معمای همپوشانی جبهه‌های بحران سرریز مستقیم جنگ | صدای پای جنگ از خزر می آید؟

دور از ذهن نیست که آمریکا به جای رویارویی مستقیم، به سمت محاصره ژئوپلیتیکی ایران حرکت کند و اوکراین در شمال، اسرائیل در غرب، فشارهای دریایی در جنوب و تحریم‌ها، اجزای یک راهبرد واحد باشند.

معمای همپوشانی جبهه‌های بحران سرریز مستقیم جنگ | صدای پای جنگ از خزر می آید؟

حمله اوکراین به یک شناور تجاری ایرانی در دریای خزر، را باید اتفاقی بسیار مهم در صحنه تحولات راهبردی منطقه به شمار آورد که یکی از باثبات‌ترین حوزه‌های امنیتی اوراسیا را در معرض سرریز مستقیم جنگ قرار داده است.

این اقدام، در واقع انتقال جغرافیای جنگ از جبهه‌های سنتی اوکراین به یکی از حساس‌ترین مناطق پیرامونی روسیه و ایران است.

شاید مهم‌ترین لایه این تحول، همزمانی آن با درگیری‌های ایران و آمریکا باشد و برخی بازیگران در تلاش‌اند دو پرونده امنیتی مستقل را به یکدیگر گره بزنند.

این همان چیزی است که در ادبیات راهبردی از آن با عنوان «همپوشانی جبهه‌های بحران» یاد می‌شود؛ وضعیتی که مدیریت بحران را به مراتب دشوارتر می‌کند.

دریای خزر حلقه‌ای کلیدی در کریدور بین‌المللی شمال–جنوب است که برای ایران، روسیه و حتی هند اهمیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی فزاینده‌ای یافته است.

از منظر تحلیل راهبردی، نمی‌توان این پرسش را نادیده گرفت که بیشترین منفعت از گسترش جغرافیای فشار علیه ایران نصیب چه بازیگرانی می‌شود.

دور از ذهن نیست که آمریکا به جای رویارویی مستقیم، به سمت محاصره ژئوپلیتیکی ایران حرکت کند و اوکراین در شمال، اسرائیل در غرب، فشارهای دریایی در جنوب و تحریم‌ها، اجزای یک راهبرد واحد باشند.

دریای خزر دیگر آن منطقه دور از جنگ نیست که تا دیروز تصور می‌شد و اگر روند کنونی ادامه یابد، ممکن است به حلقه جدیدی از رقابت‌های ژئوپلیتیکی تبدیل شود.

منبع: نورنیوز
ارسال نظر

خبر‌فوری: کاهش وزن؛ راهی ساده برای کاهش فشار روی زانوها