چرا مادرها اینقدر زود دچار احساس گناه میشوند؟
مادرها بیش از بسیاری از آدمها در معرض قضاوتاند؛ هم از سوی دیگران، هم از سوی صدای سختگیر درونی خودشان. کافیست کودکشان بیقرار شود، خوب غذا نخورد، مریض شود یا حتی خودشان یک روز حوصله بازی و همراهی نداشته باشند؛ خیلی زود این پرسش بیرحمانه در ذهنشان شکل میگیرد: «من کجا کم گذاشتم؟» انگار هر نقصی در حال کودک، مستقیم به پای مادر نوشته میشود.
شیدا حصاری در چندثانیه آنلاین نوشت: مادرها را طوری ساختهاند که همیشه از خودشان طلبکار باشند.
شاید «نه» گفتن برای مادرها از همه دنیا سختتر باشد. انگار مادر بودن با متر مخصوصی سنجیده میشود که هیچوقت عدد «کافی» را نشان نمیدهد. برای همین، احساس گناه در زندگی خیلی از مادرها نه یک استثنا، که بخشی از تجربه روزمره است؛ احساسی آشنا که از دل سادهترین لحظهها سر برمیآورد.
مادرها بیش از بسیاری از آدمها در معرض قضاوتاند؛ هم از سوی دیگران، هم از سوی صدای سختگیر درونی خودشان. کافیست کودکشان بیقرار شود، خوب غذا نخورد، مریض شود یا حتی خودشان یک روز حوصله بازی و همراهی نداشته باشند؛ خیلی زود این پرسش بیرحمانه در ذهنشان شکل میگیرد: «من کجا کم گذاشتم؟» انگار هر نقصی در حال کودک، مستقیم به پای مادر نوشته میشود.
ریشه این احساس در فرهنگی است که سالها «فداکاری بیوقفه» را ملاکی برای مادر خوب بودن کرده است. در این تصویر، مادر خوب کسی است که همیشه در دسترس باشد، همیشه صبور بماند، همیشه بقیه را مقدم بداند و همیشه از خودش بگذرد.
در نتیجه هر نیاز شخصی، هر خستگی، هر کلافگی و حتی هر لحظه استراحت، آرامآرام رنگ خطای اخلاقی میگیرد. مادر نه فقط باید مراقب کودک باشد، بلکه باید مدام ثابت کند به اندازه کافی فداکار، آرام، مهربان و حاضر است.
شبکههای اجتماعی هم این فشار را زیاد کرده. حالا کنار قضاوتهای خانوادگی و توصیههای ناخواسته، تصویری براق و بینقص از مادری هم مدام جلوی چشم مادرها گذاشته میشود: مادری مرتب، خندان، صبور، خلاق و همیشه آماده. مقایسه با این تصویرهای صیقلخورده، احساس گناه را عمیقتر میکند؛ چون فاصله زندگی واقعی با این ویترینهای بینقص، همیشه زیاد است.
یادمان باشد که مادری یک نقش انسانی است، نه یک ایدهآل مقدس و دستنیافتنی. مادری که خسته میشود، گاهی کم میآورد، اشتباه میکند، به تنهایی نیاز دارد یا از بعضی روزها جانش به لب میرسد، مادر بدی نیست؛ فقط یک انسان واقعی است.
امروز باید این مترهای بیرحم را کنار بگذاریم. کودکان بیش از مادر کامل، به مادر واقعی نیاز دارند؛ مادری که حضور دارد، نه مادری که زیر بار کامل بودن، آرامآرام فرسوده میشود.