پشتپرده حذف تلخ تیم ملی؛ مقصر فقط آمریکا و فیفا نیستند | سرمایه اجتماعی تیم ملی چگونه فرسوده شد؟
اگر تیم ملی، ضعیفترین تیم گروه یعنی نیوزیلند را شکست داده بود، حتی یک تساوی در دو مسابقه بعدی میتوانست صعود ایران را تا حد زیادی تضمین کند.
به گزارش چندثانیه آنلاین، خبرآنلاین نوشت: اگر ما قادر به اثرگذاری بر همه متغیرهای بیرونی نیستیم، دستکم میتوانیم تصمیمها و کاستیهای داخلی خود را ببینیم. فوتبال ایران سالهاست بیش از آنکه از شکست خوردن آسیب ببیند، از ناتوانی در فهم شکست آسیب دیده است.
اگر تیم ملی، ضعیفترین تیم گروه یعنی نیوزیلند را شکست داده بود، حتی یک تساوی در دو مسابقه بعدی میتوانست صعود ایران را تا حد زیادی تضمین کند.
کنار گذاشتن برخی بازیکنان مؤثر، فقط یک تصمیم ساده فنی نیست؛ گاهی محروم کردن تیم ملی از بخشی از ظرفیت واقعی خودش است.
حذف غیرفوتبالی سردار آزمون از فهرست نهایی تیم ملی تصمیمی تأثیرگذار بود. او از معدود بازیکنان تیم ملی است که میتواند ریتم بازی را تغییر دهد، از نیمفرصتها موقعیت بسازد و گره مسابقات بسته را باز کند.
تیم ملی ملک شخصی هیچ مربی، بازیکن یا مدیری نیست؛ سرمایهای ملی است و تصمیمهای مربوط به آن باید تا حد امکان بر پایه منافع فنی و مصالح جمعی گرفته شود.
تیم ملی در دورههای گذشته فقط یک تیم فوتبال نبود؛ در لحظات حساس، نمادی از امید، غرور و همبستگی ملی بود. اما تیم ملی کنونی، به دلایل مختلف، از آن محبوبیت فراگیر و بیواسطه برخوردار نبود.
فدراسیون باید به پرسشهای روشن پاسخ دهد: چرا تیم ملی بازیهای تدارکاتی کافی و باکیفیت نداشت؟ چرا برخی اختلافها پیش از تورنمنت حلوفصل نشد؟
بهجای ریشهیابی، ضعفها کوچک جلوه داده میشوند؛ بهجای پاسخگویی، چند نقطه قوت بزرگنمایی میشود؛ بهجای برنامهریزی، ادبیات حماسی جای تحلیل را میگیرد. نتیجه هم چیزی جز دور باطل ناکامیهای سریالی نیست.