«معجزه آند»؛ ۷۲ روز حماسهای در دل برف و یخ + عکس
در اکتبر ۱۹۷۲، سقوط یک هواپیمای کوچک در دل کوههای آند، ۴۵ مسافر را به قلب برفیترین کابوس جهان پرتاب کرد؛ جایی که ۱۶ نفر، با خوردن گوشت جانباختگان، از مرزهای معمول اخلاق و بقا عبور کردند تا زنده بمانند.
به گزارش چندثانیه آنلاین، ۱۳ اکتبر ۱۹۷۲، پرواز شماره ۵۷۱ نیروی هوایی اروگوئه که تیم راگبی «اولد کریستیونز» را به همراه خانواده و دوستانشان به شیلی میبرد، در ارتفاعات آند سقوط کرد. هواپیمای Fairchild FH-227D به دلیل خطای ناوبری خلبان، در منطقهای کوهستانی در مرز آرژانتین و شیلی به زمین نشست .
از ۴۵ سرنشین، ۱۲ نفر بلافاصله جان باختند. بازماندگان خود را در ارتفاع ۳۶۶۰ متری، در دمای منفی ۳۰ درجه و بدون تجهیزات گرمایشی و مواد غذایی یافتند .
جستجوی بینتیجه و خبر ناامیدکننده
هواپیمای سفید در میان برف قایم شده بود و تیمهای جستجو نتوانستند لاشه آن را پیدا کنند. با وجود چندین بار عبور هواپیماها از بالای سر، هیچکدام موفق به مشاهده بازماندگان نشدند .
پس از ۸ روز، سرانجام جستجوها رسماً متوقف شد. بازماندگان این خبر را از رادیوی کوچکی که در لاشه هواپیما پیدا کرده بودند، شنیدند. این لحظه برای بسیاری از آنها وحشتناک بود، اما یکی از بازماندگان به نام «گوستاوو نیکولیچ» فریاد زد: «خبر خوبی داریم! جستجو را متوقف کردهاند... یعنی خودمان راهی پیدا میکنیم» .
انتخاب سخت برای زنده ماندن
آنها به زودی با واقعیت وحشتناکی مواجه شدند: هیچ غذایی در میان نبود. چند شکلات کوچک و یک قوطی ماهی تمام شد. آنها مجبور شدند برای زنده ماندن از گوشت اجساد دوستان خود استفاده کنند .
«ناندو پارادو»، یکی از بازماندگان، میگوید: «تنها یک گزینه پیش رو داشتیم. غریزه بقا با قدرتی غیرقابل تصور فعال میشود. این انتخاب سختی نبود، چون چاره دیگری نداشتیم» .
آنها با استفاده از پلاستیک شیشههای هواپیما چاقوهایی ساختند. گوشتها که در برف منجمد شده بودند، به سختی بریده میشدند. «رامون سابلا» دیگر بازمانده اعتراف کرد: «البته ایده خوردن گوشت انسان وحشتناک و نفرتانگیز بود... اما به آن عادت کردیم».
زندگی در لاشه هواپیما
بازماندگان از صندلیها و چمدانها برای عایقبندی استفاده کردند. «فیتو استراچ» یک کلکتور آب خورشیدی از ورق فلز زیر صندلیها ساخت و عینک آفتابی بداهه با استفاده از صفحههای محافظ سبز خلبان درست کرد .
دمای شب به -۳۰ درجه میرسید. آنها مجبور بودند برای گرم ماندن، در فضای ۸ در ۱۰ فوت لاشه هواپیما در کنار هم جمع شوند.
فاجعه بهمن
۲۹ اکتبر، فقط ۱۷ روز پس از سقوط، یک بهمن عظیم لاشه هواپیما را کاملاً در برف دفن کرد. هشت نفر دیگر در این حادثه جان باختند، از جمله «لیلیانا متول»، آخرین زن بازمانده .
سه روز بعد، بازماندگان توانستند با کمک یک میله فلزی سوراخی در سقف ایجاد کنند تا هوای تازه وارد شود. «ناندو پارادو» متوجه شد که اگر هم اکنون اقدامی نکند، همه خواهند مرد.
سفر مرگبار به سوی نجات
۱۲ دسامبر، «ناندو پارادو» و «روبرتو کانزا» (دانشجوی پزشکی) تصمیم گرفتند به سوی نجات حرکت کنند. آنها با استفاده از عایق صندلیها یک کیسه خواب درست کرده بودند.
آنها برای ۱۰ روز با صرف روزانه یک مشت گوشت ذخیره شده در جوراب راگبی، ۳۳.۵ مایل (۵۳.۹ کیلومتر) را در برفهای کمرشکن و هوای سخت طی کردند.
نجات قریبالوقوع
پس از ۳ روز، آنها به قلهای به ارتفاع ۴۵۰۳ متر رسیدند و از آنجا سواحل شیلی را دیدند. سرانجام در ۲۲ دسامبر به یک رودخانه برخوردند و موفق شدند توجه یک مرد محلی را جلب کنند .
روز بعد، هلیکوپترهای نجات بقیه بازماندگان را که باورشان نمیشد صدای هلیکوپتر واقعی باشد، به سلامت نجات دادند. از ۴۵ سرنشین تنها ۱۶ نفر زنده ماندند.
آرامش پس از طوفان
«ناندو پارادو» که مادر و خواهرش در سانحه جان باخته بودند، بعدها تهیهکننده تلویزیون شد و زنجیره فروشگاه سختافزاری خانوادگی را اداره میکند . «روبرتو کانزا» به پزشکی کودکان روی آورد .
آنها هرگز از کار خود پشیمان نشدند. «کانزا» میگوید: «اگر من بمیرم و آنها از بدن من برای زنده ماندن استفاده کنند، آن را افتخار میدانم» .
این واقعه تا به امروز به عنوان یکی از شگفتانگیزترین داستانهای بقا در تاریخ شناخته میشود و الهامبخش کتابها و فیلمهای متعددی بوده است.





