در بحران، چه کسانی حق استراحت روانی ندارند؟

در بحران، هر کسی به شکلی خودش را به زندگی آویزان می‌کند؛ اما بعضی‌ها حتی حق خسته شدن هم ندارند.

در بحران، چه کسانی حق استراحت روانی ندارند؟

چندثانیه - مادرها، پرستارها، فروشنده‌های خرد، راننده‌ها و صاحبان کسب‌وکارهای آنلاین، از همان آدم‌هایی‌اند که باید وسط آشوب هم پاسخ‌گو بمانند؛ به بچه، به بیمار، به مشتری، به مسافر، به پیام‌های بی‌پایان، به سفارش‌های عقب‌افتاده، به زندگی‌ای که برای آن‌ها دکمه مکث ندارد. فرسودگی در این نقش‌ها فقط یک حال شخصی نیست؛ حاصلِ فشار مداوم، مسئولیت بی‌وقفه، اختیار کم و حمایت ناکافی است.

مادر خسته نمی‌تواند بگوید «امروز نمی‌کشم»؛ چون غذا باید آماده شود، بچه باید آرام بگیرد و موتور خانه باید بچرخد. پرستار نمی‌تواند اضطرابش را گوشه‌ای بگذارد و کنار بکشد؛ چون شیفت بعدی، بیمار بعدی و بحران بعدی منتظر نمی‌مانند. 

راننده نمی‌تواند چند دقیقه از جهان فاصله بگیرد؛ چون مسافر عجله دارد و دخل روزانه با هر توقفی کمتر می‌شود. فروشنده خرد و صاحب کسب‌وکار آنلاین هم مجال از نفس افتادن ندارند؛ کافی است چند ساعت جواب ندهند تا سفارش بپرد، مشتری برود و رشته‌ای که با زحمت محکم شده، شل شود.

این آدم‌ها معمولاً در ظاهر قوی دیده می‌شوند؛ همان‌هایی که همیشه کار را جلو می‌برند. اما واقعیت این است که اغلب، از همه بی‌پناه‌ترند. جامعه از آن‌ها کار می‌خواهد، تاب‌آوری می‌خواهد، پاسخ‌گویی می‌خواهد؛ اما برای استراحت، مکث، فرسودگی و فروپاشیِ آرامشان جایی در نظر نگرفته است.

و شاید تلخ‌ترین بخش همین باشد که بحران اول از همه به جانِ کسانی می‌افتد که باید تا آخرین لحظه، چرخ زندگی دیگران را بچرخانند.

ارسال نظر

خبر‌فوری: رمزگشایی رویترز از سفر ترامپ به پکن | چین رابطه راهبردی با ایران را قربانی خواسته آمریکا می کند؟