«خاک میخوریم، ولی خاک نمیدهیم»؛ حکایت زنی در روزگار ستارخان که به شعاری ماندگار تبدیل شد
ستارخان روزی با زنی روبهرو میشود که فرزند گرسنهاش ریشه گیاهی را همراه با خاک میخورد. در روایت نقلشده، زن بهجای گلایه از مبارزان یا عقبنشینی از آرمان مقاومت، میگوید: «خاک میخوریم، ولی خاک نمیدهیم»؛ جملهای که معنای آن تحمل گرسنگی و سختی، اما دست نکشیدن از سرزمین است.
گروه تاریخ معاصر چندثانیه آنلاین نوشت:
در جریان جنبش مشروطه و روزهای سخت محاصره تبریز، مردم این شهر با گرسنگی، کمبود آذوقه و دشواریهای طاقتفرسا روبهرو بودند. در همین دوران، روایتی مشهور درباره ستارخان، سردار ملی ایران، نقل شده که تصویری از مقاومت مردم تبریز در آن روزهای دشوار به نمایش میگذارد.
طبق این حکایت، ستارخان روزی با زنی روبهرو میشود که فرزند گرسنهاش ریشه گیاهی را همراه با خاک میخورد. در روایت نقلشده، زن بهجای گلایه از مبارزان یا عقبنشینی از آرمان مقاومت، میگوید: «خاک میخوریم، ولی خاک نمیدهیم»؛ جملهای که معنای آن تحمل گرسنگی و سختی، اما دست نکشیدن از سرزمین است.
این عبارت بهتدریج به نمادی از روحیه مقاومت مردم تبریز تبدیل شد؛ مردمی که در روزهای محاصره، با وجود فشارهای سنگین و کمبود امکانات، در برابر نیروهای مخالف مشروطه ایستادگی کردند. نام ستارخان نیز در حافظه تاریخی ایران با همین مقاومت و پایداری پیوند خورده است.
حالا، بیش از یک قرن پس از آن روزگار، عبارت «خاک میخوریم، ولی خاک نمیدهیم» بار دیگر در ادبیات مسئولان شنیده میشود؛ جملهای که یادآور روایتی از روزهای سخت تاریخ ایران و مردمی است که در برابر گرسنگی و دشواری، بر حفظ سرزمین خود تأکید داشتند.