پیراهن ملی امانت است نه ارثیه؛ تیم ملی، میدان پاسخگویی نه توجیه شکست
به این عکس نگاه کنید. بلندمرتبهترین مقام فوتبال ملی یک کشور را میبینید، وقتی که تیمش علیرغم شایستگی حذف شد، آن هم مقابل قهرمان ۵ دوره جام جهانی! به او که احترام را تعریف میکند احترام بگذارید...
نغمه افشار در چندثانیه آنلاین نوشت: حذف شدن و باختن از آوردگاهی که هر ۴ سال یکبار اتفاق میافتد جایی برای فریاد زدن نیست، بلکه زمینهای ست تا اوج مسئولیت را نشان بدهد.
بعد از باخت، همیشه سادهترین راه این است که چشم را از خودت و دلِ اتفاق برداری و به بیرون بدوزی؛ به داور، برنامه مسابقات، بدشانسی، زمین، زمان، فشار، حاشیه و هر چیزی که بتواند بخشی از بار ناکامی را از روی شانه تو بردارد.
اما اینجاست که باید دید اخلاق و مسئولیت چه نقشی بازی میکنند، اینکه اول دنبال توضیح میگردی یا اول میایستی و پاسخ میدهی.
عوامل بیرونی را نمیشود نادیده گرفت یا بیاهمیت تلقی کرد. در فوتبال، مثل هر عرصه دیگری، گاهی اشتباه داوری هست، گاهی نابرابری هست، گاهی شرایط علیه تو میچرخد. اما فرق میان یک فرهنگ حرفهای و یک ذهنیت همیشه طلبکار، در ترتیب واکنشهاست.
در فرهنگ حرفهای، اول مسئولیت پذیرفته میشود؛ بعد اگر لازم بود، درباره سهم بیرون از زمین هم حرف زده میشود. در ذهنیت طلبکار، برعکس، اول فهرست مقصران بیرونی نوشته میشود تا اصلِ پرسش که به سمت خودت میچرخد عقب بماند!
تیم ملی، باشگاه خصوصی هیچ مربی و مدیری نیست که بتوان بعد از ناکامی، با چند جمله فنی و چند بهانه نیمهدرست از کنارش رد شد.
تیم ملی جایی است که مردم فقط نتیجه را دنبال نمیکنند؛ وقت، امید، دلنگرانی و بخشی از احساس جمعیشان را خرج میکنند. برای همین، حذف فقط یک ناکامی عددی در جدول به حساب نمیآید و درست همانجا است که لحنِ بازنده اهمیت پیدا میکند. اینکه بعد از سقوط، آیا هنوز خودت را طلبکار میدانی یا میفهمی باید در برابر افکار عمومی بایستی.
عذرخواهی، اگر واقعی باشد، نشانه فهمِ وزن پیراهن و جایگاه است. یعنی کسی که روی نیمکت یا درون زمین بوده، درک میکند که باختن در تیم ملی ناکام گذاشتن مردمی است که قرار نبود حتماً همیشه پیروزی ببینند، اما حق داشتند صداقت، مسئولیتپذیری و احترام ببینند.
گاهی مردم از یک شکست کمتر زخم میخورند تا از لحن پس از آن؛ از جایی که به جای پذیرش سهم خطا، با انبوهی از توضیحات آماده روبهرو میشوند، توضیحاتی که بیشتر برای سبک کردن بار خود گویندهاند تا روشن کردن حقیقت.
فوتبال بالغ، بعد از حذف آشفته نمیشود؛ آشکار میشود. آنجا دیگر معلوم میشود چه کسی شکست را فهمیده و چه کسی فقط از آن ناراحت است. ناراحتی کافی نیست. خیلیها ناراحت میشوند، اما همه مسئولیتپذیر نمیشوند. مسئولیتپذیری یعنی پیش از آنکه بگویی چه شد، بگویی سهم من چه بود. پیش از آنکه از بیعدالتی حرف بزنی، بپذیری که مردم میتوانند از تو ناامید شده باشند. پیش از آنکه فضای بیرونی را متهم کنی، جرأت داشته باشی به خودت نگاه کنی.