چرا بعضی آدمها در پیام نوشتن شجاعتر از روبهرو صحبت کردناند؟
بعضیها پشت صفحهی گوشی از هیچچیز نمیترسند، اما رودررو توانایی حرف زدن را هم از دست میدهند.
شیدا حصاری در چندثانیه آنلاین نوشت: شجاعت بعضیها، تا وقتی آنلایناند دوام دارد...
بعضیها پشت صفحهی گوشی از هیچچیز نمیترسند، اما رودررو توانایی حرف زدن را هم از دست میدهند.
پیام دادن کار خیلیها را ساده کرده. گویی در یک دنیای موازی هستی، جایی که تپش قلب، لرزش صدا و عرق کردن کف دست دیده نمیشود. آدم وقت دارد جملهاش را پاک کند، از نو بنویسد، چند دقیقه به یک کلمه فکر کند و بعد «ارسال» را بزند.
در ارتباطات آنلاین، نوعی بیپروایی شکل میگیرد؛ چون طرف مقابل را نمیبینی، واکنش فوریاش را حس نمیکنی و همین فاصله، ترس از قضاوت و خجالت را موقتاً کم میکند.
اما در گفتوگوی روبهرو همهچیز بیواسطه است و چشم در چشم. تن صدا، مکثها و صورت طرف مقابل وقتی ناراحت یا عصبانی میشود، کاملا تاثیرگذار است.
برای خیلیها، مخصوصاً آنهایی که اضطراب اجتماعی دارند، پیام یک پناهگاه است. جایی که میشود کلمات را کنترل کرد، زمان خرید و نسخهای ویرایششدهتر از خود را نشان داد؛ نه آن کسی که وسط حرف زدن، واژه کم میآورد و صورتش گل میاندازد.
از آن طرف، نوشتن یک سپر است. اگر جواب رد بشنوی، بلاک شوی یا پیامت دیده شود و جوابی نگیری، ضربهاش از شنیدن یک «نه» در فاصله چند سانتیمتری صورتت، ملایمتر است.
پشت صفحه، آدمها از تیررس مستقیم شرمندگی و طرد شدن دور میشوند؛ برای همین هم راحتتر اعتراف میکنند، راحتتر دعوا میکنند، راحتتر ابراز عشق میکنند و گاهی هم بیرحمتر میشوند.
برای همین است که بعضیها در پیام، شجاع و صریح و پرحرفاند، اما همین که روبهرویشان مینشینی، انگار تمام آن جسارت در صفحهکلید گوشیشان جا مانده است.