وقتی آسیا در جام ۴۸ تیمی هم نتوانست خودش را بالا بکشد، دقیقاً کجا ایستاده است؟
وقتی جام جهانی ۴۸ تیمی شد این فرصتی بود برای قارههای مختلف مخصوصا آسیا، تا قدش را بلندتر کند اما این بار کوتاهتر از همیشه شد!
نغمه افشار در چندثانیه آنلاین نوشت: جام جهانی بزرگتر شد، اما آسیا نه. این شاید بیرحمترین تصویری باشد که از عملکرد یک قاره در نسخه ۴۸ تیمی مسابقات میشود ساخت؛ جایی که قرار بود افزایش سهمیه، فرصت تنفس، عرضاندام و حضور پررنگتری را نشان بدهد، اما در عمل فقط ابعاد ضعف را بزرگتر کرد.
وقتی یک قاره با ۹ نماینده وارد جام میشود و ۷ تیمش حذف میشوند، دیگر نمیشود همهچیز را پای بدشانسی، قرعه سخت یا جزئیات مسابقات گذاشت. اینجا با یک نشانه جمعی روبهرو هستیم.
آسیا در جامی که باید میدان گسترش نفوذ و قدرتش میبود، بیشتر شبیه قارهای دیده شد که فقط تعداد نمایندگانش زیاد شده. از ۹ نماینده، تنها ۲ تیم توانستند بالا بروند و همین، آسیا را به ناکامترین قاره این مرحله تبدیل کرد.
اینجا نقطه حساسیست، باید بین «سهمیه» و «اعتبار» فرق گذاشت. وقتی سهمیه خروجیاش حذف دستهجمعی باشد، هیچ چیز جز ضعف را تعریف نمیکند.
جام ۴۸ تیمی قرار بود برای قارههایی مثل آسیا یک فرصت تاریخی باشد؛ فرصتی برای اینکه تیمهای بیشتری از منطقه در متن رقابت بمانند، تجربه جمع کنند و تصویر کاملتری از رشد فوتبال آسیایی ارائه دهند. اما آنچه ماند، با ناامیدی شکافی وسیع را به تصویر کشید.
در این میان، حذف ایران آخرین شانس آسیا برای داشتن نماینده بیشتر، در یکشانزدهم نهایی بود و وقتی نتوانست از آن عبور کند، در واقع آخرین لایه حفاظتی این آمار هم فرو ریخت.
اینجاست که ماجرا از سطح ناکامی یک تیم ملی بالاتر میرود. آسیایی که حتی در جام بزرگتر هم نمیتواند خودش را بالا بکشد، دقیقاً کجا ایستاده است؟
چون اگر قرار باشد افزایش تعداد تیمها هم به افزایش اثرگذاری منجر نشود، مسئله کمبود کیفیت، شخصیت رقابتی و توانِ ماندن در سطح بالاست.
آسیا در این جام، نه با یک سقوط ناگهانی، بلکه با یک تحلیلرفتگی تدریجی کنار رفت. تیمها یکییکی حذف شدند و در پایان، قارهای ماند با سهمیهای پرشمار و کارنامهای سبک.