وقتی مغز انسان و هوش مصنوعی وارد یک رقابت خاموش میشوند؛ یک مطالعه بحثبرانگیز از MIT چه میگوید؟
هر ابزاری که بخشی از فکر کردن را سادهتر میکند، همزمان میتواند بخشی از درگیری ذهنی را هم کاهش دهد.و این دقیقاً همان نقطهای است که باید درباره آن تصمیم گرفت.
به گزارش گروه دانش و سلامت چندثانیه آنلاین: اگر همین امروز از شما بخواهند یک متن کوتاه بنویسید، احتمالاً بدون فکر زیاد سراغ ابزارهایی مثل چتجیپیتی میروید؛ سریع، دقیق و بدون دردسر. اما پشت این سرعت، یک سؤال جدی در حال شکل گرفتن است که این راحتی، چه بلایی سر درگیری ذهنی ما میآورد؟
در یک مطالعه اولیه که به دانشگاه MIT نسبت داده شده، پژوهشگران تلاش کردند بررسی کنند هنگام استفاده از هوش مصنوعی در فرآیند نوشتن، مغز انسان دقیقاً چگونه واکنش نشان میدهد؛ نه از نظر نتیجه کار، بلکه از نظر «درگیری ذهنی».
نتایج این بررسی توجه زیادی را جلب کرده است.
در بخشی از آزمایش، از شرکتکنندگان خواسته شد متنهایی بنویسند؛ یک گروه با کمک هوش مصنوعی و گروه دیگر بدون هیچ ابزار کمکی. سپس از آنها خواسته شد بعد از چند دقیقه، محتوایی را که خودشان نوشته بودند به یاد بیاورند.
نتیجه که به دست آمد این بود،در گروهی که از هوش مصنوعی استفاده کرده بودند، بخش قابل توجهی از افراد حتی قادر نبودند یک جمله کامل از متن خودشان را بازگو کنند. در حالی که در گروه دیگر، میزان یادآوری بسیار بالاتر و دقیقتر بود.
اما ماجرا فقط به حافظه ختم نشد.
بر اساس گزارشهای این مطالعه، اسکنهای مغزی نشان داد در افرادی که از هوش مصنوعی برای نوشتن استفاده کرده بودند، میزان فعالیت برخی نواحی مرتبط با پردازش شناختی و درگیری ذهنی کاهش قابل توجهی داشته است. در برخی گزارشها حتی از حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد کاهش فعالیت عصبی در مقایسه با گروه کنترل صحبت شده است.
نکته مهمتر اما این بود که این کاهش، بلافاصله بعد از قطع استفاده از ابزار، به حالت طبیعی بازنگشت. یعنی مغز برای بازگشت به سطح درگیری قبلی، به زمان بیشتری نیاز داشت.
این یافتهها باعث شد بحثهای زیادی شکل بگیردکه آیا هوش مصنوعی دارد بهتدریج بخشی از «فکر کردن» ما را به عهده میگیرد؟
اما اینجا یک سوءبرداشت مهم وجود دارد.
هیچکدام از این نتایج به این معنا نیست که هوش مصنوعی مغز را ضعیف میکند یا انسان را تنبل میسازد. مسئله عمیقتر از این حرفهاست.
موضوع اصلی این است که مغز انسان چگونه با ابزارهای جدید سازگار میشود.
تاریخ فناوری یک الگوی تکراری دارد.وقتی ماشینحساب آمد، بسیاری گفتند توان محاسبه ذهنی از بین میرود.
وقتی اینترنت آمد، گفتند حافظه انسان تضعیف میشود.
اما در عمل چه شد؟ انسانها از حفظ کردن صرف، به سمت تحلیل و ترکیب اطلاعات حرکت کردند.
هوش مصنوعی هم در همین مسیر قرار دارد، با یک تفاوت مهم که این بار ابزار نه فقط پاسخ میدهد، بلکه «تولید فکر» هم انجام میدهد.
اینجاست که حساسیت ماجرا بیشتر میشود.
اگر کاربر فقط خروجی بگیرد، بدون اینکه در فرآیند فکر کردن درگیر شود، طبیعی است که برخی مهارتهای شناختی کمتر فعال شوند. اما اگر از هوش مصنوعی بهعنوان شریک فکری استفاده شود برای نقد کردن، اصلاح کردن، مقایسه کردن و توسعه دادن ایدهها میتواند دقیقاً برعکس عمل کند و توان ذهنی را تقویت کند.
پس مسئله اصلی خود فناوری نیست؛
نوع استفاده ما از آن است.
در نهایت یک واقعیت ساده اما مهم باقی میماند که هر ابزاری که بخشی از فکر کردن را سادهتر میکند، همزمان میتواند بخشی از درگیری ذهنی را هم کاهش دهد.و این دقیقاً همان نقطهای است که باید درباره آن تصمیم گرفت.
سؤال اصلی همچنان پابرجاست که ما در حال استفاده از هوش مصنوعی هستیم، یا داریم به آن واگذار میکنیم که به جای ما فکر کند؟