دیر یادت افتاد باید ببریم، آقای مربی!
محافظهکاری، بدترین تصمیم ممکن در بهترین فرصت ممکن بود...
نغمه افشار در چندثانیه آنلاین نوشت: نباختیم... سه بازی در جام جهانی کردیم و نباختیم! یک رکورد که شاید کادر فنی تیم ملی بیشتر از آنکه به برد فکر کند به حفظ این رکورد راضی بود!
تیم ملی با وجود اینکه برای صعودِ بدون اگر و اما، به پیروزی نیاز داشت باز هم تساوی را مثل یک نتیجه ارزشمند حفظ کرد!
امتیاز به خوبی در دسترسمان بود و مهمتر از همه، مصر تیمی نبود که جسارت پیروزی داشته باشد، اما تیم ما بیشتر از آنکه برای بردن برنامه داشته باشد، برای نباختن تنظیم شده بود، مثل دو بازی قبل...
اینکه بخواهیم با تعریف بدشانسی و گلهای در آفساید و پنالتی هدر رفته به بازیها نگاه کنیم بیشتر یک توجیه مدرسهایست. تکیه کردن به این جزئیات، اصل ماجرا را پنهان میکند. چرا تیمی با این ظرفیت، فقط وقتی به لحظه آخر میرسد یادش میافتد باید برای بردن کاری بکند؟
ایران توانست خوب مقاومت کند، اما در تصمیمهای کلیدی، بیشتر به حفظ تعادل فکر کرد تا شکستن آن.
در گروهی که بعد از دو بازی اول هیچ چیز قطعی نشده بود ایران میتوانست با شهامت بیشتری جلو برود. اما انتخابها، از چینش ترکیب تیم تا تعویض ها و حتی برنامههای اجرای بازی، نشانی از تهاجم نداشت.
در تمام دقایقِ هر سه بازی، انگار تیم ما منتظر بود ببیند بازی خودش به کدام سمت میرود، نه اینکه خودش جهتش را تعیین کند.
این تردید و تعلیق خودش را جایی بیشتر نشان میدهد که گزینههای تهاجمی نادیده گرفته شدند.
بازیکنی مثل مهدی قایدی دقیقاً برای همین لحظهها بود؛ برای شکستن فضاهای بسته، برای بههم زدن شکل دفاعی حریف، برای آن وقتی که بازی به جرقه نیاز دارد.
وقتی چنین بازیکنی جایی در زمین پیدا نمیکند پس کی باید از او استفاده کرد؟
ایران در این جام تیمی نبود که زیر دستوپای رقبا له شود. برعکس، نشان داد که توان ایستادن دارد، توان رقابت دارد و حتی میتواند بازی را تا مرز پیروزی ببرد. اما وقتی محافظهکاری حرف اول را میزند معلوم است که نتیجهای عایدمان نمیشود.
جام جهانی رحم ندارد. از تو بهترینِ خودت و بهتر بودن از باقی حریفانت را میخواهد، و تیم ما بلد نبود ارزش دقیقهها را بداند.
در تورنمنتی که کیپورد میآید و همراه با اسپانیا از گروهش صعود میکند این حق ماست که معترض باشیم و امتیازهای از دست رفته را مطالبه کنیم.