چرا دهه شصتیها در ۴۰سالگی تازه دنبال علاقههای شخصیشان رفتهاند؟
۴۰ ساله شدهایم و تازه داریم میپرسیم: «من واقعاً چی دوست دارم؟»
به گزارش گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین: برای خیلی از دههشصتیها، این سؤال سالها جایی در زندگیشان نداشته است. باید درس میخواندند، کنکور میدادند، کار پیدا میکردند، ازدواج میکردند و زندگی را میچرخاندند. فرصت چندانی برای اینکه بپرسند خودشان چه میخواهند، وجود نداشت.
این نسل در سالهای جنگ و کمبود بزرگ شد و بعد، در جوانی با کنکور، بیکاری، سختی ازدواج و مشکلات اقتصادی روبهرو شد. برای خیلیها اولویت این بود که زودتر روی پای خودشان بایستند و زندگی را سر و سامان بدهند.
در چنین شرایطی، علاقه شخصی معمولاً اولویت نبود. اگر کسی به نقاشی، موسیقی، نوشتن یا یک شغل خاص علاقه داشت، خیلی وقتها باید آن را کنار میگذاشت تا سراغ چیزی برود که درآمد و آینده مطمئنتری داشته باشد.
حالا بخشی از همان نسل به ۴۰سالگی رسیده و تازه فرصت کرده به علاقههایی فکر کند که سالها عقب انداخته بود. یکی کلاس هنری میرود، یکی ساز یاد میگیرد، یکی شغلش را عوض میکند و دیگری کاری را که همیشه دوست داشته، جدیتر دنبال میکند.
برای بعضیها این تغییر از خستگی شغل قبلی میآید، برای بعضی از احساس گیر افتادن و برای بعضی هم از یک فکر ساده که میگوید اگر قرار باشد از اینجا به بعد برای خودم انتخاب کنم، چه میخواهم؟»
۴۰سالگی برای این نسل شاید سنی باشد که آدم بالاخره فرصت میکند خواستههای خودش را از توقعات دیگران جدا کند.
شاید دیر باشد، اما هنوز وقت هست؛ برای کاری که دوستش داریم، برای علاقهای که سالها عقب انداختیم و برای زندگیای که این بار خودمان انتخابش میکنیم.