باور ۲۰ ساله علوم اعصاب شکست؛ مغز انسان «واقعاً» همزمان چند کار میکند
یافتههای جدید نشان میدهد مغز پس از تکرار کافی یک فعالیت، دست به بازآرایی هوشمندانهای میزند. در این فرایند، مسئولیت اجرای آن کار از بخش مدیریت تمرکز که قشر پیشپیشانی نام دارد، به تدریج به بخش حافظه یعنی قشر گیجگاهی واگذار میشود.
به گزارش گروه دانش و سلامت چندثانیه آنلاین، آیا شما هم میتوانید همزمان چند کار را انجام دهید؟ مثلاً پشت فرمان بنشینید، به موسیقی گوش دهید، با سرنشین کناری گفتگو کنید و همزمان به مسیر هم توجه داشته باشید؟ شاید پاسخ شما بله باشد، اما تا دیروز علم میگفت این تصور کاملاً اشتباه است. روایت رایج در علوم اعصاب این بود که مغز انسان هرگز قادر به انجام همزمان چند وظیفه نیست و آنچه ما چندوظیفگی مینامیم، در حقیقت جابهجایی بسیار سریع میان وظایف مختلف است. حالا اما مطالعه تازه در دانشگاه جرجتاون این باور دیرینه را از پایه نقض کرده است.
یافتههای جدید نشان میدهد مغز پس از تکرار کافی یک فعالیت، دست به بازآرایی هوشمندانهای میزند. در این فرایند، مسئولیت اجرای آن کار از بخش مدیریت تمرکز که قشر پیشپیشانی نام دارد، به تدریج به بخش حافظه یعنی قشر گیجگاهی واگذار میشود. در این لحظه، بخش جلویی مغز که تا پیش از این درگیر انجام آن کار تکراری بود، کاملاً آزاد میشود تا یک وظیفه جدید و دشوار دیگر را مدیریت کند، در حالی که بخش حافظه بیصدا و خودکار مشغول انجام همان کار قبلی است. نتیجه یعنی دو کار در دو نقطه مجزای مغز به طور همزمان و واقعی پردازش میشوند، نه با جابهجایی میلیثانیهای و نه با افت کیفیت.
در جریان این تحقیق که به صورت طولی و طی پنج تا ده هفته انجام شد، شرکتکنندگان بیش از سی هزار بار تمرین دستهبندی تصاویر را انجام دادند. اسکنهای مغزی پیش و پس از آموزش به وضوح نشان داد که در ابتدا تنها قشر پیشپیشانی فعال است، اما در مراحل پایانی، قشر گیجگاهی به تنهایی قادر به انجام آن وظیفه شده است. این همان دلیلی است که یک راننده باتجربه میتواند همزمان با رانندگی به پادکست گوش دهد، با مسافر صحبت کند و حتی درباره مسیر تصمیم بگیرد، اما در جلسه اول رانندگی، حتی عوض کردن ایستگاه رادیویی هم خطرناک به نظر میرسد و تمرکز را به هم میزند.
با این حال، این کشف به معنای شکسته شدن همه محدودیتها نیست. یک محدودیت حیاتی همچنان پابرجاست: اگر دو کار برای یک منبع حسی مشترک رقابت کنند، مثلاً چشم در رانندگی و پیامک زدن، هیچ مقدار تکرار و تمرینی آنها را همزمانشدنی نمیکند. چشم تنها یک جفت است و نمیتواند همزمان به جاده و صفحه گوشی نگاه کند. به عبارت دیگر، چندوظیفگی واقعی فقط زمانی ممکن است که دو کار به اعضای حسی یا حرکتی متفاوت نیاز داشته باشند.
از سوی دیگر، نکته جالب توجه این است که بعضی افراد ذاتاً در این توانایی بهتر از بقیه عمل میکنند. مغز برخی انسانها سریعتر و روانتر مسئولیت را از بخش تمرکز به بخش حافظه واگذار میکند، بیآنکه هنوز علت دقیق این تفاوت مشخص باشد. این پرسش تازه، یکی از مسیرهای آینده این پژوهش را تعیین کرده است.
این کشف تازه، فراتر از علوم اعصاب پایه، کاربردهای عملی هم دارد. درک این سازوکار میتواند به درمان بهتر اختلال وسواس کمک کند، توضیح دهد چرا استرس مزمن توانایی چندوظیفگی را کاهش میدهد و حتی در بهبود طراحی هوش مصنوعی مولد به کار گرفته شود؛ چرا که مدلهای فعلی هوش مصنوعی در یادگیری همزمان چند وظیفه عملکرد ضعیفی دارند.
خلاصه اینکه مغز انسان بسیار انعطافپذیرتر از تصور پیشین است، اما رمز دستیابی به چندوظیفگی واقعی چیزی جز تکرار و خودکارشدگی نیست. پس اگر میخواهید همزمان دو کار را انجام دهید، اول یکی را آنقدر تکرار کنید که به حافظهتان بسپارید. آن وقت است که بخش تمرکز مغزتان آزاد میشود تا کار دوم را یاد بگیرد.