فامیلهایی که فقط در بحران دوباره به هم نزدیک میشوند
گاهی یک خبر بد که در فضای فامیل پخش میشود، آدمهایی را دور یک سفره جمع میکند که ماهها و حتی سالهاست حال هم را نپرسیدهاند.
گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین نوشت:
ممکن است بیماری یکی از بزرگترها، مرگ یکی از اعضای خانواده، طلاق یا گرفتاری مالی باعث شود تا تلفنها زنگ بخورند، گروههای مجازی خانوادگی تعداد پیامهایش بالا برود و قرارهای فوری برای دیدار گذاشته شود.
همانهایی که در روزهای عادی برای یک تماس چنددقیقهای وقت نداشتند، حالا ساعتها کنار هم مینشینند و از خاطرات قدیمی میگویند.
در چنین روزهایی، دلخوریها معمولاً موقتاً کنار میروند. یکی دنبال دارو و بیمارستان است، دیگری غذا میآورد، یکی کارهای اداری را انجام میدهد و آن یکی که مدتها خبری از او نبود، خودش را به جمع میرساند.
بحران، بهانهای میشود برای انجام کارهایی که در روزهای معمولی عقب افتاده بودند. اما با تمامشدن ماجرا، باز هم رفتوآمدها هم کم میشود؛ تماسها دوباره به تبریک تولد و تسلیت محدود میشوند و فاصلهای که در گذشته بود آرامآرام برمیگردد.
البته هر نزدیکیای در روزهای سخت، موقتی نیست و گاهی همین اتفاقها فرصتی برای ترمیم رابطههای آسیبدیده میشوند. اما صرف کنار هم نشستن، دلخوریهای قدیمی را از بین نمیبرد.
حرفهایی که سالها گفته نشدهاند، رفتارهایی که کسی مسئولیتشان را نپذیرفته و رنجشهایی که زیر فرش خانواده پنهان شدهاند، با پایان بحران خودبهخود حل نمیشوند.
بخش تلخ ماجرا اینجاست که گاهی باید اتفاقی ناگوار بیفتد تا یادمان بیاید هنوز خانوادهای داریم. شاید ارزش رابطهها را بتوان از همین روزهای عادی فهمید؛ یک تماس بیدلیل، یک سرزدن کوتاه یا احوالپرسی سادهای که لازم نیست پشت آن خبر بدی باشد میتواند ساعتها آدم را سرحال و پرانرژی به زندگی برگرداند.