«آرامش ظاهری خانه»؛ چرا دعوا نکردن همیشه نشانه رابطه سالم نیست؟
شاید همه فکر میکنند وقتی در خانه امن و امان است و سکوت جاریست یعنی اوضاع خوب است! اما سکوت همیشه بوی صلح و تفاهم نمیدهد!
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
خیلی وقتها آرامش سنگین حاکم بر خانه، مرثیهای بیصدا برای رابطهای است که نبضش از کار افتاده. وقتی جامعه دعوا نکردن را نشانه یک زندگی مشترک بینقص میدانند، پشت درهای بسته روابطی وجود دارند که در آنها هیچ بشقابی نمیشکند، هیچ صدایی بالا نمیرود، اما دو انسان فرسنگها از هم دور افتادهاند. این نوع آرامش، ربطی به سازش ندارد، آتشبسی فرسایشی از سر ناامیدی است.
وقتی زوجها از حرف زدن درباره دلخوریها و اختلافها فرار میکنند، مشکل از بین نمیرود؛ فقط جایی بین سکوت خانه جا خوش میکند. کمکم گفتوگوها فقط حول فهرست خرید، قبضها و کارهای روزمره میچرخد و حرفهایی که زمانی میتوانستند راهی برای نزدیک شدن دوباره باشند، ناگفته میمانند. دیگر بحثی وجود ندارد، نه اینکه مشکلی نیست، بلکه چون امید شنیدهشدن یا تغییر از بین رفته است.
دعوا نکردن همیشگی لزوماً نشانه آرامش نیست. گاهی یکی از دو نفر آنقدر خواستهها و خشمش را فرو میخورد که دیگر حتی توان توضیح دادن هم ندارد. برای حفظ ظاهر آرام خانه، از خیلی چیزها میگذرد، حرفهایش را نگه میدارد و کمکم فاصلهای شکل میگیرد که از هر دعوایی بلندتر است.
رابطه زنده، بالا و پایین دارد؛ گاهی دلخوری، گاهی خشم و گاهی حتی سکوت. مهم این است که راه گفتوگو هنوز باز باشد.
خانه امن بدون هیچ اختلاف نیست؛ جایی امن است است که دو نفر بتوانند بدون ترس حرف بزنند، شنیده شوند و برای ماندن کنار هم، مجبور نباشند تکهای از خودشان را در گلو خفه کنند.