آزادی در کُمای بتن و خاک؛ استادیومی که پشت وعدهها گم شد
دیگر در خبرها هم صحبت از «آزادی» نیست. ورزشگاهی که یک روز نبض فوتبال ایران بود حالا در خاطرهها هم گردوخاک گرفته است.
نغمه افشار در چندثانیه آنلاین نوشت:
آزادی را با وعدههای تازه نمیشود از زیر آوار تأخیرها بیرون کشید؛ ورزشگاهی که حالا به پروژهای طولانی تبدیل شده و هر بار برای بازگشتش تاریخی اعلام میشود و هر بار فوتبالدوستان باید چشمانتظار بمانند.
روزگاری صدهزار حنجره در آزادی با هم فریاد میزدند و سکوهایش لرزه بر اندام حریفان میانداختند. امروز اما استقلال و پرسپولیس دور از خانه بازی میکنند و سرنوشت مهمترین ورزشگاه فوتبال کشور همچنان در هالهای از ابهام است.
محمدعلی ثابتقدم، مدیرعامل شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی، در شهریور از بهرهبرداری اولیه در آذرماه گفته بود؛ اما تازهترین گزارشها از موکول شدن بازگشت مسابقات به سال ۱۴۰۶ حکایت دارند. همین فاصله میان وعدهها و واقعیت، پرسشهای جدیتری درباره زمانبندی و مدیریت پروژه ایجاد میکند.
ماجرای آزادی فقط به تأخیر در آمادهسازی چمن مربوط نمیشود. سکوها، تأسیسات و بخشهای مختلف ورزشگاه باید به مرحلهای برسند که امکان میزبانی امن و آبرومند فراهم شود. بازدیدهای پیاپی مدیران و مسئولان هم وقتی به زمان قطعی و قابل اتکای بازگشایی ختم نشود، نمیتواند نگرانی هواداران را برطرف کند. مردم حق دارند بدانند چه بخشهایی باقی مانده، چه موانعی پیش روی پروژه است و چرا تاریخ بازگشت بارها تغییر کرده است.
آزادی را نباید فقط در چند تکه بتن و یک زمین چمن دید؛ این ورزشگاه بخشی از خاطره جمعی فوتبال ایران است. هر روزی که این ورزشگاه دور از دسترس میماند، استقلال و پرسپولیس از خانهشان دورتر میشوند و هواداران سهم کمتری از تجربه واقعی فوتبال در ورزشگاه دارند.
آزادی هنوز از یادها نرفته؛ این وعدهها هستند که باید رنگ واقعیت بگیرند.