پرسشی که آمریکا از پاسخ دادن به آن فرار می‌کند | اگر ایران مذاکره را متوقف کند چه می‌شود؟

یک تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک معتقد است رفتار دونالد ترامپ در قبال ایران از مدت‌ها پیش قابل پیش‌بینی بوده است. به باور او، رئیس‌جمهور آمریکا همچنان به دنبال توافق با تهران است، اما توافقی که بتواند آن را دستاوردی بزرگ‌تر از برجام معرفی کند. با این حال، نجم علی هشدار می‌دهد که ابزار فشار تنها در اختیار واشنگتن نیست و اگر بحران به مرحله‌ای برسد که ایران مذاکرات را متوقف و فشار بر تنگه هرمز را افزایش دهد، میدان اصلی رقابت از توان نظامی به تاب‌آوری اقتصادی منتقل خواهد شد.

پرسشی که آمریکا از پاسخ دادن به آن فرار می‌کند | اگر ایران مذاکره را متوقف کند چه می‌شود؟

نجم علی Najam Ali، سرمایه‌گذار، تحلیلگر اقتصادی و سیاسی و مدیر شرکت Next Capital پاکستان، در واکنش به حمله آمریکا به ایران در شبکه ایکس نوشت: 

موضع دونالد ترامپ در قبال ایران از مدت‌ها قبل روشن بوده است. او به دنبال توافق است، اما نه هر توافقی. ترامپ توافقی می‌خواهد که بتواند آن را بهتر و موفق‌تر از برجام معرفی کند و به افکار عمومی آمریکا بفروشد. از همین رو نیز ترجیح می‌دهد از موضع قدرت پای میز مذاکره بنشیند، نه از موضعی برابر با طرف مقابل. 

به اعتقاد من، همین مسئله دلیل تکرار الگوی آشنایی است که بارها در رفتار واشنگتن دیده‌ایم؛ ابتدا فشار نظامی افزایش می‌یابد، سپس اولتیماتوم‌ها و ضرب‌الاجل‌ها مطرح می‌شوند و در نهایت بار دیگر دعوت به مذاکره روی میز قرار می‌گیرد. این چرخه‌ای است که در ماه‌های اخیر نیز بارها تکرار شده است. 

اما در کنار این واقعیت، یک واقعیت دیگر نیز وجود دارد؛ واشنگتن تمایل چندانی به ورود به یک جنگ منطقه‌ای طولانی‌مدت ندارد. هزینه‌های اقتصادی، سیاسی و راهبردی چنین جنگی بسیار سنگین است و دولت آمریکا به‌خوبی از این موضوع آگاه است. 

با این حال، مشکل اصلی آنجاست که اهرم فشار فقط در اختیار یک طرف نیست. فشار، خیابانی دوطرفه است و همان‌گونه که آمریکا تلاش می‌کند از ابزارهای خود برای افزایش فشار بر ایران استفاده کند، تهران نیز ابزارهای خاص خود را در اختیار دارد. 

در واقع، مهم‌ترین کارت ایران هرگز توان موشکی یا قدرت آن در میدان نبرد نبوده است. برگ برنده اصلی ایران توانایی آن برای افزایش هزینه‌های اقتصادی این منازعه برای دیگر بازیگران است؛ قابلیتی که می‌تواند معادلات را به‌گونه‌ای تغییر دهد که حتی قدرت‌های بزرگ نیز ناچار به بازنگری در محاسبات خود شوند. 

از همین منظر، آزمون واقعی اراده‌ها نه در تبادل آتش و نه در تعداد موشک‌هایی که هر طرف شلیک می‌کند، بلکه در سناریویی رقم خواهد خورد که ایران تصمیم بگیرد مذاکرات را به‌طور کامل متوقف کند و همزمان فشارها را در اطراف تنگه هرمز به شکل چشمگیری افزایش دهد. 

اگر چنین وضعیتی رخ دهد، ماهیت پرسش اصلی نیز تغییر خواهد کرد. دیگر بحث بر سر این نخواهد بود که کدام طرف توان نظامی بیشتری دارد یا چه کسی می‌تواند ضربات سنگین‌تری وارد کند. 

پرسش اساسی به موضوع دیگری تبدیل خواهد شد: چه کسی می‌تواند پیامدهای اقتصادی این بحران را برای مدت طولانی‌تری تحمل کند؟ 

این همان نقطه‌ای است که معادله برای آمریکا پیچیده‌تر می‌شود. زیرا هزینه‌های اقتصادی ناشی از بی‌ثباتی در تنگه هرمز تنها متوجه ایران نخواهد بود، بلکه اقتصاد جهانی، بازار انرژی و شرکای واشنگتن نیز تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. 

به همین دلیل، این پرسش که چه طرفی توان تحمل پیامدهای اقتصادی یک رویارویی طولانی را دارد، برای واشنگتن بسیار دشوارتر و ناراحت‌کننده‌تر از آن چیزی است که بسیاری از ناظران تصور می‌کنند.

ارسال نظر

خبر‌فوری: طرح کنگره برای محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ به کجا کشید؟