پکن | چین رابطه راهبردی با ایران را قربانی خواسته آمریکا می کند؟