گوشیهای هوشمند در حال “تکهتکه کردن ذهن انسان” هستند»
مغز انسان برای میلیونها سال در محیطی تکامل یافته که در آن حجم اطلاعات محدود بوده است. اما امروز یک فرد در چند ساعت ممکن است بیشتر از اجداد خود در چند روز اطلاعات دریافت کند.
به گزارش گروه دانش و سلامتی چندثانیه آنلاین: بسیاری از ما تصور میکنیم بزرگترین آسیب تلفنهای هوشمند، اتلاف وقت یا کاهش تمرکز است. اما یک دانشمند علوم شناختی پس از مطالعه فردی که برای مدت طولانی از تلفن همراه، شبکههای اجتماعی و محرکهای دیجیتال فاصله گرفته بود، به نتیجهای رسید که حتی خودش را شگفتزده کرد.
آنچه بازگشت، آرامش نبود. آنچه بازگشت، تمرکز هم نبود.بلکه چیزی بود که بسیاری از انسانهای مدرن بدون آنکه متوجه شوند از دست دادهاند: «احساس واقعی گذر زمان».
این فرد دیگر زندگی را به شکل صدها اعلان، پیام، ویدئو، خبر فوری و اسکرولهای بیپایان تجربه نمیکرد. برای نخستین بار پس از مدتها، روزها دوباره طولانی به نظر میرسیدند. هفتهها معنای خود را پیدا کرده بودند و خاطرات مانند فصلهای یک کتاب در ذهن او ثبت میشدند، نه مانند فایلهای پراکندهای که بهسختی قابل بازیابی هستند.
مغز انسان برای میلیونها سال در محیطی تکامل یافته که در آن حجم اطلاعات محدود بوده است. اما امروز یک فرد در چند ساعت ممکن است بیشتر از اجداد خود در چند روز اطلاعات دریافت کند. نتیجه این بمباران دائمی، ذهنی است که از یک محرک به محرک دیگر پرتاب میشود و فرصت کافی برای پردازش عمیق تجربهها را پیدا نمیکند.
به همین دلیل برخی متخصصان میگویند تلفنهای هوشمند فقط توجه ما را نمیدزدند؛ آنها روایت زندگی ما را تکهتکه میکنند.
یکی از شگفتانگیزترین یافتهها مربوط به حافظه بود. پس از دوری از محرکهای دیجیتال، فرد مورد مطالعه توانست خاطرات را با وضوح بیشتری به یاد بیاورد. او نهتنها رویدادها، بلکه جزئیاتی مانند نور خورشید، بوی هوا، صدای محیط و احساسات همان لحظه را نیز به خاطر میآورد؛ جزئیاتی که در زندگی پر از حواسپرتی امروز بهراحتی گم میشوند.
اما داستان به همینجا ختم نمیشود.
او توانایی دیگری را نیز بازیافته بود؛ توانایی تحمل سکوت.
در جهانی که بسیاری از افراد حتی چند دقیقه انتظار بدون نگاه کردن به صفحه گوشی را طاقت نمیآورند، او میتوانست مدتها در سکوت بنشیند، فکر کند، به اطراف نگاه کند و فقط حضور در لحظه را تجربه کند. روانشناسان میگویند خلاقیت، حل مسئله، بینشهای عمیق و حتی شناخت بهتر خود، اغلب در همین لحظات ظاهراً «بیحاصل» شکل میگیرند.
تغییر مهم دیگر، نحوه تصمیمگیری او بود. واکنشهای عجولانه کمتر شده بودند. اخبار، شایعات و اتفاقات ناگهانی دیگر بلافاصله او را به واکنش احساسی وادار نمیکردند. ذهنش فرصت بیشتری برای تحلیل، ارزیابی و تصمیمگیری آگاهانه پیدا کرده بود.
شاید عجیبترین بخش ماجرا این باشد که هیچ توانایی فراانسانی به دست نیامده بود. هیچ معجزهای رخ نداده بود.او فقط به حالتی بازگشته بود که زمانی وضعیت طبیعی ذهن انسان محسوب میشد؛ ذهنی که برای تمرکز عمیق، حافظه قوی، آرامش درونی و تجربه کامل زندگی ساخته شده است.
شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از افراد امروز احساس میکنند سالها با سرعتی سرسامآور از کنارشان عبور میکند. شاید مشکل این نیست که زمان سریعتر گذشته است؛ شاید ما آنقدر مشغول نگاه کردن به صفحهها شدهایم که دیگر فرصت زندگی کردن درون لحظهها را از دست دادهایم.
سؤال نگرانکننده این نیست که اگر یک ماه گوشی را کنار بگذاریم چه اتفاقی میافتد؛ سؤال واقعی این است که اگر هرگز کنار نگذاریم، چه چیزهایی را آرامآرام از دست خواهیم داد؟