حرفهایی که طرف مقابل نمیزند؛ چطور آدمها را مثل یک کتاب بخوانیم؟
متخصصان زبان بدن و روانشناسی توضیح میدهند که بیشتر آنچه از آدمها میفهمیم نه در کلمات، بلکه در حالت چهره، لحن صدا و زبان بدن پنهان است؛ با چند تمرین ساده میتوان این مهارت را تقویت کرد و ارتباطهای روزمره را دقیقتر خواند.
به گزارش چندثانیه آنلاین، آدام انگلند در گزارشی درباره هنر خواندن افراد توضیح میدهد که چطور میتوان از زبان بدن و حرفهای ناگفته، منظور واقعی اطرافیان را فهمید.
خواندن آدمها فقط شنیدن کلمات نیست؛ کارشناسان میگویند باید همزمان به زبان بدن، لحن صدا و حالت چهره توجه کرد. در واقع، برآوردها نشان میدهد ۵۵ درصد محبوبیت یا تاثیر یک فرد به حالت چهرهاش، ۳۸ درصد به لحن صدا و تنها ۷ درصد به خودِ کلمات برمیگردد.
اینبال هانیگمن، متخصص زبان بدن، میگوید شروع کار با سه چیز است: حالت چهره، وضعیت فیزیکی ایستادن یا نشستن، و نحوه حرکت. ترکیب این سه، اولین سرنخها را درباره حال واقعی طرف مقابل میدهد.
اولین قدم برای خواندن درست این است که «خط پایه» طرف مقابل را بشناسیم؛ یعنی رفتارهای معمول او را بفهمیم. اگر کسی عادت دارد دستهاش را گره کند یا به زمین نگاه کند، باید بدانیم این رفتار طبیعی اوست و لزوماً نشانه اضطراب نیست؛ تغییر ناگهانی از این خط پایه است که باید زنگ خطر را برایمان به صدا درآورد.
دکتر الکساندرا استراتینر، روانشناس، توضیح میدهد که زبان بدن اغلب بیشتر از خودِ کلمات فاش میکند. کسی که قد کشیده با سینه باز و شانههای عقب ایستاده باشد، معمولاً اعتمادبهنفس دارد، در حالی که شانههای افتاده یا قوز کردن میتواند نشانه خستگی، دفاع یا ناامنی باشد.
نشانههای هماهنگ هم مهماند. وقتی حالت چهره، حرکات بدن و لحن صدا همراستا باشند – مثلاً صورت مشتاق، حالت مشتاق و حرکات سریع – میتوان با اعتماد بیشتری به احساس واقعی طرف پی برد. اما اگر ناگهان لبخند جایش را به اخم بدهد یا دستهای گرهخورده بیهدف رها شوند، یعنی طرف مقابل در تلاش است احساس واقعیاش را پنهان کند.
«نکتهای که خیلیها جا میاندازند، تمرکز روی یک نقطه بدن بهجای دیدن کل تصویر است،» هانیگمن هشدار میدهد. باید همه سیگنالها را با هم دید و به دنبال خوشهای از رفتارها بود، نه فقط یک حرکت ایزوله.
تماس چشمی هم حوزهای حساس است. ابروهای بالا رفته نشانه علاقه، چشمهای تنگ شده نشانه تردید، و نگاهی که مدام اینسو و آنسو میپرد، معمولاً از استرس یا جستوجوی راه فرار خبر میدهد. کارول ریلتون، کارشناس جهانی زبان بدن، توضیح میدهد: «ابروهای بالا رفته نشانه علاقهاند و حرکتی است که کنترلش سخت است.»
تقلید یا «آینهکردن» رفتارها هم نشانه خوبی است. وقتی دو نفر با هم رابطه مثبت دارند، معمولاً ناخودآگاه حالتهای همدیگر را کپی میکنند. اگر طرف مقابل لبخند شما را برنگرداند یا وضعیت بدنیاش را با شما هماهنگ نکرد، شاید نشانهای باشد از فاصله یا نارضایتی.
انتخاب کلمات هم رمزگشایی دارد. دکتر استراتینر میگوید استفاده مکرر از «من» ممکن است نشانه خودمحوری یا مالکیت دیدگاه باشد، در حالی که استفاده زیاد از «ما» نشاندهنده ذهنیت جمعی و تیمی است. همچنین سرعت نفس کشیدن میتواند لو بدهد: نفس تند و شانههای بالا رفته، نشانه هیجان یا استرس، و نفس آرام، نشانه آرامش.
اما در خواندن آدمها نباید به اشتباهات رایج دچار شد. سیگنالهای غیرکلامی معانی ثابت و کتابی ندارند؛ یک ژست میتواند در فرهنگی یک معنا و در فرهنگی دیگر، معنایی کاملاً متفاوت داشته باشد. همچنین اضطراب طرف مقابل – مثلاً در موقعیت بازجویی یا جلسه سخت – لزوماً نشانه فریب یا گناه نیست؛ ممکن است فقط استرس باشد یا حتی برآمده از هنجارهای فرهنگی مثل کمرویی.
متخصصان توصیه میکنند برای تقویت این مهارت، سه کار ساده را مدام تمرین کنید. نخست، گوش دادن فعال: نه فقط محتوای حرفها، بلکه سرعت، زیروبمی و لحن صدا را هم بشنوید؛ چرا که سرنخهای اصلی اغلب در همینها پنهان است.
دوم، به دنبال ناسازگاریها باشید. وقتی حرفهای طرف با حالت چهرهاش، لحن صدایش یا زبان بدنش نمیخواند، یعنی جایی از ماجرا پنهان شده است. هانیگمن توصیه میکند هر بار که چنین ناسازگاریای دیدید، از خودتان بپرسید چه چیزی را دارید میبینید و از آن یاد بگیرید.
سوم، تمرین مداوم. هانیگمن میگوید: «روی نزدیکترین آدمهای زندگیتان تمرین کنید؛ کسانی که خوب میشناسید و میتوانید حس کنید کی راست میگویند و کی نه. هرچه بیشتر تلاش کنید، بهتر میشوید.» او حتی پیشنهاد میکند یک دفترچه یادداشت برای ثبت مشاهداتتان داشته باشید.
در پایان، انگلند تأکید میکند که خواندن آدمها در عصر حاضر، از مهارتهای کلیدی روابط و تصمیمگیری است. ریلتون یادآوری میکند: «ما در چند ثانیه اول درباره کسی نظر میدهیم و تغییر آن نظر خیلی بیشتر طول میکشد.» بنابراین تمرکز بر زبان بدن و حرف ناگفته، فقط ابزاری برای فهم دیگران نیست، بلکه راهی است برای اینکه در همان برخورد اول، ارتباط بهتری بسازیم.